#فکت
×- کاترین نایت اولین زندانی زن استرالیایی بود که به حبس ابد بدون بخشودگی محکوم شد. او که ۲۴ اکتبر ۱۹۵۵ متولدشده، اکنون در حال گذراندن دوران حبس در زندان است.
×- کاترین سابقهای طولانی از رفتار خشونتبار در روابط شخصی داشت ازجمله خرد کردن دندانهای مصنوعی شوهر اولش و یا بریدن گلوی سگ هشتهفتهای شوهر دومش در مقابل چشمان او.
×- آخرین مورد این خشونتها در ازدواج او با "جان چارلز توماس پرایس" اتفاق افتاد ولی این بار شکایت رسمی پرایس باعث عصبانیت بیشازحد کاترین شد و او شوهرش را با چاقوی قصابی تا سر حد مرگ مجروح کرد. کاترین ۳۷ ضربه چاقو به پشت و سینهی پرایس زد که بسیاری از آنها به اندامهای حیاتی او آسیب جدی رساندند. در آخر کاترین پوست پرایس را کَند و با یک چوبلباس به چهارچوب در اتاق نشیمن آویخت، سر او را جدا کرد و در یک قابلمه قرارداد و رانهای او را به همراه مقداری سبزیجات برای کباب شدن داخل فر گذاشت...
ظاهراً او تصمیم داشت که این انتقام وحشیانه را با یک شام خانوادگی به همراه فرزندانش کامل کند که خوشبختانه قبل از رسیدن آنها به منزل توسط پلیس دستگیر شد.😐
+ چه آدم های مریضی پیدا میشه😐💔
#فکت
طبق تحقیقات،ادامه زندگی پس از مرگ با آپلود اطلاعات مغز روی یک بدن امکان پذیر است!
+ اینم بگم که ایلان ماسک روی یک شرکتی سرمایه گذاری کرده که احتمال داره این شکرت تا چند ده ی دیگه همچنین چیزی رو درست کنه😎❤️
#فکت
بر اساس گزارشات منتشر شده توسط دانشمندان علوم ماوراء الطبیعه حدود بیست درصد بچه ها در سن 3 تا 6 سال میگویند صدا عجیب و غریب میشنوند که آنها رو دعوت به بازی میکنند
+ مواظب بچه ها باشید :)
#فکت
اگر به مدت یکسال یک بسته چیپس بخورید،میزان رادیو اکتیوی که دریافت خواهید کرد صد برابر بیشتر از زمانی خواهد بود که به مدت یک سال در کنار یک تاسیسات اتمی زندگی کنید!؟
#داستان :
روزینا دسپارد و شبحی با چشمان گریان ...
#ترسناک
روزینا دسپارد در خانه پدریش در چلتهام,انگلستان آماده خواب شده بود.وقتی لباس خواب را پوشید صدای پای مادرش را از پشت در شنید. اما وقتی در را باز کرد راهرو بیرون خالی بود. به درون راهرو سرک کشید وزنی را دید که لباس سیاه بر تن دارد و دستمالی به صورت گرفته و پای پله ها خاموش ایستاده است. بعد از چند ثانیه زن از پله پایین رفت. شمع در دست روزینا خاموش شد ودیگر چیزی ندید. شروع ماجرا در ژوئن 1882 بود و هفت سال پیاپی شبح سیاهپوش توسط اعضا خانواده مکرر دیده شد . حال شبح مثل یکی از اعضا خانواده شده بود. روزینا سعی کرد با شبح گفتگو کند اما هر بار شبح سرش را پایین می انداخت و ناپدید می شد . مراسم شام در خانه دسپارد تبدیل به مراسم اعصاب خرد کنی شده بود زیرا شبح بر دو نفر از حاضرین ظاهر می شد وبر بقیه ناپدید می ماند. گاه او در میان دو میهمان که مشغول صحبت بودند ظاهر می شد . یکی از آنها آن را میدید و گفتگو مبدل به حرف های بی سر وته می شد روزینا وپدرش که شبح بر آنها ظاهر می شد نمی توانستند با او رابطه برقرار کنند
تمام ظاهر شدن ها بدقت توسط روزینا یاداشت می شد او سعی داشت تا هویت شبح را حدث بزند . کسی که بیشتر ازهمه مشخصاتش با شبح یکی بود خانم "ایموژن سوبین هو" معشوقه صاحبخانه قبلی بود که بعد از مشاجره ای از خانه اخراج شده بود و در فقر وفلاکت در سال 1878 در گذشته بود. ظهور شبح بعد از یک جلسه ظهور اشباح در سال 1889 متوقف گشت. این ماجرا اگرچه در آن زمان توجه بسیاری را برانگیخت و توسط انجمن تحقیقات روح بدقت مورد مطالع
#فکت
در گواتمالا، زندگی پس از مرگ به عنوان جشنی بزرگ تصور می شود و مردم قبر درگذشتگان را با رنگهای شاد نقاشی می کنند و گورستان ها به جای ترسناک بودن محیطی شاد و رنگارنگ هستند!
+ واقعا اینا دیگه خیلی شادن /: