#فکت
دوشیزه اهنی (اعدام ها)
اعدام نوعی کیفر و مجازات و به عبارتی دیگر اشد مجازات برای محکوم است. این کیفر یکی از موارد پیش بینی شده در قانون برخی کشورهای قرن 21 است اما قرون وسطای در این خصوص سیاه ترین صفحات تاریخ را به خود اختصاص می دهد و شاید عجیب ترین و ترسناک ترین روش های اعدام مختص این برهه از تاریخ باشد در این مطلب یکی از بدترین روش های اعدام در تاریخ را مرور می کنیم. دوشیزه آهنی یا تابوت ایستاده نوعی روش اعدام در قرون وسطای بود که از ان برای شکنجه و اعتراف نیز استفاده می کردند این سر جیغ کش و این تن خاردار، آنقدر رعب انگیز بود که قربانی بیچاره، شاید قبل از اینکه داخل فضای خالی تابوت ایستاده گذاشته شود، قلبش از کار می افتاد به همین دلیل خیلی از مجرم ها قبل از ورود به تابوت به گناهانشان اعتراف می کردند. سرنیزه های فولادین و تیز طوری روی درب تابوت کار گذاشته شده بودند که در حساس ترین نقاط بدن قربانی مفلوک نفوذ کنند و در عین حال به اعضای اصلی بدن او آسیب نرسانند بنابراین قربانی در همان لحظه اول نمی مرد و مرگ او سخت و طولانی می شد. به خصوص که درب های تابوت هم به آهستگی بسته می شدند! گاهی چند روز طول می کشید تا این مقبره شیطانی جان قربانی اش را به لب برساند، آنقدر که بشود از او اعتراف گرفت.
#فکت
گفته شده، پس از این که پدر و مادر چهار کودک، در این خانه که به خانه «سیر» مشهور است همزمان دست به خودکشی زدند و بعد از مردن آن ها بچه ها بیش از یک دهه در کنار جسد آنها در این خانه زندگی می کرده اند!😐
هدایت شده از نیازمندان عقل 😂✨
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واژه های اصیل ایرانی که در زمان هخامنشی هم از آنها استفاده میشده =)
#فکت
جالبه بدونین واژه دراکولا از نام "ولاد تپش" شاه رومانى معروف به دراکول گرفته شده. وی به خونخواری معروف بود و در جنگ با عثمانی ها پوست بیش از 40 هزار ترک را کند و به ولاد پوست کن معروف شد😶
+ واقعا عجب ادمی بوده 😐💔
تئوری خواب و بیداری .
#تئوری
یه روز از محل کارم به طرف خونه می رفتم که توراه تصادف کردم و مردم، از خواب پریدم و به خاطر آوردم که من اصلا ماشین ندارم و شاغل نیستم، بلند شدم تا برای پسر و همسرم صبحونه آماده کنم که خونه آتیش گرفت و من مردم، مسخرس ولی من باز از خواب بیدار شدم و یادم اومد که مجردم، ابن اتفاق بارها و بارها افتاد و هر بار مطمئن بودم بیدارم ولی هر بار مردم و از خواب بیدار شدم، این اتفاق اونقدر تکرار شد تا من کاملا از رویا بیرون اومدم.
•• تاحالا این اتفاق براتون افتاده؟
توی این تجربه شما فکر میکنید بیدارید تا اینکه بر اثر مرگ یا یه اتفاق دیگه بیدار میشید و میفهمید داشتین خواب میدیدین
•• طبق یه تئوری، کسایی که حرفه ای رویا گردی میکنن، میتونن بین جهان های مختلف حرکت کنن. اونا توی هر کدوم از این جهان ها یه شغل یا یه شخصیت یا حتی یه جنسیت متفاوت دارن.
•• و نکته ی دیگه اینکه ممکنه شخص بارها و بارها توی خواب هاش بمیره و بیدار شه و اصلا اینو نفهمه چون بعد از وارد شدن به جهان بعدی حافظش صفر شده و با موقعیت جدید بیدار میشه
•• شما ممکنه دانشجو باشید ولی توی جهان بعدی به عنوان یه زن خانه دار بیدار شید و فکر کنید تموم عمرتون اونجا زندگی کردید و تموم عمرتون یه زن خانه دار بودید
•• و نکته ی دیگه زمانه، ممکنه شما فقط ۵ دقیقه خواب باشید ولی توی خوابتون سالها زندگی کرده باشید
•• میدونم دارید به چی فکر میکنید، ترسناکه ...
حتما دارید فکر میکنید همین الانم توی رویایید و زنذگی الانتون خوابه
•• تعجبی نداره وقتی بیدار شدید یه موقعیت یا حتی جنسیت متفاوت... 💔
#تئوری
یه تئوری معروف میگه که شاید وقتی شروع به تصور چیزای مختلف میکنیم، اونا واقعی میشن و "وجود" پیدا میکنن و وقتی میمیریم، به دنیایی میریم که از تخیل خودمون ساختیمشون😐💔
#فکت
✖️- برخی از مردم ایسلند در قرن ۱۷ ام میلادی، پوست پائین تنه خود را برای تولید شلوار ساخته شده از پوست انسان اهدا می کردند! به این منظور، با شخص مورد نظر مذاکراتی انجام می دادند تا او را راضی کنند پس از مرگش پوست بدنش را اهدا کند. پس از مرگ این شخص و خاکسپاری او، بدنش را از زیر خاک بیرون می آوردند و پوست کمر به پائینش را به طور یک تکه از تنش جدا می کردند!
✖️- به محض اینکه این شلوار را بپوشید، پوستش به پوست اصلی خودتان می چسبد! به همین خاطر در آن دوران هیچ کس نمی توانست قبل از خرید این شلوار را به پا کند. این شلوار، شلواریست که یک عمر به پایتان خواهد بود و هرگز نمی توانید آن را از خودتان جدا کنید! البته همانند هر لباس و شلوار دیگری که می خرید، این شلوار هم نیازمند تعمیر و نگه داری بوده است. البته مطمئنا تعمیر شلوار ساخته شده از پوست انسان بسیار دردناک تر از تعمیر یک شلوار معمولی است!
+ ببین چقدر پنپه و پشم کم بوده که با پوست انسان شلوار درست میکردن |:
#داستانترسناک
×- اواخر شب، معمولاً چندین بار میرفتم دسشویی و هربار وقتی از گوشه ی چشمم به اینه نگاه میکردم، میتونستم خودمو ببینم که ظاهر عجیبی داره و انگار خودم نیستم؛ اونقدر میترسیدم که بدون اینکه به اینه نگاه کنم میومدم بیرون.
×- من هیچوقت درموردش به همسرم نگفتم چون نمیخواستم نگرانش کنم.
یه روز وقتی روی صندلی کنارم نشسته بود کم کم خوابم برد.
×- وقتی از خواب بیدار شدم همسرم گفت بعد از خوابیدن من، اونم خوابیده و یه دفعه که بیدار شده منو دیده که توی دسشویی با سرعت به این طرف و اون طرف میرم و بعد اومدم جلوی در و مستقیما بهش خیره شدم، بعد تو یه ثانیه وقتی برگشته، دیده که من روی کاناپه خوابم و اونی که توی دسشویی بود غیبش زده:)