eitaa logo
تئاتر زندگی ‌‌-
113 دنبال‌کننده
4 عکس
7 ویدیو
0 فایل
ــ برای فرج آقا یه صلوات می‌فرستی مؤمن ؟ . . با اهل درد شرح غم خود نمی کنم تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
مشاهده در ایتا
دانلود
مکن ای صبح طلوع..
تو رابطه با تو با پاهای برهنه روی شیشه راه رفتم و تو نفهمیدی چی به من گذشت ..
برنمیگردم حتی اگه خودمو پیشت جا گذاشته باشم..
جای سخت ماجرا اونجاست که تو دیگه رابطه رو تموم کردی اما استرس هایی که داشتی توی رابطه هنوز که هنوز با لرزش دستات همراهیت می‌کنه.
تموم ذوق و شوق منو از بین بردی الان چی رو میخوای درستش کنی ؟..
به خودم اومدم و تو واقعا نیستی..
بعضی از حرفا تبدیل میشن به معده درد
در غزه، دیگر کسی از نان حرف نمی‌زند مادر، ساعت‌ها کنار اجاق سرد می‌نشیند،نه برای پختن،برای آنکه کودکش خیال کند هنوز امیدی هست کودک اما دیگر سؤال نمی‌پرسد.. فقط نگاه می‌کند نگاه می‌کند به دستان خالی،به بشقابی که مدام پر نمی‌شود و به آسمانی که هر شب، گرسنه‌تر از زمین، جان می‌بلعد - به وقت 31/4/1404
روز به روز داری برام تاریک تر میشی
دیگه مهم نیست مامان، امیدوارم یه روز بلاخره ازم راضی بشی
ادامه بقا دیگه زیادی مسخره شده