و برای تویی که رنجیده و خسته از دنیا و آدمهاش شدی.
من عاشـق آن رهبــر نورانــی خـویشم
آن دلبــر وارستــه عـرفـانـی خــویشم
عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار
هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم
در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار
امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم
چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد
گمگشتــه این دیـده بـارانــی خـویشم
زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت
در کوهم و در دشـت و بیـابـانی خـویشم
از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل
چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم
یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست
عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم
دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن
دلـبستــه آن یـار خـراسـانــی خـویشم
تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم
این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم
زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم
افسـرده دیـدارم و زنـدانــی خـویشم
سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از
جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم
من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امـا
تضمیـن گـر شعریش به نـادانـی خویشم.
و درود بر دیدار های یهویی ، خنده های عمیقِ بعد از غم ، نور امید و چشای برق زده
راست گفتن که دنیا جدا نکند رفیقان در آغوش هم گریسته را.
بچها خودتون رو به پادکست گوش دادن عادت بدید ، به کتاب خواندن عادت بدید ، به شده روزی چند آیه قرآن خوندن عادت بدید ، به فیلم هایی با سناریو و دیالوگ های ماندگار عادت بدید ، به یادگرفتن یه هنر یا زبان جدید عادت بدید ، به شرکت توی ورکشاپ ها و ایونت های علمی و مفید عادت بدید و از آدم هایی که جلوی پیشرفت شما رو میگیرن دوری کنید.
اللَّهُمَّ اجْعَلْ قائدنا و سَیّدنا السَیّد علی الخامنهای فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ (:
هدایت شده از تئاتر زندگی -
کاش میان این هیاهو ناگهان صدایی بیاید: «الا یا اهل العالم،أنا المهدی »