eitaa logo
خط سوم
4هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
7 فایل
جایی برای بریدگان از الیگارشی چپ و راست که می‌خواهند خط سومی را بنا کنند ادمین: @huygence خط سوم؛ خط مردم
مشاهده در ایتا
دانلود
قبلا درباره علی صدری نیا نوشته بودم که به محمد حسین رنجبران بعدی سلام کنید ولی نمی دونستم که صدری نیا قراره رکورد رنجبران رو در سرعت رشد و ترقی و گنده شدن بشکنه کیف کش ها روز به روز خطرناکتر میشن https://virasty.com/huygence/1755020157682565781 https://virasty.com/huygence/1744546136494636850 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
یه کم جنازه زن زندگی آزادی ببینیم 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
تف سر بالا و پرورش مار در آستین به روایت تصویر دکتر روشنفکر بازی آخر عاقبت نداره از ما گفتن 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
بالاخره مشخص شد که دعوای نرجس سلیمانی با شهرداری تهران و زاکانی به خاطر پدرکشتگی نیست به خاطر شوهر دوستیه امروز تو جلسه علنی شورای شهر تهران، گزارش حسابرسی شرکت همشهری بررسی شده حسابرس برای دومین سال پیاپی از عملکرد شرکت همشهری (ارگان رسانه ای شهرداری) راضی بوده و این موسسه برای نخستین بار بعد از 8 سال سودآور شده و از وضعیت ورشکستگی خارج شده علیرغم گزارش مثبت دو نفر از اعضای شورای گزارش رو قبول نکردن که طبق معمول یکییشون خانم نرجس سلیمانی بوده چمران رئیس شورا به خانم گفتن، حسابرس نماینده خود ماست داری گلی به خودی میزنی خانم بعدش مهدیان مدیرمسئول همشهری یه گزارش از دلایل عملکرد مثبت مجموعه همشهری و کمک شهرداری میگه و آخرش برای اینکه این موش و گربه بازی نرجس سلیمانی رو تموم کنه به شورای میگه حضرات من نگران شان شورا هستم این شورای 21 نفره شما یه عضو 22 دوم هم داره که معلوم نیست پشتش به کجا گرمه که اعضای هیئت‌مدیره همشهری رو احضار میکنه و بازجوییشون میکنه شب قبل از ارائه گزارش حسابرس، به حسابرس زنگ می‌زنه و مواخذش میکنه اعضای شورای برآشفته میشن که جریان چیه؟ مهدیان هم میگه از خانم سلیمانی بپرسین که همسرشون چیکارست تو شورا که این کارا رو کرده و خلاصه دعوا بالا میگیره تهش هم معلوم میشه که شوهر خانم نرجس سلیمانی از پیمانکارای سابق شهرداری بوده که مدیریت جدید شهرداری حاضر نشده باهاش همکاری بکنه و دعواها از اینجا شروع شده حالا چرا شهرداری با آقای ابوذر خضرایی افضلی همسر خانم نرجس سلیمانی همکاری نمیکنه؟ دلیلش رو شهرداری باید بگه ولی اگه بدونید این آقای افضلی از پیمانکاران زمان شهرداری آقای قالیباف بودن و یه مدتی هم مدیرعامل خیریه همسر آقای قالیباف بودن شاید بتونید دلیلش رو حدس بزنید خانم سلیمانی حقش نبود که اسم پدر افتخار پدر رو فدای لقمه شبهه دار همسر بکنی 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
آقای فرهاد فتحی میدونی چرا کسی از پیشنهاداتت استقبال نمیکنه چون یه روده راست تو شکمت نیست انقدر دروغ و دونگ به هم می بافی که کسی حتی حاضر نیست باهات بهشت هم بیاد چه برسه به اتحاد مرد حسابی خودت گفتی محمد زاده خبر فوری سراسری استقبال کرده و قرار شده جلسه بزارید بعد ننه من غریبم بازی درمیاری که حتی یه نفر هم استقبال نکرد اینا همشون منیت دارن تنها آدم خوب کل جمهوری اسلامی من فرهاد فتحیم بسه دیگه خستمون کردی مذبذب السلطنه 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
خط سوم
بالاخره مشخص شد که دعوای نرجس سلیمانی با شهرداری تهران و زاکانی به خاطر پدرکشتگی نیست به خاطر شوهر
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدیر مسئول همشهری: همسر نرجس سلیمانی تماس‌های تهدیدآمیز با اعضای هیات مدیره ما می‌گیرد! 💥به کانال بپیوندید ❇️ https://eitaa.com/thirdparty
هدایت شده از دکتر حمیدرضا مقصودی
روایت یکی از مخاطبان از اغتشاشات... شب اول (پنج‌شنبه) از ماجرای فراخوان پهلوی بی‌خبر بودم. فقط با توجه به رویدادهای هفته‌ی قبل و افزایش ناگهانی قیمت‌ها منتظر شورش بزرگی بودم. ساعت ۸ بود که شعارها شروع شد. توی گروه "راویان حقیقت اقتصاد ایران" از باقی دوستان خبر گرفتم که همه‌ی شهرهای ایران اغتشاش شده. سریع شال و کلاه کردم و زدم بیرون. هدف: کمک به حافظان امنیت استراتژی: هدایت معترضان به کانال‌های غیراغتشاشی و غیرآسیب‌زا تاکتیک: گفتگو درباره‌ی ریشه استعماری گرانی‌ها، شعارهای ضدآمریکایی و ضدصهیونی و ضدنولیبرالی (مثلا: ارزش پول ملی، ناموس هر ایرانی) ولی به محض اینکه پایم را گذاشتم بیرون پی‌ بردم نقشه‌ی راهم چندان به درد نمی‌خورد. زیرا از همان دقیقه‌ی اول و بدون بروز هیچ برخوردی، خشونت خیابانی بی‌دلیل اوج گرفت: اولین حرکت‌شان حمله به مسجد محله بود (امام حسن عسکری، ۴۵ متری گلشهر کرج). شکر خدا با توجه به اینکه اینجا یک محله تقریبا قدیمی است و معتمدین محلی شناخته شده‌اند، مقاومت بچه‌های بسیج مسجد (چند نفر انگشت شمار داخل مسجد که فقط گاز اشک‌آور داشتند) جواب داد و اغتشاش‌گران فقط به آتش زدن بنرها اکتفا کردند. دقت کنید حمله به مسجد در همان نیم‌ساعت اول رخ داد، بدون اینکه نیروهای امنیتی حضور داشته باشند و برخوردی کنند. نقطه‌ی بعدی تمرکز آشوب‌گران چهارراه شهید بهشتی بود (این خیابان گلوگاه کرج است و شرق و غرب شهر را به هم وصل می‌کند) تیرهای چراغ برق کنده شدند و با سطل‌های آشغال راه‌بندان رخ داد. اغتشاش‌گران قمه و شمشیر و گرز داشتند. حین بستن چهارراه درگیری‌هایی پیش آمده بود و یک نفر تیر خورده بود. هنوز موبایل‌ها وصل بود. زنگ زدم اورژانس. خودم هم رفتم پایین‌تر ایستادم. زیرا بین خود اغتشاشگرهای مسلح هم دعوا و جدل وجود داشت و هر لحظه ممکن بود به جان هم بیافتند. آمبولانس از پایین آمد تا مجروح را ببرد. همان‌طور که حدس می‌زدم دعوای درونی اغتشاشگرها بالا گرفت و سروصدایشان بلند شد. ولی یک نکته دیگر توجهم را جلب کرد: عده‌ای از اغتشاشگران داشتند مسیر برگشت آمبولانس را بلوکه می‌کردند. رفتم جلو و داد زدم: "چرا راه آمبولانس رو می‌بندین؟" فحشی دادند که تو ... نخور. بدتر جار و جنجال راه انداختم که راه آمبولانس را نبندید مجروح دارد. یکی فحش مادر به مجروح داد و گفت: "بذار بمیره" حین بحث باهاشون یک لحظه متوجه شدم که دوره‌ام کرده‌اند و وسط‌شان گیر افتاده‌ام. تنها شانسی که آوردم این بود که فرد مجروح خودش هم اغتشاشگر بود و بچه‌محل‌هایش دم آمبولانس متوجه جنجال ما شدند. آماده‌ی خواندن شهادتین بودم که اغتشاش‌گران محلی سر رسیدند. با دیدن آنان، گروهک طرفدار راه‌بندان پابه‌فرار گذاشتند. "همون‌هایی بودن که می‌خواستن مسجد رو آتیش بزنن" یکی از اغتشاشگران محلی گفت. یکی دیگر گفت: "از خودشون بودن" گفتم: "چه حرفیه؟ خودشون که نمی‌آن به جوون بسیجی داخل مسجد حمله کنن". متاسفانه هر حرف درستی در آن شرایط به سرعت منکوب می‌شد. هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که یکی فریاد زد "جاویدشاه جاویدشاه" و تنها شانسی که برای روشنگری داشتم از دست رفت. صدای چند شلیک از خیابان‌های اطراف به گوش رسید در کمتر از دو دقیقه همه دویدند توی خانه‌های اطراف. مدتی توی پارکینگ‌ها ماندند. ۲۰ دقیقه بعد باز آمدند بیرون. یعنی ساعت ۹ و نیم. اما این بار نه شعاری دادند نه چیزی را تخریب کردند. خوشحال و خندان می‌خواستند برگردند خانه‌هایشان. انگار که کار نظام تمام است و همین فردا ترامپ با چتر فرود خواهد آمد. کمی دیگر توی خیابان ماندم. هنوز جمعیت‌های کوچکی در اطراف آتش‌ها و تخریب‌ها باقی مانده بودند: اوباش، روسپیان، معتادها، موادفروش‌ها. ☘️کانال تحلیل‌های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi