اون لحظه ای که به سقف زل زدی و به این فکر میکنی که شاید من کافی نیستم که همچی بهم ریخته <
اون لحظه ای که از استرس هیچ کاری جز کندن پوست لبت و زل زدن به یه جا نمیتونی بکنی <
چرا فقط یکی نمیاد تو بغلش گریه کنم و سعی نکنه قانعم کنه که ناراحت نباشم فقط بغلم کنه ؟!
باشه ولی اگر کلمات "وا، جالبه، عجیبه، عجب، شاید، ولی، درود، عه نه، بیتربیت، گمشو، واقعا و جدی" رو از من بگیرن واقعا لال شدم.