طـیـلا❤️🩹>
صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود
نازپروردِ وصال است، مجو آزارش
طـیـلا❤️🩹>
از من گذشت و من هم از او بگذرم
با چون منی غیر محبت روا نبود ..
- شهریار
طـیـلا❤️🩹>
بی من چگونه رفت؟ مگر دوستم نداشت؟
آخر چه خواستم که دگر دوستم نداشت !
طـیـلا❤️🩹>
آخر چه خواستم که دگر دوستم نداشت !
آن اشک های شوق در آغازِ هر سلام
طـیـلا❤️🩹>
آن اشک های شوق در آغازِ هر سلام
آن خنده ها چه بود؟ اگر دوستم نداشت
طـیـلا❤️🩹>
آن خنده ها چه بود؟ اگر دوستم نداشت
آه ای دل صبورِ کماکان در انتظار
طـیـلا❤️🩹>
آه ای دل صبورِ کماکان در انتظار
آه ای نگاه مانده به در، دوستم نداشت