طـیـلا❤️🩹>
چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد
الا ای آتشین پیکر برآی از خاک و خاکستر
خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد
طـیـلا❤️🩹>
الا ای آتشین پیکر برآی از خاک و خاکستر خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد
زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم
زهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان دارد
طـیـلا❤️🩹>
زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم زهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان دارد
ببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافل
که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد
طـیـلا❤️🩹>
ببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافل که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد
درون ها شرحه شرحه است از دم و داغ جداییها
بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد
طـیـلا❤️🩹>
درون ها شرحه شرحه است از دم و داغ جداییها بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد
دهان سایه میبندند و باز از عشوهی عشقت
خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد
طـیـلا❤️🩹>
درسته که میگن صبر کن درست میشه اما به قول جناب ابتهاج :
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است ؛)