🔆نتایج پیمایش«بررسی ابعاد مقاومت دینی مردم تهران در جنگ دوازدهروزه»
🔅حجم نمونه: 1000نفر از مردم بالای 15 سال مناطق 22 گانه شهر تهران؛حضوری
❇️در روزهای جنگ از کشته شدن میترسیدم.
نتایج حاکی از آن است که🔻
🔹 31.6 درصد از مردم تهران در جنگ دوازده روزه اسراییل، با ترس از کشتهشدن در دوران جنگ، موافق بودهاند و بیان داشتهاند که «در روزهای جنگ از کشته شدن میترسیدم».
🔸همچنین 65.6 درصد در این موضوع ابراز مخالفت کردهاند.
🔹2.8 درصد در این موضوع نظری نداشتهاند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
مرکز مطالعات فرهنگی تیام
Tiyaam.ir
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔆نتایج پیمایش«بررسی ابعاد مقاومت دینی مردم تهران در جنگ دوازدهروزه»
🔅حجم نمونه: 1000نفر از مردم بالای 15 سال مناطق 22 گانه شهر تهران؛حضوری
❇️در روزهای جنگ، با یادآوری کمک خداوند، به دیگران آرامش میدادم.
نتایج حاکی از آن است که 🔻
🔸86.1 درصد از مردم تهران در جنگ دوازده روزه اسراییل، با آرامشبخشی به دیگران از طریق یادآوری یاری خداوند در شرایط جنگ، موافق بودهاند و بیان داشتهاند که «در روزهای جنگ، با یادآوری کمک خداوند، به دیگران آرامش میدادم».
🔹همچنین 11.3 درصد در این موضوع ابراز مخالفت کردهاند.
🔸2.6 درصد در این موضوع نظری نداشتهاند.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
مرکز مطالعات فرهنگی تیام
Tiyaam.ir
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔻قابل توجه مخاطبین محترم
🔹 پیمایش «بررسی ابعاد مقاومت دینی مردم تهران در جنگ دوازدهروزه» (با حجم نمونه 1000نفر) مشتمل بر ۶۰ سؤال میباشد و آنچه در این بخش ارائه شد، صرفاً بخشی کوتاهی از نتایج است که قابلیت انتشار عمومی دارد.
بخش های دیگر طی روزهای آتی در جلسات کارشناسی به سمع و نظر نخبگان، اساتید و کارشناسان خواهد رسید.
❇️راه ارتباطی:
@Tiyaam_admin
پژوهشکده باقرالعلوم (علیه السلام)
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
مرکز مطالعات فرهنگی تیام
Tiyaam.ir
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔆 خیابانِ بودن
✍️حبیب الله اسدالهی
🔹در شرایط جنگ تحمیلی این روزها بر ایران، جامعه وارد سطحی از کنش شده است که میتوان آن را «کنش وجودی» نامید؛ کنشی که موضوع آن نه صرفاً سیاست روزمره، بلکه «بودن جمعی» است. بااینحال، باید توجه داشت که چنین سطحی از کنش در همه جوامع به یک اندازه قابل بروز نیست. شدت و حتی اصل ظهور این نوع سیاستِ بودن، وابسته به عمق تاریخی، تراکم تجربههای جمعی و قدرت حافظه فعال تاریخی هر جامعه است. جوامعی که فاقد این لایههای انباشتهاند معمولاً در لحظات تهدید، کنشهای پراکنده و ناپایدار نشان میدهند، نه کنش وجودی و همبسته.
🔸در ایران، خیابان در این وضعیت تنها یک فضای فیزیکی یا محل بیان مطالبات نیست، بلکه به «مکان نمادینِ حضور اجتماعی» بدل میشود؛ جایی که جامعه نه صرفاً مطالبه میکند، بلکه وجود خود را اعلام میکند. این ماندنِ جمعی در خیابان، از جنس تجمعهای مقطعی نیست؛ بلکه شکلی از بازنمایی «بودن تاریخی» جامعه است. چنین حضوری زمانی ممکن میشود که جامعه حافظهای فعال داشته باشد؛ حافظهای که در آن تجربههای مکرر دفاع از سرزمین، عبور از بحرانهای بزرگ و حفظ پیوندهای جمعی در طول تاریخ نقش بنیادین داشتهاند.
🔹در بسیاری از جوامع، بهدلیل ضعف حافظه تاریخی یا فقدان تجربههای مشترک عمیق، بحران لزوماً به همبستگی نمیانجامد؛ اما جامعه ایران بهواسطه تراکم تجربههای تاریخی ظرفیتی ویژه برای فعالسازی این حافظه در لحظه بحران دارد. همین امر است که امکان شکلگیری کنش وجودی را تقویت میکند. بنابراین، اگرچه این امکان در اصل منحصر به ایران نیست، شدت و کیفیت آن در جامعه ایران برجستهتر و متمایزتر است.
🔸در این میان، «داراییهای معنوی ـ ایمانی» جامعه ایران نیز نقشی تعیینکننده دارند. مفاهیمی مانند ایثار، شهادت، مسئولیت اخلاقی در قبال جمع و دفاع از سرزمین در فرهنگ دینی و تاریخی ایران صرفاً ارزشهای فردی نیستند، بلکه افق معنایی مشترکی ایجاد کردهاند که کنش جمعی را از سطح واکنشهای سیاسی معمول فراتر میبرد. این لایه معنوی همان چیزی است که به کنش اجتماعی عمق میدهد و آن را به «مقاومت معنایی» تبدیل میکند؛ مقاومتی که بیش از آنکه محصول سازماندهی رسمی باشد، برخاسته از درک مشترک نسبت به ضرورت حفظ بودن جمعی است.
🔹در چنین بستری، خیابان به صحنه بازتولید همبستگی اجتماعی تبدیل میشود؛ همبستگیای که نه پیچیده و ساختهشده از بالا، بلکه برآمده از حافظه مشترک و ذخایر معنوی جامعه است. افراد با حضور در کنار یکدیگر نهتنها پیام سیاسی ارسال میکنند، بلکه کل تاریخی جامعه را دوباره احضار و بازتعریف میکنند. این همان «بازگشت جامعه به خود» در لحظات تهدید و جنگ است.
🟢بهاینترتیب، حضور مردم در خیابان در چنین شرایطی را میتوان جلوهای از «سیاستِ بودن» دانست؛ سیاستی که موضوع آن حفظ استمرار تاریخی جامعه است. جامعه ایران، با تکیه بر عمق تاریخی منحصربهفرد خود و با استفاده از سرمایههای معنوی و ایمانیاش، قادر است چنین کنشی را به شکلی پررنگتر از بسیاری جوامع دیگر به نمایش بگذارد. خیابان در این لحظات جایی است که جامعه نه فقط سخن میگوید، بلکه «بودن جمعی خویش» را نشان میدهد؛ بودنی که ریشه در گذشته دارد، در حال بالفعل میشود و به سوی آینده استمرار مییابد.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
☀️روایتی از این شبها
✍️ حبیب اسداللهی
در یکی از شبهای داغ جنگ آمریکایی ـ اسرائیلی، برای اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد بزرگ امام حسن عسکری علیهالسلام در سهراه بازار قم رفتم. میخواستم حال و هوای مسجد را نیز از نزدیک رصد کنم. در گوشهای از حیاط مسجد، پارچهنوشتهای توجهم را جلب کرد که بر آن نوشته بود: «شهادت سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت میگوییم»!!! با خود گفتم: خدا نکند یکی از امامان جماعت همین مسجد از دنیا برود؛ آنچنان القاب و عناوینی مانند آیتالله، فقیه صمدانی و مانند آن پشت سر هم ردیف میکنند که فقط خدا میداند. گفتم باشد «سید علی خامنهای». در یکی از شبستانهای اصلی مسجد که از سایر بخشها شلوغتر بود، پشت سر سیدی حدوداً پنجاهساله ـ که از خاندان شناختهشدهای از علماست ـ نماز خواندم. پس از نماز، او بر منبر رفت و با خود اندیشیدم که چه خواهد گفت. اما دیدم سخن را با بیان احکام حج آغاز کرد و توضیح داد که برخی سنتها و احکام حج وجود دارد که دولت جمهوری اسلامی، بهزعم او، برخلاف سنت امام صادق علیهالسلام به آنها عمل نمیکند. از جمله گفت مستحب است نماز مغرب شب دهم ذیالحجه در عرفات خوانده نشود و حتی اگر با تأخیر و در آخر وقت باشد، در مشعر اقامه گردد. تأکید میکرد که حتی دولت سعودی در این مسئله مقصر نیست، بلکه این دولت جمهوری اسلامی است که برخلاف سنت عمل میکند. خلاصه، از این دست مواردی را به عنوان «خلاف سنت امام صادق علیهالسلام» پشت سر هم برمیشمرد و با آب و تاب میگفت که جمهوری اسلامی، با وجود این همه ادعا، چه ظلمی به سنت معصومان روا میدارد. به نفر کنار دستم گفتم: «وسط این جنگ، امسال اصلاً کسی از این جمع قرار است به حج مشرف شود؟» گفت: «نه، بعید میدانم.» چه میتوان گفت؟ تنها خدا را شکر میکنم که مرجع تقلید و رهبر ما شهید آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای است و دین را از او آموختهایم.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
☀️روایتی از این شبها
✍️ حبیب اسداللهی
امشب در میان مردم پرشور محله امامزاده شاه سید علی و دروازه ری آمدهام؛ همانجایی که در روزهای گذشته زنان، کودکان و مردان مظلوم این محله به شهادت رسیدند. با این حال، چه شور و نشاطی در اینجا جاری است. غرفههای گوناگونی برای نسلهای مختلف برپا شده است: غرفه کودک، غرفه اختصاصی بانوان، غرفه مشاوره، غرفه نوجوانان و حتی غرفهای برای پیرمردها. یادم میآید در سالهای گذشته، وقتی برای مراسم محرم به امامزاده میآمدم، بسیاری از پیرمردها چندان از مداحیهای امروزی استقبال نمیکردند؛ اما امشب دیدم که همان پیرمردها، حتی بیش از جوانان، با شور مداحیهای جدید همراه شدهاند؛ با ذوق پرچم تکان میدهند و میگویند: «بزن که خوب میزنی!» برخی از نوجوانان دهه هشتاد و نود که پیشتر با موسیقیهای پاپ و مانند آن مأنوس بودند، این شبها با مداحیهای حماسی انس گرفتهاند و صدای این نوحهها از ضبط خودروهایشان به گوش میرسد. گویی در همه چیز انقلابی رخ داده است. انقلاب برخاسته از خون شهید، رهبر عزیز، متناسب با نوع نگاه متفاوت و روشن او، در این شبها جلوهای دیدنی یافته است. آنچه آقا طی دههها درباره کار فرهنگیِ فاخر همراه با شور و نشاط بیان میفرمودند، اکنون در خیابانها و به دست مردم متجلی شده است. خدایا، اگر انقلاب برخاسته از خون شهید آیتالله خامنهای چنین زیبا و دیدنی است، انقلاب مهدیِ فاطمه چگونه خواهد بود؟
https://eitaa.com/tiyaam_cs
نبــرد ســرنوشت-شماره 46-چاپی.pdf
حجم:
4M
🔰ویژه نامه نبرد سرنوشت
▫️شماره چهل و ششم: ابطال یک هیاهو
▪️نسخه چاپی
▪️۱۴ پیام تبیینی پیرامون ابطال روایت افول دینداری در ایران
@paiamenehzat
🔸رفتارهای دینی در جنگ اخیر نشان داد دینداری ایرانیان دارای زیرساخت هویتی پایدار است.
🔹جنگ تحمیلی سوم و مواجهه مردم با آن، پرده از حقیقتِ هویتیِ ملت ایران برداشت و نشان داد هویت تاریخی ایرانیان از عمق دینی ای برخوردار است که تحت شدیدترین شرایط نیز پایدار میماند و خود را متناسب با شرایط جدید، بازآرایی میکند. عدم فردی شدن جامعه ایران و فراگیری کمکهای مؤمنانه و مواسات اجتماعی در سطح کشور، برقراری انواع مناسک جمعی عبادت شامل نمازها و مناجاتهای استغاثه، فعالیت دوچندان گروههای خدماترسانی جهادی بسیجی و مردمی در کشور، حضور دائمی در خیابانها و حتی ایجاد حلقههای دفاعی در برابر پلها و زیرساختهای برقی، جملگی ظرفیتهایی هستند که در عمق هویتی ملت ایران نهفته بودند و اکنون در شرایط بحران، فعال شده و شجاعانه سر برآوردهاند.
🔹 این جنس از شجاعت، فداکاری و ایثار و شهادتطلبی، عناصر هویتی برآمده از دینداری ای است که در اعماق وجودی ایرانیان، ریشه دوانده است و با وقوع جنگ، بیش از هر لحظه، سر برآورده است. این آشکارشدگی مظاهر هویتی در ایرانیان، نشان میدهد که چگونه انقلاب اسلامی توانسته است دینداری ایرانیان را عمق بخشیده و آنها را آماده رویارویی و مقاومت در برابر ارتش اول جهان سازد.
🔹 روشنفکران طی دو دهه گذشته، دینداری در کشور را رو به افول میدانستند و مناسک شرعی را تهی شده قلمداد میکردند که نمیتواند منجر به اخلاق اجتماعی پایدار در جامعه شود؛ اما امروز نقطه مقابل این گفتهها به وضوح محقق شده است و اساساً ملت ایران مبتنی بر خوانشی اسلامی و شیعی از توحید و ظرفیتهای قدرتبخش آن، به وحدتی کمسابقه و مقدس در برابر دشمن دست یافتهاند و با ولایتپذیری که عنصر بنیادین دینداری است، این وحدت را در مسیری که ولیفقیه ترسیم میکند به کار میگیرند.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸همنشینی ادبیات حماسی و باورهای دینی در تجمعات شبانه حاکی از حضور عنصر بنیادین در نظام معنایی تمدنی ایران است.
🔹انسان ایرانی در طی تاریخ، نظام معنایی خود را همواره در رابطهای تنگاتنگ با اسلام سامان بخشیده است و آخرین شاهد این ادعا، جنگ تحمیلی سوم است که مبدأ تحکیم دوچندان نظام معنایی تمدنی ایرانیان شده است و آن را به یک افق بالاتری رسانده است؛ تاحدیکه ملت ایران، خود را مبعوث شده بر رسالتی جدید مییابد که با تقویت قدرت ایران، نقشی جدیتر در منطقه و جهان پیدا کرده است.
🔹تثبیت، توسعه و همگانیسازی نظام معنایی ارتقایافته ایرانیان در تمدن خود، برآمده از موقعیت حساس تاریخیای است که این روزها در آن قرار گرفتهاند. در این ایام، آنچه تثبیت و همگانیسازی این نظام معنایی را تقویت میکند، تجمعات گوناگونی است که در سطح شهرها برقرار است و به مرکزی برای تحکیم و تثبیت نظام معنایی مذکور در ذهن و باور مردم تبدیل شده است.
🔹 در مجموع شعارها، اشعار و بهطورکلی ادبیات حاکم در این تجمعات، چه در زبان حماسی و چه در زبان مرثیهسرایی، از آموزههای دینی ایرانیان نشئت گرفته و بازتولید باورهای دینی مردم است؛ لذا تجمعات شبانه این ایام، با ادبیاتی که در آن ترویج میشود، بهمثابه منبعی معرفتبخش عمل میکند که تلاش دارد سنتهای دینی، گزارههای معرفتی اسلامی و حوادث تاریخی شیعه را در نسبت با حوادث این روزها، بازآرایی کرده و به مردم برساند.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸سرمایه دینی مهمترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است که در همبستگی عمومی و حضور مردمی تجلی یافته است.
🔹با توجه به تحولات دو سده اخیر، بهویژه تحولات چند دهه اخیر در ایران وجهان، بخش قابلتوجهی از تحلیلهای اجتماعی درباره جامعه ایران بر این فرض استوار بوده است که دین جایگاه گذشته خود در نظمبخشی به جامعه را از دست داده و توان ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی در جامعه را ندارد. این تحلیلها معمولاً با استناد به تغییرات تکنولوژیک، تغییرات سبک زندگی، کاهش مشارکت در برخی مناسک رسمی دین یا افزایش فردیت در دینداری و... نتیجه میگیرند که دین دیگر نیروی پیونددهنده اصلی جامعه نیست و نمیتواند باشد؛
🔹اما جنگ اخیر نشان داد که این برداشت، تصویری ناقص و اشتباه از واقعیت اجتماعی ایران ارائه میدهد. در میدان واقعیت و عمل، دین همچنان مهمترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است و دین بیش از هر عامل دیگر در ایران ظرفیت بسیج مردم و پدیدآوردن همبستگی عمومی را دارد.
🔹رفتار جمعی ایرانیان در موقعیت جنگ به طور آشکار نشان داد که الگوهای کنش دینی از ایثار و مسئولیتپذیری گرفته تا کمکرسانی و دفاع از جمع در لایههای عمیق فرهنگ عمومی ریشه دارند. آنچه بسیاری از تحلیلهای رایج از آن غفلت میکنند این است که سرمایه دینی جامعه ایران را در سطح ارزشهای زیربنایی و ساختارهای اخلاقی تحلیل نمیکنند.
🔹این سرمایه در فرهنگ ما وجود دارد و بهمحض بروز تهدیدها فعال میشود و به مردم زبان مشترکی برای حفاظت از کشور، دفاع از مردم و پایبندی به تعهدات جمعی میدهد و همین سرمایه دینی است که شبکههای خودجوش همیاری را شکل میدهد، حضور خیابانی مردم را معنادار میکند و کنشهای فردی را در قالب یک اراده جمعی سامان میدهد. مشاهده حضور خانوادگی، مشارکت گسترده زنان و شکلگیری فضاهای عمومی همدلانه همه نشان میدهد که انسجام اجتماعی در ایران بر یک منطق دینیِ ریشهدار استوار است. واقعیت جامعه ایران این است که دین همچنان مهمترین و قدرتمندترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸دینداری در ایران، مناسکزده نشده و توان تولید معنا در سطح کلان دارد.
🔹در دو دهه گذشته بخش زیادی از انتقادات و تحلیلهای جامعهشناسی دین درباره ایران به این مسئله پرداخته است که دینداری در جامعه بهتدریج مناسکزده شده و به سطح رفتارهای نمایشی، ظاهری، بدون عمق، معنا و تکراری فروکاسته شده است. این تحلیلها عموماً بر این فرض تکیه میکنند که به واسطه دخالت سیاست و استفاده ابزاری حکومت از مناسک، دین دیگر قادر به تولید معنا در سطح کلان نیست و تنها در قالب آیینهای رسمی یا مناسک نمادین حضور دارد.
🔹تجربههای اخیر بروز مناسکی و اجتماعی دین در میانه جنگ نشان داد که این تحلیلها بهشدت گمراهکننده بوده و برخلاف این ادعاها، دینداری در ایران مناسکزده نشده و همچنان توان تولید معنا در سطح کلان دارد. زمان نشان داد که مناسک در میانه جنگ توانست انتخابهای عقلانی و اخلاقی جمعی را همراه با شور تضمین کند.
🔹یکی از خطاهای رایج در تحلیلهای افولمحور دین و دینداری در ایران، تمرکز بیش از حد بر مناسک ظاهری و نادیدهگرفتن لایههای معنایی دین در زندگی روزمره مردم است. در واقع، دین در ایران، یک نظام معنایی عمیق است که به جامعه امکان فهم موقعیت، تفسیر بحرانها و سازماندهی کنش اخلاقی را میدهد. هنگامی که جامعه با تجربههای دشوار روبهرو میشود، این نظام معنایی دینی به مردم، چارچوبی برای درک ارزشها، هدفها و مسئولیتهای جمعی ارائه میکند؛ امری که هیچ دین مناسکزدهای قادر به انجام آن نیست.
🔹قدرت دین در تولید معنا زمانی آشکار میشود که جامعه بتواند از طریق آن به فهم مشترک برسد، افق کنش جمعی بسازد و مفاهیمی چون امید، رهایی، وفاداری و مسئولیت را بازتعریف کند. جنگ اخیر نشان داد که دینداری ایرانی دقیقاً چنین کارکردی دارد. مردم از طریق مفاهیم دینی نهتنها موقعیتهای فردی، بلکه وضعیت کلان اجتماعی را معنا میکنند و رفتار جمعی خود را بر اساس همین معنا سامان میدهند و این به خوبی نشان میدهد دینداری در ایران مناسکزده نشده و همچنان یکی از مهمترین منابع تولید معنا در سطح کلان اجتماعی است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸شبکههای دینی محلهای همچنان منبع اعتماد و محور کنشهای جمعی است.
🔹در روزهای نخست جنگ، تألم روحی ناشی از بزرگی حادثه و شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان طبیعتاً باید باعث حیرت و حتی ایستایی جامعه ایرانی میشد اما آنچه رخ داد بسیار با چنین وضعیتی فاصله داشت. با اینکه تألم روحی مشهود بود اما همزمان روحیه حماسی و مقاومت، اشتدادی فوقالعاده یافته بود. این جوشوخروش، باید انسجامی حداقلی مییافت.
🔹سوق طبیعی بسیاری از این جمعیتها بهسوی محله خویش و حول مسجد محله نشان میداد همچنان «محله» نزد افکار و نظام ارزشی بسیاری از ایرانیان معنادار است و برای آن توان و اعتبار کافی قائلاند. اگر این اعتماد و اعتقاد به توانمندی و صلاحیت در کار نبود، نباید هیچ حرکتی از محلات شروع میشد و حالآنکه بسیاری از برشهای جمعیتی تا هماکنون هم آغاز اجتماع خویش را حول مسجد و محلهشان سامان داده، بعد از گردهمایی نخست، به سمت نقاط تجمع دیگر شهری اعم از میادین و خیابانهای اصلی شهر حرکت میکنند.
🔹نکته بدیع آنکه در عینیت نیز محلات و شبکههای داخلی آن با تجهیز امکاناتی مانند خودرو، سیستم صوتی و موتورهای سیار برق، پرچمهای بزرگ و گاه مجهز به برخی امکانات پذیرایی مانند کلمنهای آب یا وسایل چایی مشغول میانداری میشوند و البته همزمان در بخش نَرم و فرهنگی نیز با آمادهکردن و هماهنگی شعارها، سخنرانان و دعوتهای جانبی و مناسبتی این محافل را از لحظه شروع تا پایان هدایت میکنند.
🔹این مشارکت و همگرایی چنان بوده است که از ظرفیت مغازهداران و معتمدان محلی نیز هم برای کمک و پشتیبانی مالی و لجستیک بهره میبرند و گاه خود ایشان بخشی از عملیات را ساماندهی میکنند. چنین بستر و تنوعات آن نشاندهنده ظرفیت شبکههای محلهای هم از حیث اعتبار اجتماعی و هم از حیث قوت است؛ امری که سوق طبیعی حوادث بدون هرگونه برنامهریزی کلان کشوری گرایش مردم به این سازمانیابی محلی را بار دیگر موردتأکید قرار داد.
https://eitaa.com/tiyaam_cs