☀️روایتی از این شبها
✍️ حبیب اسداللهی
در یکی از شبهای داغ جنگ آمریکایی ـ اسرائیلی، برای اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد بزرگ امام حسن عسکری علیهالسلام در سهراه بازار قم رفتم. میخواستم حال و هوای مسجد را نیز از نزدیک رصد کنم. در گوشهای از حیاط مسجد، پارچهنوشتهای توجهم را جلب کرد که بر آن نوشته بود: «شهادت سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت میگوییم»!!! با خود گفتم: خدا نکند یکی از امامان جماعت همین مسجد از دنیا برود؛ آنچنان القاب و عناوینی مانند آیتالله، فقیه صمدانی و مانند آن پشت سر هم ردیف میکنند که فقط خدا میداند. گفتم باشد «سید علی خامنهای». در یکی از شبستانهای اصلی مسجد که از سایر بخشها شلوغتر بود، پشت سر سیدی حدوداً پنجاهساله ـ که از خاندان شناختهشدهای از علماست ـ نماز خواندم. پس از نماز، او بر منبر رفت و با خود اندیشیدم که چه خواهد گفت. اما دیدم سخن را با بیان احکام حج آغاز کرد و توضیح داد که برخی سنتها و احکام حج وجود دارد که دولت جمهوری اسلامی، بهزعم او، برخلاف سنت امام صادق علیهالسلام به آنها عمل نمیکند. از جمله گفت مستحب است نماز مغرب شب دهم ذیالحجه در عرفات خوانده نشود و حتی اگر با تأخیر و در آخر وقت باشد، در مشعر اقامه گردد. تأکید میکرد که حتی دولت سعودی در این مسئله مقصر نیست، بلکه این دولت جمهوری اسلامی است که برخلاف سنت عمل میکند. خلاصه، از این دست مواردی را به عنوان «خلاف سنت امام صادق علیهالسلام» پشت سر هم برمیشمرد و با آب و تاب میگفت که جمهوری اسلامی، با وجود این همه ادعا، چه ظلمی به سنت معصومان روا میدارد. به نفر کنار دستم گفتم: «وسط این جنگ، امسال اصلاً کسی از این جمع قرار است به حج مشرف شود؟» گفت: «نه، بعید میدانم.» چه میتوان گفت؟ تنها خدا را شکر میکنم که مرجع تقلید و رهبر ما شهید آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای است و دین را از او آموختهایم.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
☀️روایتی از این شبها
✍️ حبیب اسداللهی
امشب در میان مردم پرشور محله امامزاده شاه سید علی و دروازه ری آمدهام؛ همانجایی که در روزهای گذشته زنان، کودکان و مردان مظلوم این محله به شهادت رسیدند. با این حال، چه شور و نشاطی در اینجا جاری است. غرفههای گوناگونی برای نسلهای مختلف برپا شده است: غرفه کودک، غرفه اختصاصی بانوان، غرفه مشاوره، غرفه نوجوانان و حتی غرفهای برای پیرمردها. یادم میآید در سالهای گذشته، وقتی برای مراسم محرم به امامزاده میآمدم، بسیاری از پیرمردها چندان از مداحیهای امروزی استقبال نمیکردند؛ اما امشب دیدم که همان پیرمردها، حتی بیش از جوانان، با شور مداحیهای جدید همراه شدهاند؛ با ذوق پرچم تکان میدهند و میگویند: «بزن که خوب میزنی!» برخی از نوجوانان دهه هشتاد و نود که پیشتر با موسیقیهای پاپ و مانند آن مأنوس بودند، این شبها با مداحیهای حماسی انس گرفتهاند و صدای این نوحهها از ضبط خودروهایشان به گوش میرسد. گویی در همه چیز انقلابی رخ داده است. انقلاب برخاسته از خون شهید، رهبر عزیز، متناسب با نوع نگاه متفاوت و روشن او، در این شبها جلوهای دیدنی یافته است. آنچه آقا طی دههها درباره کار فرهنگیِ فاخر همراه با شور و نشاط بیان میفرمودند، اکنون در خیابانها و به دست مردم متجلی شده است. خدایا، اگر انقلاب برخاسته از خون شهید آیتالله خامنهای چنین زیبا و دیدنی است، انقلاب مهدیِ فاطمه چگونه خواهد بود؟
https://eitaa.com/tiyaam_cs
نبــرد ســرنوشت-شماره 46-چاپی.pdf
حجم:
4M
🔰ویژه نامه نبرد سرنوشت
▫️شماره چهل و ششم: ابطال یک هیاهو
▪️نسخه چاپی
▪️۱۴ پیام تبیینی پیرامون ابطال روایت افول دینداری در ایران
@paiamenehzat
🔸رفتارهای دینی در جنگ اخیر نشان داد دینداری ایرانیان دارای زیرساخت هویتی پایدار است.
🔹جنگ تحمیلی سوم و مواجهه مردم با آن، پرده از حقیقتِ هویتیِ ملت ایران برداشت و نشان داد هویت تاریخی ایرانیان از عمق دینی ای برخوردار است که تحت شدیدترین شرایط نیز پایدار میماند و خود را متناسب با شرایط جدید، بازآرایی میکند. عدم فردی شدن جامعه ایران و فراگیری کمکهای مؤمنانه و مواسات اجتماعی در سطح کشور، برقراری انواع مناسک جمعی عبادت شامل نمازها و مناجاتهای استغاثه، فعالیت دوچندان گروههای خدماترسانی جهادی بسیجی و مردمی در کشور، حضور دائمی در خیابانها و حتی ایجاد حلقههای دفاعی در برابر پلها و زیرساختهای برقی، جملگی ظرفیتهایی هستند که در عمق هویتی ملت ایران نهفته بودند و اکنون در شرایط بحران، فعال شده و شجاعانه سر برآوردهاند.
🔹 این جنس از شجاعت، فداکاری و ایثار و شهادتطلبی، عناصر هویتی برآمده از دینداری ای است که در اعماق وجودی ایرانیان، ریشه دوانده است و با وقوع جنگ، بیش از هر لحظه، سر برآورده است. این آشکارشدگی مظاهر هویتی در ایرانیان، نشان میدهد که چگونه انقلاب اسلامی توانسته است دینداری ایرانیان را عمق بخشیده و آنها را آماده رویارویی و مقاومت در برابر ارتش اول جهان سازد.
🔹 روشنفکران طی دو دهه گذشته، دینداری در کشور را رو به افول میدانستند و مناسک شرعی را تهی شده قلمداد میکردند که نمیتواند منجر به اخلاق اجتماعی پایدار در جامعه شود؛ اما امروز نقطه مقابل این گفتهها به وضوح محقق شده است و اساساً ملت ایران مبتنی بر خوانشی اسلامی و شیعی از توحید و ظرفیتهای قدرتبخش آن، به وحدتی کمسابقه و مقدس در برابر دشمن دست یافتهاند و با ولایتپذیری که عنصر بنیادین دینداری است، این وحدت را در مسیری که ولیفقیه ترسیم میکند به کار میگیرند.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸همنشینی ادبیات حماسی و باورهای دینی در تجمعات شبانه حاکی از حضور عنصر بنیادین در نظام معنایی تمدنی ایران است.
🔹انسان ایرانی در طی تاریخ، نظام معنایی خود را همواره در رابطهای تنگاتنگ با اسلام سامان بخشیده است و آخرین شاهد این ادعا، جنگ تحمیلی سوم است که مبدأ تحکیم دوچندان نظام معنایی تمدنی ایرانیان شده است و آن را به یک افق بالاتری رسانده است؛ تاحدیکه ملت ایران، خود را مبعوث شده بر رسالتی جدید مییابد که با تقویت قدرت ایران، نقشی جدیتر در منطقه و جهان پیدا کرده است.
🔹تثبیت، توسعه و همگانیسازی نظام معنایی ارتقایافته ایرانیان در تمدن خود، برآمده از موقعیت حساس تاریخیای است که این روزها در آن قرار گرفتهاند. در این ایام، آنچه تثبیت و همگانیسازی این نظام معنایی را تقویت میکند، تجمعات گوناگونی است که در سطح شهرها برقرار است و به مرکزی برای تحکیم و تثبیت نظام معنایی مذکور در ذهن و باور مردم تبدیل شده است.
🔹 در مجموع شعارها، اشعار و بهطورکلی ادبیات حاکم در این تجمعات، چه در زبان حماسی و چه در زبان مرثیهسرایی، از آموزههای دینی ایرانیان نشئت گرفته و بازتولید باورهای دینی مردم است؛ لذا تجمعات شبانه این ایام، با ادبیاتی که در آن ترویج میشود، بهمثابه منبعی معرفتبخش عمل میکند که تلاش دارد سنتهای دینی، گزارههای معرفتی اسلامی و حوادث تاریخی شیعه را در نسبت با حوادث این روزها، بازآرایی کرده و به مردم برساند.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸سرمایه دینی مهمترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است که در همبستگی عمومی و حضور مردمی تجلی یافته است.
🔹با توجه به تحولات دو سده اخیر، بهویژه تحولات چند دهه اخیر در ایران وجهان، بخش قابلتوجهی از تحلیلهای اجتماعی درباره جامعه ایران بر این فرض استوار بوده است که دین جایگاه گذشته خود در نظمبخشی به جامعه را از دست داده و توان ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی در جامعه را ندارد. این تحلیلها معمولاً با استناد به تغییرات تکنولوژیک، تغییرات سبک زندگی، کاهش مشارکت در برخی مناسک رسمی دین یا افزایش فردیت در دینداری و... نتیجه میگیرند که دین دیگر نیروی پیونددهنده اصلی جامعه نیست و نمیتواند باشد؛
🔹اما جنگ اخیر نشان داد که این برداشت، تصویری ناقص و اشتباه از واقعیت اجتماعی ایران ارائه میدهد. در میدان واقعیت و عمل، دین همچنان مهمترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است و دین بیش از هر عامل دیگر در ایران ظرفیت بسیج مردم و پدیدآوردن همبستگی عمومی را دارد.
🔹رفتار جمعی ایرانیان در موقعیت جنگ به طور آشکار نشان داد که الگوهای کنش دینی از ایثار و مسئولیتپذیری گرفته تا کمکرسانی و دفاع از جمع در لایههای عمیق فرهنگ عمومی ریشه دارند. آنچه بسیاری از تحلیلهای رایج از آن غفلت میکنند این است که سرمایه دینی جامعه ایران را در سطح ارزشهای زیربنایی و ساختارهای اخلاقی تحلیل نمیکنند.
🔹این سرمایه در فرهنگ ما وجود دارد و بهمحض بروز تهدیدها فعال میشود و به مردم زبان مشترکی برای حفاظت از کشور، دفاع از مردم و پایبندی به تعهدات جمعی میدهد و همین سرمایه دینی است که شبکههای خودجوش همیاری را شکل میدهد، حضور خیابانی مردم را معنادار میکند و کنشهای فردی را در قالب یک اراده جمعی سامان میدهد. مشاهده حضور خانوادگی، مشارکت گسترده زنان و شکلگیری فضاهای عمومی همدلانه همه نشان میدهد که انسجام اجتماعی در ایران بر یک منطق دینیِ ریشهدار استوار است. واقعیت جامعه ایران این است که دین همچنان مهمترین و قدرتمندترین عنصر تولید انسجام اجتماعی در ایران است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸دینداری در ایران، مناسکزده نشده و توان تولید معنا در سطح کلان دارد.
🔹در دو دهه گذشته بخش زیادی از انتقادات و تحلیلهای جامعهشناسی دین درباره ایران به این مسئله پرداخته است که دینداری در جامعه بهتدریج مناسکزده شده و به سطح رفتارهای نمایشی، ظاهری، بدون عمق، معنا و تکراری فروکاسته شده است. این تحلیلها عموماً بر این فرض تکیه میکنند که به واسطه دخالت سیاست و استفاده ابزاری حکومت از مناسک، دین دیگر قادر به تولید معنا در سطح کلان نیست و تنها در قالب آیینهای رسمی یا مناسک نمادین حضور دارد.
🔹تجربههای اخیر بروز مناسکی و اجتماعی دین در میانه جنگ نشان داد که این تحلیلها بهشدت گمراهکننده بوده و برخلاف این ادعاها، دینداری در ایران مناسکزده نشده و همچنان توان تولید معنا در سطح کلان دارد. زمان نشان داد که مناسک در میانه جنگ توانست انتخابهای عقلانی و اخلاقی جمعی را همراه با شور تضمین کند.
🔹یکی از خطاهای رایج در تحلیلهای افولمحور دین و دینداری در ایران، تمرکز بیش از حد بر مناسک ظاهری و نادیدهگرفتن لایههای معنایی دین در زندگی روزمره مردم است. در واقع، دین در ایران، یک نظام معنایی عمیق است که به جامعه امکان فهم موقعیت، تفسیر بحرانها و سازماندهی کنش اخلاقی را میدهد. هنگامی که جامعه با تجربههای دشوار روبهرو میشود، این نظام معنایی دینی به مردم، چارچوبی برای درک ارزشها، هدفها و مسئولیتهای جمعی ارائه میکند؛ امری که هیچ دین مناسکزدهای قادر به انجام آن نیست.
🔹قدرت دین در تولید معنا زمانی آشکار میشود که جامعه بتواند از طریق آن به فهم مشترک برسد، افق کنش جمعی بسازد و مفاهیمی چون امید، رهایی، وفاداری و مسئولیت را بازتعریف کند. جنگ اخیر نشان داد که دینداری ایرانی دقیقاً چنین کارکردی دارد. مردم از طریق مفاهیم دینی نهتنها موقعیتهای فردی، بلکه وضعیت کلان اجتماعی را معنا میکنند و رفتار جمعی خود را بر اساس همین معنا سامان میدهند و این به خوبی نشان میدهد دینداری در ایران مناسکزده نشده و همچنان یکی از مهمترین منابع تولید معنا در سطح کلان اجتماعی است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸شبکههای دینی محلهای همچنان منبع اعتماد و محور کنشهای جمعی است.
🔹در روزهای نخست جنگ، تألم روحی ناشی از بزرگی حادثه و شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان طبیعتاً باید باعث حیرت و حتی ایستایی جامعه ایرانی میشد اما آنچه رخ داد بسیار با چنین وضعیتی فاصله داشت. با اینکه تألم روحی مشهود بود اما همزمان روحیه حماسی و مقاومت، اشتدادی فوقالعاده یافته بود. این جوشوخروش، باید انسجامی حداقلی مییافت.
🔹سوق طبیعی بسیاری از این جمعیتها بهسوی محله خویش و حول مسجد محله نشان میداد همچنان «محله» نزد افکار و نظام ارزشی بسیاری از ایرانیان معنادار است و برای آن توان و اعتبار کافی قائلاند. اگر این اعتماد و اعتقاد به توانمندی و صلاحیت در کار نبود، نباید هیچ حرکتی از محلات شروع میشد و حالآنکه بسیاری از برشهای جمعیتی تا هماکنون هم آغاز اجتماع خویش را حول مسجد و محلهشان سامان داده، بعد از گردهمایی نخست، به سمت نقاط تجمع دیگر شهری اعم از میادین و خیابانهای اصلی شهر حرکت میکنند.
🔹نکته بدیع آنکه در عینیت نیز محلات و شبکههای داخلی آن با تجهیز امکاناتی مانند خودرو، سیستم صوتی و موتورهای سیار برق، پرچمهای بزرگ و گاه مجهز به برخی امکانات پذیرایی مانند کلمنهای آب یا وسایل چایی مشغول میانداری میشوند و البته همزمان در بخش نَرم و فرهنگی نیز با آمادهکردن و هماهنگی شعارها، سخنرانان و دعوتهای جانبی و مناسبتی این محافل را از لحظه شروع تا پایان هدایت میکنند.
🔹این مشارکت و همگرایی چنان بوده است که از ظرفیت مغازهداران و معتمدان محلی نیز هم برای کمک و پشتیبانی مالی و لجستیک بهره میبرند و گاه خود ایشان بخشی از عملیات را ساماندهی میکنند. چنین بستر و تنوعات آن نشاندهنده ظرفیت شبکههای محلهای هم از حیث اعتبار اجتماعی و هم از حیث قوت است؛ امری که سوق طبیعی حوادث بدون هرگونه برنامهریزی کلان کشوری گرایش مردم به این سازمانیابی محلی را بار دیگر موردتأکید قرار داد.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸همافزایی هویت ملی و باور دینی در بسیج عمومی مردمی نشان داد این دو ساحت مکمل یکدیگرند.
🔹در سده اخیر به واسطه خواستهای سیاسی، بخشی از تحلیلهای اجتماعی درباره ایران را بر این سمت رفته که هویت ملی و باور دینی دو ساحت مستقل هستند، یا هویت دینی اصالت ندارد و برخی حتی آنها را متعارض معرفی کردهاند. در این روایتها، ملیت بهعنوان یک منبع هویتی سکولار و دین بهعنوان یک منبع هویتی فرعی یا جدا از ملیت تصور میشود. قصد آنها از این نوع تحلیلها این است که این را در جامعه برساخت کنند که جامعه ایرانی در حال حرکت به سمت تفکیک این دو حوزه است.
🔹اما تجربههای اجتماعی و کنشهای جمعی مردم نشان میدهد این تصویر، فهم دقیقی از ساختار هویت در ایران ارائه نمیدهد. همافزایی هویت ملی و باور دینی در بسیج عمومی مردمی در جنگ وجودی اخیر نشان میدهد این دو ساحت نه تنها مکمل یکدیگرند، بلکه در تجربه تاریخی جامعه ایرانی از یکدیگر قابلتفکیک نیستند، چرا که فهم ملی در ایران در طول قرنها بر بستر فهم دینی شکل گرفته و تداوم یافته است.
🔹 در بسیاری از مقاطع تاریخی که در ادبیات و تاریخ این سرزمین منعکس است، دین، چارچوبی برای تعریف جامعه، دفاع از سرزمین، حفظ فرهنگ و استمرار هویت جمعی بوده است، لذا در تجربه تاریخی ایرانیان، احساس تعلق به سرزمین و پایبندی به باورهای دینی در یک افق معنایی مشترک تعریف شدهاند و عمده مباحث در دوگانگی این دو مربوط به سده اخیر و متأثر از غرب بوده است.
🔹 در ایران، دین یکی از مهمترین عناصر منظومه معنابخش به زندگی ایرانیان بوده است؛ عنصری که علاوه بر معنابخشی به زندگی فردی، در حفظ پیوستگی تاریخی ملت نیز نقش ایفا کرده است. به همین دلیل است که در لحظات حساس اجتماعی، احساس مسئولیت ملی و تعهد دینی به طور همزمان فعال میشوند و یکدیگر را تقویت میکنند.
🔹 تحلیلهایی که میان ملیت و دینداری شکاف ترسیم میکنند درکی از این پیوند تاریخی ندارند و یا با منافع و خواست سیاسی آنها هم خوان نیست. جنگ اخیر دوباره نشان داد که در تجربه اجتماعی ایران ملیت و دینداری در این جامعه دو رکن بههمپیوسته از یک سنت تاریخیاند؛ سنتی که در آن، باور دینی یکی از مهمترین عوامل حفظ، استمرار و بازتولید ملت ایرانی در طول تاریخ بوده است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸مشارکت پررنگ نوجوانان و جوانان در خیابان و فعالیتهای داوطلبانه آنان، انگاره شکاف نسلی در دینداری را ابطال کرد.
🔹جنگ اخیر، انگاره جامعهشناختی شکاف عمیق نسلی و تئوریهای مبتنی بر گسست هویتی را با چالشی جدی مواجه ساخته است. از حضور در صحنههای سخت نظامی همچون شهرهای موشکی و ایستهای بازرسی تا عملیاتهای آواربرداری و ایستگاههای صلواتی و خدماتی، صحنههای شکوه نقشآفرینی جوانان و نوجوانان ایرانی را در دفاع مقدس سوم، به تصویر کشید. این حضور فعالانه نوجوانان و جوانان اثبات میکند که ارزشهای بنیادین دینی و ملی در جامعه ایران نظیر ایثار، ظلمستیزی و مسئولیتپذیری، از بین نرفته و از قالبهای صرفاً سنتی و مناسکی، به دینداری عملی و کنشگری اجتماعی تطور یافته است. هرچند سجاده و هیئت نیز در این سبک زندگی، حضور معنادار دارد.
🔹این پدیده، سند روشنی بر موفقیت انتقال پنهان ارزشها در جامعه است. درحالیکه نظریات سکولار بر قطع ارتباط نسل جدید با میراث قدسی و معنوی خود تأکید دارند، شرایط حساس جنگ و تقابل نظامی، بهمثابه یک کاتالیزور عمل کرده و دینداری پنهان این نسل را به منصه ظهور گذاشت. جوانان، علیرغم زیست در اتمسفر رسانههای مدرن و بعضاً تفاوت در سبک زندگی ظاهری، نشان دادند که در لایههای عمیق شناختی، پیوندی ناگسستنی با روایتهای کلان مقاومت و دفاعِ نسل پیشین که برگرفته از مبانی دینی و اسلامی بود، برقرار کردهاند. این کنشگری، در واقع نوعی بازتولید همان روحیه تکلیفگرایی نسل گذشته در دفاع مقدس اول است که اکنون با عاملیت مختص به نسل جدید ظاهر شده است.
🔹همچنین گذر از فردیت به جمعگرایی فداکارانه در این نسل، خط بطلانی بر ادعای بحران معنا و تهیشدگی هویتی است. نسل جدید با اولویتدادن مفاهیم و ارزشهای دینی بر منفعت شخصی خود در بزنگاهها، نشان داد که مفهوم تکلیف را به معنی واقعی کلمه درونیسازی کرده است. این همگرایی ارزشی در زمان بحران، روایت نسلی منقطع و خودمحور را باطل کرده و ثابت میکند که انسجام هویتی جامعه، برخلاف تحلیلهای تقلیلگرایانه، همچنان مستحکم و امتدادیافته است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸نقشِ محوری دین در مدیریت نگرانیهای جمعی در جامعه موجب پایداری امید اجتماعی در اوج تهدیدهاست.
🔹انفعال، ایستایی و افسردگی در هجوم حوادث در جوامع عکسالعملی طبیعی دانسته میشود و حتی برای مقابله با آن در سطح فردی و جمعی پروتکلها و سازمانهایی تدارک شده است. امدادگری در حین حوادث ناگوار طبیعی امری آشناست. این بدان معناست که بسیاری از مردم در مواجهه با شوک ناشی از حوادث تا مدتها ممکن است متأثر و منفعل شده، حتی از حیات عادی اجتماعی کناره گیرند.
🔹اما در جنگ اخیر که مشخصاً با دو قدرت که یکی ابرقدرت شناخته میشود و دیگری وحشیترین و تروریستترین رژیم، درگیر شدیم و با حوادثی گران چون شهادت رهبر انقلاب و شهدای مظلوم دانشآموز میناب و فرماندهانی عالیرتبه کشور آغاز شد، مردم ایران بهگونهای دیگر و فراتر و ورای هرگونه عکسالعمل طبیعی مواجهه داشتند.
🔹ایرانیان گویی ید واحد شدند، از زمینوزمان جوشیدند و رجزخوان و پرشور به میدان و خیابان آمدند؛ دشمن را در طراحیاش برای ایجاد هرجومرج داخلی با هستههای ترور و درگیری خیابانی بهکلی ناامید کردند. اگر این جامعه در این هنگامه، مأیوس و سرشکسته بود این جوشوخروش بیمعنی بود؛ ایرانیان با نمایشی از پایداری و مقاومت، سطحی از امید اجتماعی را در اوج تهدید نشان دادند که جهانیان را به حیرت کشانده است.
🔹پرسش آن است که آیا این مواجهه قدرتمند و پرروحیه و فعال وقتی یک عکسالعمل شناختهشده نیست از کجا شکل گرفته و قوام یافته است؟ بیشک عنصر متمایزکننده جامعه ایرانی، آموزههای اسلامی و بهویژه شیعی مکتب اهلبیت (ع) است که میتواند از سوگ، حماسه و حرکت بیافریند؛ چیزی که ایرانیان در طول قرنها و با تجارب مکرر تاریخی و بهویژه تجارب متأخرشان در انقلاب اسلامی بارها آن را فراگرفته و تمرین کردهاند. این عکسالعمل در چنین ابعادی نشاندهنده قوت دین و نقش کاملاً محوری آن در حرکت و مدیریت هرگونه نگرانی فردی و اجتماعی است.
https://eitaa.com/tiyaam_cs
🔸دینداری سیاسی مردم ایران توانست مانع از وقوع یک بحران سیاسی و امنیتی بنیادین در کشور شود.
🔹در تبلیغات دشمنان، سالها از چیزی به نام اسلام سیاسی نام آورده میشد که به معنی همین اسلامی است که توانسته در ایران با تشکیل حکومت، دستگاههای گوناگون، نظامهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و غیره، یک هویّت دینی و اسلامی را برای یک ملّت تحت یک پرچم واحد ایجاد کند. این تبلیغات، مردم را بازیچه جریان خاص معرفی میکرد که توانسته بود با ترویج دین دولتی، منافع خودش را از جیب مردم استیفا کرده و در مقابل، عایدی برای آنها نداشته باشد.
🔹اما جنگ اخیر میان ایران و آمریکا، همچون یک آزمایشگاه واقعی، نشان داد که اتفاقاً اسلام سیاسی به معنای واقعی کلمه، کارآمدترین صورت دینداری در میدان مقابله با مستکبران جهانی است که میتواند در عین حفظ منافع مردم در مقابل دشمنان اسلام و انسانیت نیز نقشآفرینی موثرداشته باشد. حقیقت این است که آنچه در جنگ اخیر، مردم را به صحنه نقشآفرینی مؤثر در حوزههای متنوع وارد کرد، اجبار حاکمیت یا صرفاً احساسات ملی نبود، بلکه اعتقاد به جهاد و دفاع از کیان و ارزشهای اسلامی و ایستادگی در برابر ظلم و مستکبر بود که مستقیماً از اسلام سیاسیِ انقلابی مایه میگرفت.
🔹دشمن با ترکیبی از عملیات نظامی، آشوبهای خیابانی و جنگ شناختی، سعی در ایجاد فروپاشی در انسجام داخلی کشور داشت تا به هدف بلعیدن و تجزیه ایران دست پیدا کند. اما تجربه ثابت کرد که نسخه اسلام سیاسی و ولایتفقیه، توانست به عنوان یک گفتمان زنده و پاسخگو برای همه بحرانهای سیاسی، امنیتی و هویتی جامعه و نخ تسبیح و حدت ملی ایرانیان عمل کند و همچون سپری، ذهنها و قلبها را از تردید مصون داشته و با به صحنه آوردن مردم، اجازه ندهد که کشور دچار بحران سیاسی و امنیتی بنیادین شود.
🔹در واقع این اتفاقات ثابت کرد که آنچه روزی سوءاستفاده سیاست از دین نامیده میشد، در واقع سرمایهای عظیم برای صیانت از تمامیت ارضی، هویت ملی و جان و مال جامعه است. در صحنه بینالملل و در میان مسلمانان و آزادگان جهان نیز، ایستادگی مثالزدنی مردم ایران با تکیه بر انقلاب اسلامی، نسخهای کارآمد و مستحکم از دینداری در اسلام را به تصویر کشید که گمشده بسیاری از مسلمانان جهان در سالهای اخیر و مرحمی بر زخم جنایات دشمن بر پیکره جهان اسلام در مسئله فلسطین بود.
https://eitaa.com/tiyaam_cs