ترم ۱ ارشد سر کلاس گفتم من با فلان بخش کتاب مشکل دارم استاد با یک حالت تو کی باشی گفت کتاب مرجع جهانیه اگه میتونی برو مقاله بده باهاش مخالفت کن اونوقت نظر تو تبدیل به منبع میشه و من تا روز آخر ارشد دهنمو بستم زندگی هم همینه یا میتونی تغییر ایجاد کنی یا باید بپذیری و ساکت شی.
•Sajadi•
🗣 @tootiter
ترسناک ترین شخصیت برای من تو روابطم ادمای وسط بازن
اینا برای از دست ندادن موقعیت های احتمالی که ممکنه از هر طرف بهشون برسه رنگ عوضمیکنن
بعد از اون گروه عزیزان بشدت خودخواه، چی باعث میشه تو جمع گروهی فقط و فقط نیاز خودتونو ببینید واقعا!!!!
شعور اجتماعی زیر صفر
• nikii saberi •
🗣 @tootiter
اول ازدواج همسرم خیلی دستش تنگ بود و بعضیها هی زیر گوش من میخوندند چرا طلا ندادن و کم دادن و اینا...
منم تحت تاثیر حرفاشون با نیش و کنایه ناراحتی مو به همسرم گفتم. همون روز از برادرش قرض کرد رفتیم گوشواره خریدیم. هیچ وقت ذوق اون گوشواررو نکردم و حتی ننداختم گوشم، اما حالا که دستش باز تر شده برای عید نوروز، تولدم، روز زن و... خودش میره طلا میخره بدون اینکه من توقعی داشته باشم. و من واقعا دوست دارم اون روز رو از تقویم زندگیم پاک کنم....
"میخوام بگم اگه طرفتون واقعا ارزشش رو داره، نذارید حرف خاله خان باجی ها ذهنتون رو خراب کنه...."
》یـاسِــمَن《
🗣 @tootiter
یه عکس ساده از یه خونهی آجری توی یزد، وسط یه صبح کرونایی، باعث شد پلیس منو بازخواست کنه...
اما اون عکس، سالها بعد، ثابت کرد دنیا چقدر کوچیکه. 🏠📸
اوایل کرونا بود، دانشگاهها تعطیل شده بودن و من تصمیم گرفتم برم یزد پیش دوستم. صبح روز اول، داشتیم میرفتیم عدسی بخوریم که چشمم به ستونهای یه خونهی آجری افتاد. طبق عادتم، از معماریهای خاص عکس گرفتم.
چند قدم جلوتر، یه مأمور پلیس جلو اومد. با اخم پرسید: «از چی عکس گرفتی؟ چرا عکس گرفتی؟»
هرچی توضیح دادم که دانشجوی معماریام و برای ثبت معماری یزد اومدم، قانع نشد. اصرار داشت عکس رو پاک کنم.
چند شب پیش، چند سال بعد، با یکی دیگه از دوستام و همکلاسی ارشدش توی تهران قدم میزدیم. وسط حرفهامون، داستان اون عکس رو تعریف کردم.
همکلاسیاش گفت: «صبر کن... اون خونهی آجری، با اون بالکن؟ اون خونهی ماست!» 😳
و یه عکس از همون خونه و داخل بالکن بهم نشون داد.
》illusion《
🗣 @tootiter
با اینکه حدودا ۳۰سالش بود میگفت در مواجهه با دختر و پسرهای کم سن و مخصوصا نوجوان به شدت دچار اضطراب میشه و ازشون خجالت میکشه ولی با ادمهای سن بالاتر راحته.
مشخص شد توی سن نوجوانی پدرش جلوی هم سن و سالهاش تحقیرش میکرده و اون زخم باهاش باقی مونده.
زخمها اگر درمان نشن باز باقی میمونن
》کاتسوموتو《
🗣 @tootiter