یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱
🖇پیامی برای امروز
............ ┄┅─═◈═─┅┄............
آدم ها را دوست بدار اما
چشم انتظار کسی نباش
که بیاید و غمی از دلت بردارد...
بلند شو
و لبخندِ صورت ِ خودت باش!
#صبح_بخیر
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
@toranjnameh99
چند نکته کوتاه درباره تشنگی🤭
✍ دکتر انوشیروانی، متخصص طب سنتی ایران
1⃣ بوییدن خیار و سیب و گلاب، احساس تشنگی را کمابیش کاهش می دهد… تنفس در هوای خنک نیز احساس تشنگی را کمتر می کند، ولی هیچکدام از این اقدامات، محتوای آب داخل عروق را افزایش نمی دهند، بلکه با بهبود خودتنظیمی دما و تعدیل حرارت داخلی بدن و کاهش پرکاری سیستم سمپاتیک در قلب، از کاهش رطوبتهای بدنی جلوگیری می کنند.
2⃣ تشنگی زیاد با میل شدید به نوشیدنِ مکرّرِ آبِ سرد، طبیعی نیست؛ و اگر با علایمی مانند نفخ، و سنگینی معده، و آبریزش شبانه دهان همراه باشد ممکن است ناشی از وجود بلغم گرم در معده باشد. در این حال، تشنگی با نوشیدن آب سرد و یخ تسکین نمی یابد و حتی بیشتر می شود. نوشیدن شربت سکنجبین ولرم برای بهبود این تشنگی مفید است.
#آیا_میدانید
#سلامتی
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
@toranjnameh99
سلام به روے مـاه🌙 دختران ترنجی🎀
❌بنا به یه مصلحت بزرررگ😉 و خارج از برنــامه،، متأسفــانه اردوی کویر ورزنــه لــغــــو میشه🤧❌
🔴انشاءالله هزینههای ثبتنام هم عودت داده خواهد شد💸💵 (لطفاً افرادی که ثبت نام کردند یه شماره کارت به صندوق ارسال کنند)
امــــااااا ناراحت نشیــد😉چــون مجمــوعهٔ ترنــج بازهم برای شمــا برنــامه داره👌🏼💜
#اردو
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
@toranjnameh99
May 11
دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱
🖇پیامی برای امروز
............ ┄┅─═◈═─┅┄............
به محبتت الهی،
دل ِ غمدیده ی ما را
بنواز عاشقانه که به جز تو کَس نداریم...
#صبح_بخیر
•┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈•
@toranjnameh99
10.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اوووو عههه اوووو عههه
به عشق تیم ملی مــون
تا پای جان #برای_ایران
با آروزی موفقیت امروز بچه های تیم ملی🇮🇷🇮🇷
#ایران_من
•┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈•
@toranjnameh99
ما همســـر شهید دهه هشتادے داریم ❤️💍
ما رو از چی میترسونید⁉️✌️🏽🇮🇷
#لبیک_یا_خامنه_ای
#دهه_هشتادی
•┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈•
@toranjnameh99
#تولد_در_لسآنجلس
#قسمت_چهل_چهارم
تبلیغات منفی رسانهها خیلی روی مردم آمریکا تاثیر گذاشت. وقتی ما را میدیدند که حجاب داشتیم، طوری رفتار میکردند انگار ما تازه پایمان را از هواپیما روی خاک آمریکا گذاشتهایم و از خانواده امام خمینی هستیم.
حتی بعضی ایرانیهایی که در همان سالها به آمریکا فرار یا مهاجرت کردند، طوری رفتار میکردند انگار همهی این اتفاقات تقصیر ماست. انگار میخواستند از ما انتقام بگیرند. بعضیهایشان خیلی بیادب بودند و فحش میدادند، بعضیهای دیگر هم فقط با اخم و تخم نگاه میکردند.
سالهای بعد به مرور تعداد ایرانیها توی کالیفرنیا زیادتر شد. من هم کمکم سنم زیادتر شد و خودم رانندگی میکردم. خودم میرفتم خرید. میرفتم تفریح.
بعضی از ایرانیها با دیدن حجاب من یا اخم میکردند یا میآمدند جلو و میگفتند:" این چیست سرت کردی؟ اینجا دیگر حجابت را بردار، اینجا که کمیته نیست. کسی نمیآید شما را بگیرد. برای چه این را سرت کردی؟"
من هم فارسی صحبت میکردم ولی فارسیام خیلی قوی نبود. انگلیسیام قوی تر بود. سعی میکردم توضیح بدهم دین اسلام که مکان ندارد. ایران و آمریکا ندارد. فرقی نمیکند کجا باشی. این دین من است.
میگفتند:" کجای قرآن گفته باید حجاب داشته باشی؟" با من بحث میکردند.ابتدا من هم با آنها بحث میکردم و جوابشان را میدادم. اگرچه که نمیتوانستم برایشان آیه و سوره بیاورم؛ چون خودم هم خیلی اطلاع نداشتم؛ ولی هرچه را بلد بودم توضیح میدادم.
بهمرور احساس کردم که بعضیها برایشان فرقی نمیکند، اگر حتی سوره و آیه را هم میآوردم و به آنها میگفتم، قبول نمیکردند و جواب میدادند:" این معنیاش چنین نیست." نمیخواستند قبول کنند.
از طرف دیگر رفتار خود آمریکاییها هم چندان بهتر از این نبود. آمریکاییها یک اخلاق یا فرهنگی دارند که نباید خیره بشوند به کسی نگاه کنند. زل زدن به کسی را اخلاق بدی میدانند؛ اما، گاهی میدیدیم که به ما زل میزنند و این خیلی اذیتمان میکرد.
بعضیهای دیگر هم صریحا میگفتند:" برگردید کشور خودتان." بعضی های دیگر هم به آیتالله خمینی یا به ما فحش میدادند؛ اما کسانی هم بودند که خیلی هم احترام میگذاشتند؛ یعنی اگر هم با عقیده من مخالف بودند ، سوال میکردند: " برای چه این را سرت کردهای؟"
گذشته از حجاب ، مادر و پدر سعی کردند محیط اسلامی و ایرانی در خانه داشته باشیم. باید در خانه فارسی صحبت میکردیم. ماه رمضانها روزه میگرفتیم. به مناسبت های دینی خیلی اهمیت میدادیم. شاید به اندازهی ایران نمیشد عزاداری کرد یا جشن گرفت؛ ولی در حد خودمان تلاش میکردیم این مناسبتها را از دست ندهیم. البته به مرور که ایرانیها زیادتر شدند، بعضی از همین مناسبت ها هم پررنگتر شدند.
به مرور شبهای قدر توی بعضی از مسجدها احیا برگزار میشد. به مرور مراسم دعای کمیل رونق پیدا کرد.
اولش توی خانههای خودمان بود، حتی شده بود با چهار خانواده. یک شب اینجا، یک شب خانهی یکی دیگر؛ اما، به مرور که استقبال شد و شلوغ، مراسمها عمومی تر شد.
یک کلاس از دانشگاه میگرفتند و جمع میشدیم آنجا.به مرور از همان دانشگاه سالن اجاره میکردیم و مراسم های سخنرانی گذاشته میشد. جشنها و شهادتها را هم مفصلتر برگزار میکردیم.
نوشتار: زهرا باقری ☺️
ممنون که با ما همراه بودید 💚
@toranjnameh99
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
سه شنبه ۱ آذر ۱۴۰۱
🖇پیامی برای امروز
............ ┄┅─═◈═─┅┄............
گاهی
کنارِ بعضی آدم ها باید
ناشنوا باشی
نابینا باشی
بی زبان باشی!
دست بردار از جنگ های بی فایده!
در سکوت قدم بردار
و به کار خویش
و آرامش ِ خودت مشغول شو.
#صبح_بخیر
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
@toranjnameh99