eitaa logo
𑁍ترنجــــنامه𑁍
1.1هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
10 فایل
یه جمع دخترونہ‌🧕🏻 به سبڪ ترنـج . . از هرجایی که هستی به جمــع دختران شاهیــن‌شهر خوش اومـــدی😘 💜 📩انتقادات و پیشنهادات: @toranjnameh_box 🎼 مسئول گروه ســرود: @T_keshavarzian
مشاهده در ایتا
دانلود
برای اینکه هر درس رو خوب یاد بگیرید حداقل پیش خودتون یه بار خلاصه نویسی کنید!🤓 مثلا : 🔸برای ریاضی سوالای مهم رو دوباره حل کنید👌🏼 🔸برای علوم نکات مهم رو بنویسید 🔸برای عربی لغات رو کار کنید و جمله سازی کنید و....... خلاصه نویسی بهتون کمک میکنه تا بفهمید هر درسی رو چقدر یاد گرفتید! برای هر درس نصف یه دفتر کافیه به نظرم ... •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
(فدایی رهبر) لباس پلنگی بسیار زیبا و نو پوشیده بود.موتورش را تمیز کرده بود.گفتم: هادی جان کجا؟ می خوای بری عملیات!؟ یکی دیگه از بچه ها گفت: این لباس کماندویی رو از کجا آوردی؟ نکنه خبرایی هست و ما نمی دونیم!؟ خندید و گفت: امروز می خوان جلوی دانشگاه تجمع کنند. بچه های بسیج آماده باش هستند.ما باید از طریق بسیج کار کنیم.این وظیفه است. گفتم: مگه نمی خوای بری سر کار. با این کارهایی که تو می کنی صاحب کار حتما اخراجت می کنه‌. لبخندی زد و گفت: کار را برای وقتی می خوایم که تو کشور ما امنیت باشه و کسی در مقابل نظام قرار نگیره. بعد به من گفت: برو سریع حاضر شو که داره دیر می شه. رفتیم به سمت میدان انقلاب.یک مقری بود که نیرو های بسیج در آن مستقر بودند. قرار بود به آنجا رفته و پس از گرفتن تجهیزات منتظر دستور باشیم. در طی مسیر یک باره به مقابل درب دانشگاه رسیدیم. درست در همان موقع جسارت اغتشاشگران به رهبر معظم انقلاب آغاز شد‌. هادی وقتی این صحنه را مشاهده کرد دیگر نتوانست تحمل کند! به من گفت: همین جا بمون... سریع پیاده شد و دوید به سمت درب اصلی دانشگاه. من همینطور داد می زدم: هادی برگرد، توتنهایی می خواهی چی کار کنی؟ هادی...هادی... اما انگار حرف های من و نمی شنید.چشمانش را اشک گرفته بود.به اعتقادات او جسارت می شد و نمی توانست تحمل کند. همین طور که هادی به سمت درب دانشگاه می دوید یک باره آماج سنگ ها قرار گرفت. من از دور او را نگاه می کردم. می دانستم که هادی بدن ورزیده ای دارد و از هیچ چیزی هم نمی ترسد.اما آنجا شرایط بسیار پیچیده بود. همین که به درب دانشگاه نزدیک شد یک پاره آجر محکم به صورت هادی و زیر چشم او اصابت کرد. من دیدم که هادی یک دفعه سر جای خودش ایستاد.می خواست حرکت کند اما نتوانست! خواست برگردد اما‌ روی زمین افتاد! دوباره بلند شد و دور خودش چرخید و باز روی زمین افتاد. از شدت ضربه ای که به صورتش خورد، نمی توانست روی پا بایستد. سریع به سمت او دویدم. هر طور بود در زیر بارانی از سنگ و چوب هادی را به عقب آوردم. خیلی درد می کشید، اما ناله نمی کرد.زخم بزرگی روی صورتش ایجاد شده و همه‌ی صورت و لباسش غرق خون بود. هادی چنان دردی داشت که با آن همه صبر، باز به خود می پیچید و در حال بی هوش شدن بود. سریع او را به بیمارستان منتقل کردیم. چند روزی در یکی از بیمارستان های خصوصی تهران بستری بود.آنجا حرفی از فتنه و اتفاقی که برایش افتاده نزد. آن ضربه آن قدر محکم بود که بخش هایی از صورت هادی چندین روز بی حس بود. شدت این ضربه باعث شد که گونه او شکافته شدو تا زمان شهادت ، وقتی هادی لبخند می زد، جای این زخم بر صورت او قابل مشاهده بود. بعد از مرخص شدن از بیمارستان، چند روزی صورتش بسته بود.به خانه هم نرفت و در پایگاه بسیج می خوابید، تا خانواده نگران نشوند. اما هر روز تماس می گرفت تا آنها نگران سلامتی اش نباشند. بعد ها رفقا پیگیری کردند و گفتند: بیا هزینه درمان خودت را بگیر، اما هادی که همه هزینه ها را از خودش داده بود لبخندی زد و پیگیری نکرد. حتی یکی از دوستان گفت: من پیگیری می کنم و به خاطر این ماجرا و بستری شدن هادی ، برایش درصد جانبازی میگیرم. هادی جواب او را هم با لبخندی بر لب داد! هادی هیچ وقت از فعالیت های خودش در ایام فتنه حرفی نزد، اما همه دوستان می دانستند که او به تنهایی مانند یک اکیپ نظامی عمل می کرد. ادامــــه دارد... نوشتار: زهرا باقری 💛 با ما همراه باشید😊 •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
شانزدهم.m4a
4.25M
پادکست رمان پسرک فلافل فروش گوینده: زینب ناطقی 🎤
☘👧🏻 ••برای یک نقآش چه هدیه‌ای بخریم? - دفتر بولت ژورنال - مینی بوم ' بوم کوچک - قاب گوشی با طرح هنری - کتاب هنری - یه گلدون کیوت و خوشگل - جملات هنری انگیزشی که بچسبونه اتاقش •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
أرى في حديثک ما يجعلني اعشقک للأبد فَما بالکَ بلقائک در سخنت چیزی را میبینم که باعث میشود برای همیشه عاشقت شوم‌ چه رسد به دیدارت..🌱 ♥️ •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صلےاللہ‌علیڪ‌یافاطمةالزهرا(س) 💌این یڪ دعوٺنامه‌سٺ: 💚رفیــق ترنجــۍ به اقامـــه‌ی💚 💚عزای فاطمــیه دعوت شدی💚 با سخنرانے:🎤 حاج‌آقا‌داستـــانپور در ڪنار ڪادر 🌸مجموعه‌فرهنگی‌اجتماعی‌ترنج🌸 همـــراه با پذیرایی شام 🗓زمان: سه‌شنبه و چهارشنبه - ۱۴ و ۱۵ دی‌ماه ⏰ساعت: ۲۰ الی ۲۲:۳۰ 🕌مکان: شاهین شهر _ چهارراه‌عطار _ طبقه فوقانیِ مسجد‌فاطمیه •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
• . حجاب مانند اولین خاکریز جبهھ است کھ دشمن برای تصرف سرزمینـﮯ حتما بـٰاید اول آن را بگیرد . . . 🧚🏻‍♂ •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99
رهبری میگن😌♥️: پیشرفت‌کشورنیازمندحرکت‌علمی‌بسیار قوی‌است که‌پایه‌هایش‌رابایددرمحیط‌دانش‌آموزی ایجادکرد وبه‌همین‌دلیل‌است‌که‌درس‌خواندن مهم‌ترین‌کاردانش‌آموزان‌وعبادت‌ بشمارمی‌آید. 📚✏️🖇 🤓 :) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امیـــدوار باش🍃 آب هـرچـند آلوده شـده باشد حتی لجـن هم شده باشد اگر به دریا برگردد صاف و زلال و پاک می‌شود!! 💧 یادت باشـد خـدا دریای رحــمت است و ما چون آب آلوده اگر به آغوش رحــمت او باز گردیم ڪار تمام است و پاک پاک می‌شویم. ✨به‌ بندگانم‌ بگو‌ من‌ آمرزنده‌‌ و مهربانم✨ حجر ۴۹ •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• @toranjnameh99