46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مطلب زیر در خصوص تله توسیدید است. تحلیل بسیار جالب است از تلاش در بهگارگیری قوه قهریه از جانب قدرت مسلط سیاسی حال حاضر دنیا یعنی آمریکا در تقابل با قدرتهای در حال ظهور. دلایل تحرک امریکا در مقابل چین و سایر قدرتهای در حال ظهور. بعلاوه بررسی خطر این تحرک برای کشور #ایران.
برای درک آنچه که در حال حاضر در سیاست خارجی ایران میگذرد بسیار مفید است و شنیدن این فایل 27 دقیقهای را به عزیزان توصیه میکنم. در ضمن بنده گوینده این متن را به اسم نمیشناسم و اگر عضو کانال ما هست لطفاً پیغام بدهد تا ما نام ایشان را هم درج کنیم این مطلب را یکی از دوستان عزیز برای بنده ارسال کرد که پس از گوش کردن گفتم با شما هم به اشتراک بگذارم بدون شک مورد استفاده خواهد بود.
گوینده متن جناب دکتر ایمان فانی هستند که همین جا از بیان شیوا و درک واقعی و صحیحی که از شرایط به ما و خوانندگان دادند، تشکر میکنم.
@syriankhabar
➖این گزارش را که ۶ سال پیش در کانال کار کردم و توضیحات کافی در مورد آن نوشتم را به نظرم گوش کنید تا انشاءالله در مورد سفر رئیس جمهور کذاب آمریکا به چین و تبعات و پیامدها و دستاوردهای آن حتماً گزارشی را خدمت شما منتشر کنم. در این گزارش که سال ۲۰۲۰ آن را در کانال کار کردم و به نوعی با سیاست خارجی ایران در آن سالها به نوعی همراه بود، امروز میخواهم آن را در رابطه با آمریکا و چین گوش کنید؛ چرا که خالق این دیدگاه و نظریه آن را برای روابط چین و آمریکا توسعه داده بود اما دکتر ایمان فانی این دیدگاه را اینجا در رابطه با ایران تشریح میکند.
➖تله توسیدید یک اصطلاح در حوزه علم سیاست است که توضیح میدهد چگونه یک قدرت بزرگ برتر و مسلط مانند آمریکا توسط قدرتهای متوسط از طریق جنگ به چالش کشیده میشوند و شکست میخورند. ما همیشه بر این باور بودیم که ایران کشوری است که آمریکا را به چالش میکشد هرچند این نظریه در سالهایی که متولد شد چین هنوز یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی نبود (سال ۲۰۱۲ که راهبرد امنیت ملی باراک اوباما منتشر شد) و صرفاً یک قدرت متوسط به شمار میرفت. اما همانگونه که میبینید آمریکا سرانجام در دام ایران افتاد (و من متاسفانه فرصت نکردم این موضوع را برای شما تشریح کنم که چگونه آمریکا در این دام افتاد و بدجور هم افتاد و نابود شد) و به نوعی تله توسیدید در مورد ایران کار کرد.
➖اما آیا این دام و تله در مورد چین هم قرار است کار کند؟! از آنجایی که در این دیدگاه یک قدرت متوسط در برابر یک قدرت برتر قد علم میکند و او را به چالش میکشد در حالی که چین امروز یک قدرت اقتصادی و نظامی برابر با آمریکا و شاید هم در برخی حوزهها بالاتر است، آیا این دیدگاه در مورد چین و تقابل این کشور با آمریکا بر سر تایوان اجرایی میشود؟! با توجه به هشدار و تهدید روشن رئیس جمهور چین خطاب به آمریکا که واشنگتن باید خطوط قرمز پکن به ویژه در مورد تایوان را رعایت کند و اگر این موضوع را رعایت نکند ناچار باید وارد جنگ با چین شود؛ آیا مشاهده این دام در برابر آمریکا هستیم؟!
➖در هر صورت سفر رئیس جمهور چین به آمریکا را باید با نگاهها و دیدگاههای متفاوتی بررسی کرد و آن را مورد کنکاش و تعمق قرار داد. من بر این باور هستم که پیامدها و تبعات این سفر در سایه شکست سنگین و بیسابقه آمریکا از ایران گسترده و غیر قابل چشم پوشی است، ما باید با نگاه عمیقتر و درک بهتر و مطالعه درست منابع و گفتهها بتوانیم آینده را به شکلی صحیح و منطقی تشریح کنیم. از این رو از شما تقاضا دارم که این پادکست را با دقت گوش کنید تا بعداً بتوانم دقیقتر و راحتتر برای شما توضیح بدهم...
🆔@SyrianKhabar
گزارش جنگ شماره ۷۷.mp3
زمان:
حجم:
20.2M
🔲گزارش جنگ شماره ۷۷؛ سفر ترامپ به چین و تله توسیدید
➖این یک گزارش متفاوت و خاص است که مقدمات آن را در پستهای پیشین خدمت شما ارائه کردم؛ توضیح زیادی در مورد محتوای این پست نمیدهم و از شما تمنا دارم اگر فرصت کردید و وقت داشتید گوش کنید و مانند همیشه این برادر کوچکتر و شاگرد خودتان را هم مورد تفقد و عنایت قرار دهید.
🇮🇷@SyrianKhabar
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک دیوانه یک سنگ رو توی چاهی میندازه که هزارتا عاقل نمیتونن اون رو بیرون بیارن.
حالا حکایت این احمقهاست که خودشون این وضعیت رو ساختن و حالا دارن به همه التماس میکنن که براشون این سنگ رو از چاه بیرون بیارن
@ali_bitarafan5
🔴 بسیار مهم | قفلِ ظهور
❌ حرف بسیار غلط؛ اما رایج:
جلوتر از رهبری حرکت نکنید‼️
🔸️این ۳ ویدیو رو کامل با دقّت ببینید
امّتی که صبرکند در قضایا ولیفقیه موضع بگیرد و حرف بزند، بعدش حتی اگر دستور او را اطاعت هم بکنن، آماده و لایق ظهور نیستن
باید به این بلوغ برسیم که مطلوب امام را خودمان (قبل از گفتن امام) حدس بزنیم و محقّق کنیم
@ALIDORRIZ2 | کانال بله
تفرقه ایجاد کن و حکومت کن
نویسنده : جنید
کشاورزی خوک مردهای را به درون چاهی انداخت... و در مدت کوتاهی، هفتاد تا هشتاد موش برای خوردن آن به داخل پریدند. 🐀
در ابتدا، همه چیز آسان به نظر میرسید.
به محض اینکه غذا دیدند، همگی به سمت آن هجوم بردند. اما پس از خوردن، متوجه چیزی وحشتناک شدند... دیوارهای چاه برای فرار خیلی بلند و شیبدار بودند.
کم کم، غذا تمام شد. گرسنگی افزایش یافت و همان مکان به میدان نبرد تبدیل شد. ⚠️
در یک مبارزه ناامیدانه برای زنده ماندن، موشها به یکدیگر حمله کردند. آنها شروع به کشتن و خوردن زنده یکدیگر کردند.
روزهای بعد، فقط یک موش در چاه باقی ماند.
چشمانش مانند خون قرمز بود. 🩸
سپس کشاورز طنابی را پایین آورد، موش را بیرون کشید و دوباره در مزارع رها کرد.
آیا کشاورز برای آن احساس همدردی کرد؟
به هیچ وجه.
کشاورز چیزی را فهمید که اکثر مردم هرگز نخواهند فهمید...
آن موش اکنون به خوردن همنوع خود معتاد شده بود. دیگر به دنبال غلات نمیگشت. حالا به جای آن، موشهای دیگر را شکار میکرد.
و این معنای واقعی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. 🎭
افرادی که در بالا نشستهاند به ندرت با یکدیگر میجنگند.
در عوض، آنها محیطی ایجاد میکنند که در آن افراد پایین به جنگ، نفرت، نابودی و مصرف یکدیگر ادامه میدهند... در حالی که کنترلکنندگان واقعی عقب مینشینند و هرج و مرج را تماشا میکنند.
هر زمان که دو نفر با یکدیگر میجنگند، تقریباً همیشه سود به نفر سوم میرسد... کسی که پشت پرده ایستاده و کل بازی را کنترل میکند.
دام را درک کنید.
زیرا اگر این کار را نکنید... ممکن است از قبل در همان چاه باشید. 🕳️
صدا را خاموش کنید.ذهن خود را روشن کنید. @Truthsgram
📣 پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
📝 بسمالله الرّحمن الرّحیم
▫️ زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشتهی اتّصال اندیشه و مرزهای هویتی ایرانیان را تشکیل میدهد. زبان و ادب فارسی یکی از بزرگترین ظرفیتها برای ترویج فرهنگ و تمدّن غنی ایرانِ اسلامی در گسترهی جهانی است؛ و توصیهی رهبر حکیم و شهیدمان اعلیالله مقامهالشریف به قدرتمند شدن زبان فارسی، چراغ راه اقتدارِ «تمدن ایرانی ـ اسلامی» میباشد.
▫️ ملت عزیز ایران در دفاع مقدس سوم نیز همچون دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کردند که داستانهای اسطورهای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانهی آنان بوده و مفاهیم انسانساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همهی اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاکوَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز میکند. این حماسهی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.
▫️ از سوی دیگر مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی امریکایی آمادهتر کرده است تا با ابتکار و نوآوریِ فعالان عرصهی فرهنگی در جهت تأمین پدافند زبانی و گفتمانی و رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان، مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی را با استواری بیشتر بپیماید، بِعَونِ الله تعالی.
✍🏼 سیدمجتبی حسینی خامنهای
🗓 ۲۵/اردیبهشت/۱۴۰۵
📱 @rahbar_enghelab_ir
فراتر از نمایش: چرا لیبرالها قربانی توهم «قانون» در الیگارشی آمریکا میشوند؟
ترجمه : جنید
در دنیای سیاستهای قطبیشده امروز، بهویژه در شبکههای اجتماعی، شکایتی آشنا از سوی لیبرالها به گوش میرسد:
«آنها قوانین را نقض میکنند!»، «غیرقانونی عمل میشود!»،
«این خلاف قانون اساسی است!».
موج این خشم متوجه دونالد ترامپ و کابینه او شده است، اما این پدیده محدود به یک حزب نیست.
از فریبکاری «روسیهگیت» گرفته تا نقضهای آشکار اخلاقی و قانونی، لیبرالها مدام از قاضی میخواهند که بر اساس کتاب قانون حکم کند.
اما سوال اینجاست: آیا واقعاً «قوانین» برای همین ساخته شدهاند؟
باور عمومی در برابر واقعیت طبقاتی
بسیاری از مردم، بهویژه آنهایی که در چارچوب لیبرالیسم تربیت شدهاند، قانون اساسی، قوانین انتخاباتی، مقررات معاملات نهانی و محدودیتهای سیستمی بر قدرت را بهمثابه دیوارهایی مستحکم میبینند که برای مهار قدرت و حفظ «دموکراسی» کشیده شدهاند.
اما نگاه عمیقتر، واقعیتی دیگر را رو میکند:
این قوانین هرگز برای محدود کردن طبقه مالک و حاکم (اولیگارشی) طراحی نشدهاند.
کارکرد اصلی آنها، ایجاد توهم مشروعیت برای نظامی است که در آن، اقلیتی ثروتمند با استفاده از احزاب عروسکی خود، بر اکثریت مردم حکمرانی میکند.
این قوانین بیش از آنکه «بند» باشند، «صحنه» هستند.
آنها بخشی از یک تئاتر عظیم سیاسیاند تا دیکتاتوری بورژوازی را در قالب «جمهوری مشروطه» یا «دموکراسی نمایندگی» به فروش بگذارند. باوری که یک شهروند را وادار کند فکر کند نخبگان حاکم واقعاً پایبند به این قوانین هستند و اگر تخلفی شود، سیستم «پاسخگویی» وارد عمل خواهد شد، چیزی جز سادهلوحی ایدئولوژیک نیست.
قوانین برای «رعیت » هستند، نه برای «آنها».
حقیقت تلخ این است که قوانین برای خود الیت نوشته نشدهاند.
آنها پیمانی برای خودکشی جمعی اولیگارشی نیستند.
اگر اجرای قانون به نابودی منافع طبقه حاکم یا افشای روایتهای دروغینی که از بدو تولد به خورد همه داده شده (از دموکراسی گرفته تا آزادی) منجر شود، بیتردید آن قانون نادیده گرفته خواهد شد.
الیت حاکم (که بهصورت فراحزبی و دوحزبی متحد هستند) تنها مرجعی هستند که تصمیم میگیرند:
چه زمانی رعایت قوانین به نفعشان است.
چه زمانی نادیده گرفتن قوانین با مصونیت کامل، گزینه بهتری است.
و مهمتر از همه، چه زمانی «پاسخگویی» و «عدالت» ابزاری برای حذف رقیب یا مانعی ناخوشایند خواهد بود، نه یک اصل اخلاقی.
چرا عصبانیت از «نقض قانون» بیمعناست؟
وقتی ماهیت قوانین را بهعنوان ابزاری برای صحنهآرایی درک کنیم، عصبانیت از «تقلب» یا «نقض قانون» توسط یک حزب، پوچ به نظر میرسد.
این عصبانیت نشانه سردرگمی و عدم درک عمیق از بازی قدرت است. «قوانین» در این تئاتر، گاهی برای اثرگذاری جناحی و شعلهور کردن احساسات به کار گرفته میشوند، اما هرگز ابزاری در دست مردم برای بهبود بنیادین سیستم نخواهند بود.
مردم نمیتوانند با تکیه بر همین قوانین، امید به جایگزینی الیگارشی با حکومتی داشته باشند که واقعاً نماینده اکثریت زحمتکش باشد.
خط قرمز نهایی: بقای سیستم
اولیگارشیها پیش از آنکه اجازه دهند سیستم سیاسیشان (که خود طراحی کردهاند) به نابودیشان منجر شود، دست به هر کاری خواهند زد.
آنها حاکمیت قانون را به کلی لغو کرده، نیمی از طبقه کارگر را علیه نیمی دیگر خواهند شوراند، پیش از آنکه قدرت واقعی را واگذار کنند.
درک این واقعیت، مرز میان یک لیبرال و یک مارکسیست است.
لیبرال کسی است که هنوز به شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی قوانین درون این سیستم ایمان دارد.
اما مارکسیست کسی است که میداند این سیستم برای بقای خود، هر جنایتی را مرتکب میشود و هیچگاه جنایات بزرگ (از ترور کندی و ۱۱ سپتامبر گرفته تا جنگهای نسلکشانه) را که با روایت اصلیاش (دموکراسی) در تضاد است، افشا نخواهد کرد.
نتیجهگیری: فراتر از تئاتر دو حزبی
تشویق یکی از دو حزب و متهم کردن دیگری به «تقلب» و «نیاز به پاسخگویی»، شاید یکی از نادانستهترین کنشهای سیاسی یک فرد بزرگسال باشد.
بزرگترین جنایات تاریخ معاصر آمریکا همواره با حمایت دوحزبی رخ داده و بیپاسخ ماندهاند.
پاسخگویی تنها زمانی معنا پیدا میکند که منافع الیت ایجاب کند:
یا برای حذف یک مانع، یا برای تنبیه کسی که جرأت کرده به قدرتمندتر از خود تعرض کند.
هر چیز دیگری، از افشای اسناد جنایات تا اجرای عدالت واقعی، برای همیشه در پوشش «امنیت ملی» دفن خواهد شد، زیرا هدف نهایی، حفظ امتیازات طبقه مالک و جلوگیری از تحقق تهدیدی به نام «دموکراسی واقعی» یا «سوسیالیسم» است. تا زمانی که این حقیقت درک نشود، سیاستورزی در آمریکا چیزی بیش از تماشای یک تئاتر بیپایان نخواهد بود.
@Truthsgram