eitaa logo
حقایق داغ Truthsgram
1.2هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
4.1هزار ویدیو
109 فایل
We just care about truth . ما فقط به حقایق اهمیت می دهیم . «نشر محتوای این کانال حتی بدون ذکر منبع بلامانع است » تلگرام: https://t.me/truthsgram
مشاهده در ایتا
دانلود
«میراث واقعی، چیزی نیست که می‌گویید؛ چیزی است که تکرار می‌کنید. تحقیق و ترجمه از : جنید مقدمه: یک تصویر، دو جهان این نوشتار درباره‌ی «فرزندپروری» به معنای کلیشه‌ای آن نیست. بلکه درباره‌ی «انتقال» است. انسان‌ها همواره در حال انتقال چیزی هستند؛ حتی در سکوت. کودک آنچه را به او می‌گویید نمی‌شود، بلکه آنچه به‌تکرار سیستم عصبی‌اش را احاطه می‌کند، می‌شود.… ادامه … @Truthsgram
ادامه «…جهان ذهنی کودک مانند درختی با شاخه های مختلف ،اما دو نوع رویش است ؛ اما همه از یک ریشه می‌رویند. یک سمت روشن، زنده و رابطه‌مند است و سمت دیگر سرد، شکسته و از نظر عاطفی گرسنه. حقیقت هولناک اینجاست که هر دو جهان فکری می‌توانند از یک والد سر بزنند. نه به این دلیل که والدین هیولا هستند، بلکه به این دلیل که ناخودآگاهی خودبه‌خود ؛ خود را بازتولید می‌کند. ۱.کودکان، زبان را بعداً می‌فهمند، اما فضا را زودتر جذب می‌کنند.کودکان مدام در حال مطالعه‌ی محیط اطراف خود هستند. اینکه شما زیر فشار چگونه واکنش نشان می‌دهید.با خودتان چگونه حرف می‌زنید.با خشم چگونه برخورد می‌کنید.آیا عشق ایمن است یا مشروط؟آیا حقیقت گفتن تنبیه دارد؟ آیا به احساساتشان خوش‌آمد گفته می‌شود یا تحقیر؟آیا سکوت یعنی آرامش یا خطر؟آیا اشتباهات به راهنمایی ختم می‌شود یا تحقیر؟ عمیق‌ترین ارث، پول یا دارایی نیست. عمیق‌ترین ارث، الگوهای عاطفی است. کودکی که در فضای نقد دائمی بزرگ شود، به بزرگسالی تبدیل می‌شود که حتی در گفت‌وگوهای خنثی هم حمله می‌شنود. کودکی که در بی‌ثباتی عاطفی رشد کرده، تمام عمر به فوق‌هشیاری معتاد می‌شود، یعنی پیش از وارد شدن به هر جمعی فضا را می‌سنجد. کودکی که با درد سرکوب‌شده بزرگ شده، بی‌حسی عاطفی را قدرت می‌نامد. کودکی که عشق نمایشی دیده، مفید بودن را با دوست‌داشتنی بودن اشتباه می‌گیرد. ۲.عادی‌سازی، به هویت تبدیل می‌شود. چیزی را در حضورشان عادی کنی، تا آخر عمر با خود حمل می‌کنند. چون کودکان فاصله‌ی کافی برای زیر سؤال بردن محیط رشد خود را ندارند. برای آنها، خانه خودِ واقعیت است. اگر هرج‌ومرج دائمی باشد، هرج‌ومرج عادی می‌شود. اگر دستکاری دائمی باشد، دستکاری شبیه عشق می‌شود. اگر غیبت عاطفی دائمی باشد،رها شدن آشنا و قابل‌پیش‌بینی است. اگر داد زدن دائمی باشد، آرامش بعداً می‌تواند مظنون به نظر برسد. به همین دلیل است که بسیاری از بزرگسالان روابط سالم را خراب می‌کنند، از صمیمیت می‌ترسند یا همیشه احساس ناامنی می‌کنند. پاسخ همیشه منطق نیست؛ شرطی‌شدن است. بدن محیط‌هایی را به خاطر می‌سپارد که ذهن فراموش کرده است. به همین دلیل ترمیم و بهبودی این‌قدر دشوار است: شما فقط در حال تغییر افکار نیستید، بلکه با تمام ساختارهای بقایی که در کودکی ساخته شده‌اند روبرو می‌شوید. ۳.نخ‌های عروسکی در بزرگسالی اکثر بزرگسالان باور دارند که آزادانه رفتارشان را انتخاب می‌کنند، اما بسیاری از آنها عروسک‌های ناخودآگاه دوران کودکی حل‌نشده‌ی خود هستند. آنها مدام در حال بازاجرای فیلم‌نامه‌های عاطفی ناتمام‌اند. فیلم‌نامه‌ی رها شدن، طرد شدن، ناکافی بودن، شرم، ترس، کمبود و خشم. این چنین است که با تغییر نسل‌ها ادامه می‌یابد: نه از طریق شر، بلکه از طریق تکرار ناخودآگاه. پدری که خودش هرگز دیده نشده، ممکن است از دیدن پسرش عاجز بماند. مادری که عشق را فقط از طریق نمایش دریافت کرده، ناخواسته دخترش را به کمال‌گرایی هل می‌دهد. آدم‌ها چیزی را منتقل می‌کنند که خود هرگز تغییرش نداده‌اند. و بخش بیرحمانه این است: نیت خوب کافی نیست. یک والد می‌تواند عمیقاً عشق بورزد و همزمان عمیقاً زخم بزند. عشق بدون آگاهی به تملک تبدیل می‌شود. عشق بدون بهبودی به کنترل تبدیل می‌شود. عشق بدون بلوغ عاطفی به بی‌ثباتی تبدیل می‌شود. ادامه … @Truthsgram
ادامه «…۴.فرزندپروری آگاهانه یعنی چه؟ فرزندپروری آگاهانه به معنای کمال نیست. کمال در واقع خطرناک است چون «عملکردِ نمایشی» ایجاد می‌کند. فرزند پروری آگاهانه یعنی آگاهی از زخم‌ها .فرافکنی‌ها.از حالت عاطفی خود.از چگونگی تأثیر سیستم عصبی‌تان بر فضای اتاق.از اینکه فرزندتان چه چیزی را از حضور شما جذب می‌کند. کودکان به والدینی بدون نقص نیاز ندارند؛ آنها به حضوری تنظیم‌شده نیاز دارند. به بزرگسالانی که می‌توانند بگویند اشتباه کردم.،دارم گوش می‌کنم.احساسات تو درست و قابل‌قبول است.تو اینجا امن هستی. نیازی نیست عشق را با تلاش به دست بیاوری.نمی‌گذارم تو درد حل‌نشده‌ی من را حمل کنی. جمله‌ی آخر تمام خون‌سلسله‌ها را تغییر می‌دهد. چون بسیاری از کودکان وادار به کار عاطفی می‌شوند؛ درمانگر والدین، صلح‌بان خانه‌های آشفته، نامرئی برای اینکه بار نباشند، فوق‌موفق برای گرفتن تأیید، یا از نظر عاطفی یخ‌زده فقط برای زنده ماندن. بعضی کودکان، کودکی‌شان را از دست می‌دهند تا از آسیب‌پذیری بزرگترها محافظت کنند. بعد جامعه به آنها می‌گوید «بالغ». در حالی که آنها فقط سازگار شده‌اند. ۵.از اتاق کودک تا معماری یک تمدن تمدن‌ها توسط وضعیت عاطفی دوران کودکی شکل می‌گیرند. بزرگسالان دولت‌ها، اقتصادها، روابط، مذهب‌ها، جنگ‌ها و فرهنگ‌ها را می‌سازند. پس وضعیت عاطفی کودکان در نهایت به معماری عاطفی جامعه تبدیل می‌شود. کودکی که دوست داشته نشده، ناپدید نمی‌شود؛ به بزرگسالی با نفوذ تبدیل می‌شود.کودکی که نادیده گرفته شده، ممکن است به قدرت پناه ببرد. کودکی که تحقیر شده، ممکن است کنترل را به سلاح تبدیل کند.کودکی که مدام شرمنده شده، ممکن است از خود بشریت جدا شود. آینده‌ی هر تمدنی در این پنهان است که با کودکان خود از نظر عاطفی چطور رفتار می‌کند. نه در ملأ عام، نه به صورت نمایشی؛ در خلوت. وقتی هیچ‌کس نگاه نمی‌کند. ۶.زنجیره‌ای که با آگاهی شکسته می‌شود. و عمیق‌ترین لایهٔ این تصویر شاید این باشد: کودکان فقط رفتار را تماشا نمی‌کنند. آنها از طریق سیستم عصبی شما یاد می‌گیرند که «واقعیت» چه حسی دارد. حضور شما به آنها یاد می‌دهد که بودن در این جهان امن است یا نه. به همین دلیل است که آگاهی مهم‌تر از ظاهر است. یک والد آراسته با تاریکیِ حل‌نشده می‌تواند عمیق‌تر از یک والدِ ناقص اما صادق از نظر عاطفی به کودک آسیب بزند. کودکان ناقصی را تاب می‌آورند. چیزی که آنها را نابود می‌کند، بی‌ثباتی عاطفی مزمن، غیبت عاطفی، سلطهٔ روانی، دستکاری، تحقیر، عشق مشروط، یا برای مدت طولانی دیده نشدن است. نور و تاریکی در شاخه های ذهنی نمی‌گویند: «کامل باش وگرنه بچه‌ات را نابود می‌کنی.» می‌گویند: آگاه شو. چون بزرگسالان ناخودآگاه، نسل‌های ناخودآگاه می‌سازند. و آگاهی جایی است که زنجیره سرانجام شکسته می‌شود. نه از طریق تظاهر، نه ریاهای معنوی، نه حکمت‌های شبکه‌های اجتماعی. بلکه از طریق مواجههٔ شجاعانه با خود. نتیجه‌گیری: مقدس‌ترین و خطرناک‌ترین مسئولیت: فرزندی که مقابل توست، فقط یاد نمی‌گیرد چگونه زندگی کند. او یاد می‌گیرد انسان بودن چه معنایی دارد؛ با تماشای تو. و هنوز هم بیشتر مردم دست‌کم می‌گیرند که این مسئولیت چقدر مقدس است و چقدر خطرناک. میراث واقعی، چیزی نیست که می‌گویید؛ چیزی است که تکرار می‌کنید.» @Truthsgram
وقتی افتضاح مذاکره و آتش‌بس خودسرانه‌شان در می‌آید، دعوای زرگری «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!» راه می‌اندازند، تا افکار عمومی را از اصل ماجرا «غیر شرافتمندانه بودن و غیرعاقلانه بودن مذاکره با قاتلان امام شهید در میانه‌ی جنگِ وجودی» منحرف کنند! نتیجه‌ی این مدل دعواهای زرگری هم همیشه سوپرمن‌سازی از یک طرف ماجرا و تحمیق بخش مهمی از جریان انقلابی و انفعالشان است! و‌ظیفه‌ی تیم رسانه‌ای - پروژه‌ای‌شان اکنون تثبیت چرخه‌ی «مذاکره ⬅️ جنگ ⬅️ شهادت امام جامعه ⬅️ مذاکره» به‌صورت چرخه‌ای ♻️ است تا به این پروسه عادت کنیم و غیرتمان کم‌کم تمام شود. ✍️ تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد @SHRChannel
هماهنگي ديپلماسي و ميدان.mp3
زمان: حجم: 2.1M
🔊 بشنوید 🔶🔹 آیا اساساً با دیپلماسی و مذاکره مخالفیم؟! هماهنگی صحیح دیپلماسی سیاسی و میدان نظامی چگونه است؟ 1️⃣ اصل دیپلماسی، یک ابزار در اختیار نظام است. مشکل از روش اجرا است! 2️⃣ الگوی آمریکا برای هماهنگی دیپلماسی و میدان در برجام؛ 3️⃣ تلقی غلط برخی دیپلمات‌های کشور از دیپلماسی؛ ❇️ بخشی از نشست تبیینی «نقش نبرد شناختی در جنگ رمضان» که به همت مدرسه استاد شهید فرج‌نژاد مورخ ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار شده است. ✍️ تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد @SHRChannel
⭕️ برای جمع کردن حضور و فریاد تعیین‌کننده‌ی ملت مبعوث و تغییر ریل یک راه هست، راهی که دشمن قبلاً هم باهاش به موفقیت‌های بزرگی دست یافت: پاندمی! و آنچه احتمالا در حال پخت و پز است، مبتنی بر یک سناریوی مشخص است: S.P.2026 طرحی که سال ۲۰۱۷ توسط واحد امنیتِ سلامت دانشگاه جان هابکینز تدوین و شبیه‌سازی شده. به همه توصیه می‌کنم مجموعه مستند علمی جنایت نامرئی را که دی ماه ۱۴۰۱ از شبکه‌ی یک سیما پخش شد، به نیت مرور چگونگی طراحی یک پاندمی برنامه‌ریزی شده ملاحظه کنید! ✍️ تمدن‌نگار | شکوهیان‌راد @SHRChannel