گریه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد، باز هم گریه و یک دورِ دگر مصــرعِ قبل
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
به #اجبار زن یکی از بزرگ ترین #مافیا شدم مردی که پر بود از خشم و انتقام
و هیچ احساسی نداشت!
تنها هدفش انتقام بود و بس
ولی... ولی یک شب برای دل خودم لباس پوشیدم و آرایش کردم اما با دیدنم
داخل اتاق هوش و حواسش پرید و❤️🔥🤫....
دستش کروات بود_برام میبندی!؟.
میخ نگاهش شدم، سمتش رفتم
روی پنجه پا وایستادم تا کمی قدم بهش برسه کروات رو براش بستم
عجیب بهش می اومد! می خواستم برم که به آغوشش کشیده شدم
بهت زده به دستاش که دور کمرم پیچید
خیره بودم، عطر تنش رو نفس کشیدم
بغلش آرامش داشتم، چیزی نگفت
و من هم نمی تونستم چیزی بگم
قطره اشکی از گوشه چشمم سر خورد و روی شونه اش ریخت.
بعد چند لحظه از آغوش هم جدا شدیم
_ممنونم، مواظب خودت باش!.
تنها گفتم+خواهش می کنم، همچنین.
رفت... و من رو با قلبی که بی مهبا
می کوبید و انگار قصد داشت از قفسه سینه ام بیرون بزنه رو به رو کرد! 🤭😍❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
رمان #پرطرفدار و فول هیجانی
که غوغا به پا کرده
#عشقِ _آتشین بین مافیای مغرور و بی رحم و زنش❤️🔥🔥🤭
ببین بخاطر زنش چیکار میکنه این مرد❤️🔥
بیا خودت بخون ببین چجوری مجذوبش میشی که گوشی رو یه دقیقه کنار نمیذاری😶🌫
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7