تیپیکال زندگی من طوری شده که باید چند سالی تلاش کنم که تازه بتونم از صفر شروع کنم.
بیدار شدن فقط همون یکی دو ثانیه اولش خوبه که نمیدونی کی هستی و کجایی، بعد که یادت اومد چه بدبختی هستی و کلی کار داری باید بمیری.
هر وقت تونستی رو چمن بشینی و بز درونتو کنترل کنی که شروع به کندن چمن نکنه یعنی به نفست مسلط شدی.