هدایت شده از ˖♡🇵🇸 درختِ هجده ساله ˖
سلام به کسی که عشقش به بندهش شبیهِ عشق پدر به فرزندش میمونه ، اما هزار برابر بیشتر و عمیقتر :)♡
واقعیتش خداجونی ، داشتم به این فکر میکردم که رابطه شما و من چهقدر شبیهِ پدریِ که داره به بچهش دوچرخه یاد میده :)))
پدر اینطوریه که میره یه دوچرخه قشنگ با دوتا چرخِ کمکی میخره و بچهش رو سوار میکنه ، و کم کم بهش یاد میده چه طوریی یاد بگیره حتی بدونِ کمکی دوچرخه رو بِرونه .
یادمه سوارم کردی و گفتی پدال بزنم ، انجامش دادم و خب خیلی خیلی راحت بود ، بعد چند دور چرخیدن ، گفتی نظرت چیه کمکی ها رو برداریم؟
کمکی ها رو برداشتی ، گفتم میترسم..
گفتی بار اول خودم باهات میام! ؛ یه دستت رو گذاشتی پشتِ دوچرخه و اون یکی دستت رو گذاشتی رو فرمون و باهام اومدی !
بعد بهم گفتی حالا ببینم خودت چه میکنی دخترکم !
عزمم رو جمع کردم و با اعتماد بنفس شروع به حرکت کردم و در کسری از ثانیه محکم خوردم زمین و زانو م خراش برداشت..
زدم زیر گریه ، اون موضوع خیلی درد داشت ، بلند بلند گریه کردم ، از زندگی سیر شدم ، فکر کردم که دیگه دوچرخه سواری برام امکان پذیر نیست ، فکر کردم برای همیشه پا م رو حس نمیکنم ..
( من درمورد درد پا صحبتنمیکنم🙂 )
تو اومدی و زانوم رو پانسمان کردی ، اشکامو پاک کردی و موهامو بوسیدی و گفتی خب دوباره امتحان میکنیم:)
دوباره خوردم زمین ..
گفتی تا سه نشه ، بازی نشه :)
بار سوم حواسم رو بیشتر جمع کردم ؛ اینبار اینبار تونستم:)))
تونستم! محکم رکاب زدم و تا تهِ جاده رو رفتم و میدونی خداجونی ، اون لحظه وقتی صدای افتخار و تشویقت رو میشنیدم، انگار رو ابرا بودم:)))
انگار تو بغلِ ماه بودم:)))
انگار تو اعماقاقیانوس بودم و با نهنگها شنا میکردم:)))
انگار تو جنگل با پروانهها میرقصیدم:)))
امیدوارم منظورم رو بفهمید😅*
دمتگرم! عاشقتم تمامِ دارایی من♡
خدایا شکرت ! به اندازه تمامِ قطراتِ تمامِ دریاهای دنیا ، شکرت🤍🫂
*شکرگزاری امشبو خیلی دوست دارم )))
اوبونتو|ubuntu
یادمه یه جایی از نامه ، واسه مامانم نوشته بودم که " سختترین کار ِدنیا مامان بودنه "🥺🧡 ؛
سختترین کار دنیا مامان بودنه🧡؛
هدایت شده از ˖♡🇵🇸 درختِ هجده ساله ˖
لطفاً نفری یک حمد برای شهدای حادثه امروز و همچنین بهبودِ حالِ مجروحین بخونید ❤️🩹