اوبونتو|ubuntu
-پناهِ امن
دلم براتون تنگ شده و پناه آوردم به خاطرات ثبت شده ازتون تو گالری و اینجا. عکسا و فیلما رو میبینم و بیشتر هوایی میشم. کاش دعوتم کنید بیام پیشتون، حرم لازمم.
اوبونتو|ubuntu
مادربزرگم همیشه میگفت: *خدا اگر طولش میده؛ داره قشنگترش میکنه صبر داشته باش🌱* For نارنجی فاطمه
وای چه چسبید این تقدیمی😭
منتظر بودم ببینم که نوبت منم میشه یا نه!
وای مرسی گیو جونی🧡
میخوام درمورد یه فرشته حرف بزنم.
فرشتهای که به مرور زمان تو دانشگاه باهاش هی رفیقتر و رفیقتر و رفیقتر شدم. نمیدونم رفاقتمون کی استارت خورد و چه جوری اما چه خوب که رفیق هم شدیم. چه خوب که باهاش آشنا شدم. چه خوب که هست.
میخوام در مورد الهام حرف بزنم.
الهام، یه دختر ناز و خوبه که قلب بزرگ و پاکی داره.
کنارش که هستی گذر زمان رو حس نمیکنی.
یه دوست خوش بیانه که میتونی در مورد هرچیزی باهاش صحبت کنی و خیالت هم از پیش داوریها و قضاوتها راحت باشه.
وقتی به لحظاتی که با الهام سپری کردم فکر میکنم، همه لحظهها سراسر خنده و حال خوبه. الهام یکی از پایهترین آدمهاییه که تو زندگیم باهاش رو به رو شدم. پایه دیوونه بازی و پایه کارهای عجیب و غریب.
الهام به یه بخشی از قلب من رنگ و نور ویژه و خاص پاشیده و تا ابد اونجا رو خونهی خودش کرده.
با همهی وجودم از خدا میخوام که بتونم خاطرات زیباتر و قشنگتری باهاش بسازم و رفیقترینش باشم.
امروز تولد الهامه و من خوشحالترینم.
تولد الهام رو باید به خودش و همه آدمهایی که الهام رو دارن تبریک گفت.
پس تولد الهام مبارک خودش و من و همه باشه.
هدایت شده از ᴄʜᴀᴏs ᴄʜᴀᴘᴛᴇʀ🇵🇸🇮🇷
من خب کلاس مجازی دارم و مجبور بودم ایتا داشته باشم. حساب دانشگاهم از حساب کاربری شخصیم جداست و خیلی خلوتتره. اونو با ایتا وب کار میکردم باهاش و این پیام اوبونتو رو با همون اکانتم دیدم و توی پیامهای ذخیره شدهم بود و کانالهایی که توی این پیام بودن رو هر وقت میتونستم میخوندم:(