اگه راجع به فیلم ترسناک مورد علاقهم بپرسی شاید بگم ایت ولی ته ذهنم موقعی میاد جلوی چشمم که همه من رو آدم بدهی داستان میدونستن فقط چون داستان رو از زبون یک نفر از ما دو نفر شنیده بودن و اون یک نفر من نبودم.
تلگرامم هنوزم قطعه و الان مجموعه ای از صبر های تموم شده، بهونه های گرفته شده، تحمل ته کشیده و پُر از اشکهای نریخته هستم
این که خوشگلم رو همه بلدن بگن، متفاوت عمل کن و کبدت رو تو بازار سیاه بفروش و با پولش بریم ونزوئلا