”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
*
منو محبوب و هوا ابر و دگر هیچ ...
دست در دست همو ؛
این همه باران و دگر هیچ .
گفتم آیا میشود با یك نگاه عاشقم کنۍ ؟!
خنده بر این پرسشم کردۍ دلم ، دیوانه شد🫶🏼🫠:)
با نگاهت چشم من مشتاق باران میشود !
اۍ تو باران نرگسم کردۍ دلم دیوانہ شد ...:)
در خیالم با خیالت
بی خیال ِ عالمم
تا که هستی در خیالم ،
خوش خیال ِ عالمم ...
حداقل مدرسه مون هم حوزه نشد
که تعطیل شیم ؛
خدایا تو دادن شانس
اصلا ما رو جز افراد صف حساب کردی ؟