دلم برای تو تنگ است
و این را نمیتوانم بگویم!
مثل باد که از پشت
پنجرهات میگذرد
و یا درختها که
خاموشاند
سرنوشت عشـــق
گاهی سکوت است
ولی من واقعا دیگه از این دنیا و آدماش بریدم،
تحمل بعضی آدما جز سخت ترین کار هاست.
بدنم اینجوریه که:
عه کم خوابیدی؟ سردرد
به اندازه خوابیدی ولی صبح زود بیدار شدی؟ سردرد
چند ساعت سر کلاس بودی؟ سردرد
ربع ساعت پیش رفتی حموم هنوز حوله دور موهاته و وقت سشوار زدنش نرسیده؟ سردرد
سردته؟ سردرد
گرمته؟ سردرد
نمیدانم
چه
خواهد
شد
و
راستش
را
بخواهی
دیگر
برایم
اهمیتی
ندارد؛
من
برای
تمام
احتمالات
زندگی
خستهام ؛