-
دل دیوانهام با دیدن بیگانه میلرزد
چه با بیگانه میگویی؟ دل دیوانهمیلرزدッ
-
چَرخِگَردون گَرنَدارد سازگاری با دلت
دستدر جیبَتکن و
جِدی نَگیرَش بیخیال🚶🏻♂...
گفتمش دل می خری؟ فورا مرا رد کرد و رفت،
با نگاهی سرد، احوال مرا بد کرد و رفت!
تا که ما را از سر خود وا کُند آن بیوفا؛
در جوابِ خواهشم، باید نباید، کرد و رفت!
- دختره گوشهی دفترش نوشته بود :
به وقتِ اولین روز از تابستانِ بدونِ تو . .
کاملا فراموش شدهای و در خاطرم نیستی ؛
فقط امروز اتفاقی مداد رنگی دیدم ! و به یاد آوردم ،
‹ چقدر آبی دوست داشتی :)!💙'🐬 ›