”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
-
عمریبههرکویُگُذرگشتمکهپیدایتکنم ؛
اکنونکهپیداکردهام،بنشینتماشایتکنم🌚❤️ .
”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
-
در جاده؎ بۍمقصد رفتیم و گریز؎ نیست ؛
دنیا؎ مرا گشتند، جز عشق تو چیز؎ نیست🫶🏼:)!
در نهایت ، هیچ چیز باقی نمیماند ،
هیچ چیز اَبَدی نیست .
نه لبخندهای از تَهِ دل و نه غمهای نفسگیر ،
نه تو وَ نه من :)))
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست
از بُغضِ عمیق به گلویم گلهای نیست . . . :)
حقیقت این است :
فرودگاهها بوسههایِ بیشتری ،
از سالنهایِ عروسی به خود دیدهاند !
دیوار بیمارستانها ،
بیشتر از عبادتگاهها دعا شنیدهاند !
همیشه اینگونهایم :
همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که ؛
چیزی درحال از دست رفتن است . . ))!🔓'🙂
👤چارلی چاپلین