من چیزی از عشق مان
به کسی نگفتهام!
آنها تو را هنگامی که
در اشکهای چشمم
تن میشستهای دیده اند
#نزار قبانی
زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می بریش خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم🌻🌿
تو همون موسیقیه بی کلامی بودی که نمیشد با کلمات توصیفش کرد فقط باید نواخته میشد🤍