آدمها تا حد مردن از خود خستهات میکنند، ترکت نمیکنند اما مجبورت میکنند ترکشان کنی، آنگاه تو میشوی بنده ی سر تا پا خطاکار.
- هوشنگ ابتهاج
یه جا خوندم نوشته بود: هیچوقت به تهش فکر نکن،چون ممکنه برسی به غم،ته زندگی به این قشنگی،میرسی به مرگ،ته یه روز خوب،ممکنه برسی به یک شب پر از فکر و خیال،ته یه خاطره ی قشنگ،ممکنه برسی به یه یادش بخیر،از حس و حال الانت لذت ببر،
در لحظه زندگی کن،به آخرشم فکر نکن رفیق☘️
(:
نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم
اگر منظورت این ها بود، خوبم، بهترم یعنی!
بی تو ، مَهتاب شَبی باز اَز آن کوچِه گُذَشتَم
هَمه تَن چِشم شُدَم خیرِه بهِ دنبالِ تو گَشتَم
شوقِ دیدارِ تو لبریز شُد اَز جامِ وجودَم
شُدَم آن عاشِق دیوانِه کِه بودَم
مَن اگر روزی بخواهَم، عشق نقاشی کنم
یکطرف دل؛ یکطرف اعجازراخواهم کشید.
عاشقی را گر بخواهم؛ با قلم مَعنا کُنم
نَقشی ازیک کوچِ بیآغاز راخواهم کشید
گر بگویی؛ عشق را جور ِدگر تَرسیم کن
جادهی پُر از نَشیب راز، راخواهم کشید..!!)