حسرت به دلم مونده بود یه آدم نرمال وارد زندگیم بشه بمونه، بسازه، بگذره، حواسش باشه، امن باشه و تغییر رفتار نده ولی خب دیگه حسرت نیست و خوشحالم.
بدم میاد از اینکه نمیشه در زندگی صبورِ خالی بود. یا باید صبورِ ناراحت باشی؛ یا صبورِ عصبی.
دل من از سنگ نیست هنوزم گاهی میشکنه.
شاید حتی شکنندهتر از قبل شده باشه فقط
یاد گرفتم به روی خودم نیارم و وانمود کنم که
چیزی نیست، اینم میگذره.
خیلی از آدما به راه غلط خودشون ایمان و باور دارن و برای اثباتش دلیل و برهان میارن و در روبرو شدن با چنین موقعیتی بحث کردن جزو اشتباهات اساسیه چون فقط انرژی دو طرف رو هدر میده.
یه سطحی از غم هست که وقتی دچارش میشی شاید هیچوقت استوری غمانگیز یا توییت یا هرچی که نشون بده غم داری نمیذاری و احتمالا برات خیلی سخت باشه با دوستات در موردش حرف بزنی بیشتر میخندی و کمتر بحث میکنی به خودت میای میبینی مدت خیلی زیادی هست که سکوت کردی و فقط صبر میکنی که بگذره..