چقدر خوب شد که اومدی؛ داستان ما نه
شروع داره نه پایان؛ تو یه هو پاتو گذاشتی
دقیقا همونجایی که باید میزاشتی. درست
وقتی نیاز داشتم به یکی اعتماد کنم و
پشیمون نشم، درست وقتی که از همه آدما
خسته بودم، سربزنگاه رسیدی .
باید کوچیک بشم. اونقدر کوچیک که بتونم خودم رو دوباره زیر میز تحریر یا توی کمد جا بدم؛ شاید اینجوری بشه از این غم فرار کرد.
"ما کسی رو به دست نمیاریم که کنترلش کنیم ، محدودش کنیم و یا عذابش بدیم ما انتخاب میکنیم پر پرواز چه کسی باشیم تا کنار هم رشد کنیم ، بزرگ بشیم و بالا بریم دوست داشتن واقعی در ایجاد احساس امن و آرامش تعریف میشه".
بزرگترین سیاست سکوته. هرکی هرچی
پشت سرت و جلوت گفت تا میتونی سکوت
کن، "بی اعتنایی" نسبت به کسی که قصد
داره با روانت بازی کنه، از پا درش میاره.
اگه واسه یه آدم واقعاً مهم باشید، واستون
وقت میذاره، بهتون بهاندازه کافی ابراز علاقه
میکنه، واسه خوشحال کردنتون تلاش میکنه
و کاری نمیکنه از دستتون بده یا فکر کنید
بهتون اهمیت نمیده، پس اگه حس میکنید
مهم نیستید، فکرتون درسته.
بدترین لحظه این روزام اون لحظه ایه که یه جا
نشستم و یهو مودم بد میشه و به زمینو زمان
فحش میدم،الان دقیقا تو همون وضعیتم.
میدونی بعضی وقتا حس میکنم تو فقط از دور قشنگی ، از دور دیدنیای ، از دور دوستداشتنیای ، هروقت بهم نزدیک میشی میترسم ازت اونم خیلی زیاد ، من اون روی تورو دیدم که چقدر میتونه ترسناک باشه ، من همه وجودتو دیدم و ترس و خشم و سیاهیشو لمس کردم.
گل واقعا یکی از هدیه هایی که تو هر زمانی که بگیری، طرف خوشحال میشه وحالش خوب میشه حتی برای مدت کمی.