ناامیدی خیلی وقت ها نجاتت میده دست کشیدن از تلاش الکی، آدمهای اشتباه، آسیب بیشتر، جون کندن الکی.
وقتی که داشتم سعی میکردم همه رو خوشحال کنم خودمو گم کردم حالا که دارم خودمو پیدا میکنم همه رو دارم از دست میدم.
یعنی تمامِ زندگی همین است؟ همین تحمل کردنها، صبر کردنها و دوام آوردنهایِ اجباری؟
من دوام آوردهام؛ باز هم دوام میآورم؛ اما میخواستم معنایِ زندگیام چیزی بیش از دوام آوردن باشد.
کداممان تنهاتریم؟ دختری که دیگر کسی را به زندگیاش راه نمیدهد؛ یا مردی که برایِ تجربۀ دوبارۀ آن بوسه، تمامِ دخترانِ شهر را امتحان میکند؟