وییُن
" مطلق "
ذات کلمه یعنی نامحدود بودن
بی عدم و بی انتها بودن ..
اما در عام با قید و شرط استفاده می شود .
و تنها این کلمه به خدا اشاره دارد ..
" محبوب ترین برادرانم نزد من آن
کسی است که عیب های مرا
به عنوان هدیه به من باز گوید ."
وییُن
" استیصال "
درماندگی / ' بی' چاره شدن ..
به معنی پیدا نکردن راهحلی برای موضوعی .
آدمها وقتی وضعیتشون
استیصال مانند میشه ؛
احتمالا دست به
کارهای بیربط و نادرست میزنن ..
امروز بعد مدتها حس زندگی رو دیدم
که جریان داشت ؛
توی ازمایشگاه موکت شدهء مدرسه نشسته بودم
سرم رو به دیوارش تکیه داده بودم ..
بچه های نوپا در کمدهای ازمایشگاه رو
باز میکردن و ماماناشون حرص میخوردن
که " اینا خطرناکهه ... خراب میشه ... دست نه " .
کتاب ابن المشاغل روی صفحه ۱۱ باز بود ..
از مداح فقط صدای ناواضحی رو میشنیدم ..
فاطمه که کنارم نشسته بود بلندم کرد که بریم
وضو بگیریم .. حدود نیم ساعتی تا اذان مونده بود .
مهتا رو صدا کرد و با هم رفتیم ..
به محض وارد وضو خونه شدن صدای خندمون بالا گرفت ..
بعد از بیرون اومدن مدیریمون با خنده گفت :
"اونجا زیاد گریه کردین لپاتون گل انداخته ؟"
وییُن
امروز بعد مدتها حس زندگی رو دیدم که جریان داشت ؛ توی ازمایشگاه موکت شدهء مدرسه نشسته بودم سرم رو
زندگی جز این چیه عزیزمن ؟!
جز همین لحظه ها ؛
لحظه های ساده ِساده .