وییُن
برای شنبه ُ امتحان حساب .
امتحان حساب امروز
خیلی بیحساب و کتاب
توی ذهنم فقط :
cardigan
پخش میکرد .
عه اون رادیکاله رو
You draw a stars
around my scars
عه فرموله رو یادم نمیاد
And I knew you'd comeback to me
And you'd come back to me
وییُن
🌌🌊
" اجبار بر راضی نگه داشتن دیگران "
چیزی بود که جینوو تمام عمرش تا به اون
لحظه انجام میداد ؛
فرصتی برای خوشحالی خودش پیدا نمیکرد ..
افکارش درمورد دنیا به واسطه شرایط و
افرادی که باهاشون ملاقات میکرد تاریک ُ پوچ
شده بود .
ولی بهقول مدیرعامل :
" آدمها برای پرواز کردن نیاز دارن
یکی زیر بال ُ پرشون رو بگیره "
جینوو با ملاقات با آدمهای درست
؛ به واسطه آدمهای درست و تغییر دادن
تفکرش اززندگی تونست به خوشحالی که
دنبالش بود دست پیدا کنه .. * .
امروز اولین تلاشهای برادرمرو برای
راه رفتن دیدم ؛
دو قدم ِکوچیک ، ولی باعث خوشحالی .
لباش میخندید با اینکه بعد از دوقدم افتاد .
وییُن
امروز اولین تلاشهای برادرمرو برای راه رفتن دیدم ؛ دو قدم ِکوچیک ، ولی باعث خوشحالی . لباش میخندید
مهم نیست چقدر دوقدم ،
دوقدم جلو رفتیم ُ
بعدش افتادیم .
مهم اون تلاش ؛ زمان
و مقدار انگیزهای که خرج همون دوقدم کردیم .