محیالدین مهدی قمشهای متخلص به الهی از عالمان و عارفان نامدار معاصر است که نزد عموم مردم ایران معروفیت خاصی دارد. از عمده اسباب این معروفیت ترجمه همهپسند او از قرآن کریم است که با گذشت دههها و با اینکه در سه چهار دهه اخیر ترجمههای متعدد دیگر روانه بازار شده است همچنان با اقبال عام روبروست و پیدرپی چاپ و منتشر میشود.
وی به فروتنی و بزرگواری و وارستگی شناخته است.
یکی از نکتههای جالب درباره او این است که با اینکه نسب سیادت داشت این عنوان را در نام خود - نه شفاهی و نه مکتوب - به کار نمیبرد.
چنانکه روی آثار او - چه ترجمه و چه تالیف - از این عنوان خبری نیست.
عکسهایی هم که از او باقی ماندهاند همه او را با عمامه سفید نشان میدهند. اکبر ثبوت که در محضر او تلمذ کرده است روایت میکند که :
« از استاد پرسیدند : « شما با وجود انتساب به خاندان رسالت، چرا عمامه سفید بر سر میگذارید و از عمامه سیاه و شال سبز - که نشانه سبادت است - استفاده نمیکنید؟» فرمودند : « من در برابر خدا و رسول ( صلیالله علیه و آله ) و خلق، از عهده پاسخ و بازخواست همین عمامه سفید هم بر نمیآیم!»
@varesoon
به حاج سید حسین بروجردی سلام ما را برسانید!
مرحوم آیت الله حاج شیخ علی صافی گلپایگانی می فرمودند:
حاج شیخ ابوالحسنی بود از مدرسینِ پایین شهر قم، بیمار شد.آیت الله گلپایگانی و پدر همسرش، آیت الله میرزا مهدی بروجردی به عیادتش رفتند.این دو بزرگوار نقل می کردند که شیخ ابوالحسن می گفت:
در بستر بیماری افتاده بودم. یک مرتبه دیدم عربی دارد می آید، با خود گفتم:
حالا این عرب دارد می آید من هم بیمارم و از طرفی هم درست عربی بلد نیستم، حوصله هم ندارم چه کنم؟
در همین فکرها بودم که شخص عرب نزدیک و نزدیک تر شد. یک باره احساس کردم هرچه او نزدیک تر می شود، علاقه ام به او بیشتر می شود تا این که وقتی کنار بسترم رسیدند فرمودند:
به حاج سید حسین بروجردی سلام ما را برسانید و بگویید:
خدمات شما در راه آثارِ دین و مذهب، منظورِ نظر ماست.تائید شما را از خدا می خواهیم!
فهمیدم حضرت(ولی عصر-ع-) هستند.به فکرم رسیدکه دو حاجت دارم خوب است آن ها را خدمت حضرت عرضه بدارم:
یکی کسالت و بیماریم و دیگری قروض و بدهکاریم.
با خود گفتم:
بیماریی که چنین عاقبتی داشته باشد که تشرّف خدمت امام عصر(ع) نصیب شود، خوب است و نیازی به گفتن ندارد.
گر طبیبانه بیایی به سرِ بالینم
به دو عالم ندهم لذتِ بیماری را
اما قرض ها و بدهکاری هایم را خوب است بگویم. هنوز اظهار نکرده بودم که فرمودند:
آن را هم به حاج سید حسین بگویید!
اتفاقاً دو روز بعد حاج شیخ ابوالحسن مذکور فوت کرد. معلوم شد که مصلحت نبوده بیماریش را خدمت حضرت بیان کند تا شفا عنایت کنند.
آقای گلپایگانی و میرزا مهدی بروجردی جریان را خدمت حضرت آیت الله(العظمی)بروجردی گفتند، آقا هم همه بدهکاری آن مرحوم را پرداخت کردند.
ما سمعتُ ممّن رایتُ (آن چه شنیده ام از آنان که دیده ام) ص۲۸۹-۲۸۸، سید مجتبی بحرینی، نشر آفتاب عالمتاب.
@sireyefarzanegan
@varesoon
34.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای عیال استاد اشرف آهنگر
از زبان شهيد حاج شيخ احمد كافے
@varesoon
گفت که در زندگی آزاد باش!
مرحوم علامه طباطبایی میفرمودند:
زمانی که از تبریز به نجف آمدم، عیال گرفته بودم و ایشان هم تبریزی بودند، تبریز کجا و هوایِ تب خیزِ نجف کجا! در جنگ بین المللی دوم که رابطه ایران و عراق قطع شد، پولی برای ما نمیرسید، خیلی از این مسئله نگران بودم. از طرفی خداوند هر چه فرزند به ما میداد از بی غذایی و از گرما میمُردند!
روزی خدمت استادم آیت الله آقای میرزا علی آقای قاضی- قُدّس سِرّه- رسیدم و مقداری درد دل کردم، ایشان حرفهای من را که شنیدند نصیحتی کردند و من هم نصیحت ایشان را به صورت این شعر در آوردم:
پیر خرد پیشه نورانیام
برد ز دل، زنگِ پریشانیام
گفت که در زندگی آزاد باش
هان گذرانست جهان، شاد باش!
بعد از مدتها مرحوم قاضی به من گفتند: خداوند مولودی به شما میدهد، نام او را (عبد الباقی) بگذارید!
در حالی که من اصلا نمیدانستم همسرم، باردار شده است!
آن فرزند را خدا به ما داد و برای ما هم ماند!
@varesoon
حرف مرد دوتاست!
آیت الله سیّد موسیٰ شُبیری زنجانی:
مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری میفرموند:
معروف است که:
حرفِ مرد یکی است، من میگویم حرفِ مرد دوتاست!
زیرا مرد آن است که وقتی فهمید حرفش باطل است، روی آن پافشاری نکند و حق را بپذیرد!
جرعه ای از دریا؛ ج۲، ص۵۰۳، سید موسی شبیری زنجانی، نشر موسسه کتاب شناسی شیعه.
@varesoon
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستانی از شیخ محمد حسین زاهد
استادفاطمی نیا
@varesoon
قالالامامالحسین(عليه السلام):
« الصِّلَةُ نِعمةٌ ، والاستِكبارُ صَلفٌ ، والعَجلةُ سَفهٌ ، والسَّفهُ ضَعفٌ ، والغُلوُّ وَرطةٌ »
امام حسین علیه السلام فرمودند:
ارتباط و پیوند با دیگران نعمت است، و تکبر خودستایی و خودخواهی است، و عجله و شتابزدگی بیمورد، بیخردی و ابلهی است، و بیخردی و ابلهی نشانه ضعف و ناتوانی و افراط و زیادهروی در هر چیز موجب هلاكت است.
کشف الغمه، ج 2، ص 205
@varesoon