قالالامامالحسین(عليه السلام):
« الصِّلَةُ نِعمةٌ ، والاستِكبارُ صَلفٌ ، والعَجلةُ سَفهٌ ، والسَّفهُ ضَعفٌ ، والغُلوُّ وَرطةٌ »
امام حسین علیه السلام فرمودند:
ارتباط و پیوند با دیگران نعمت است، و تکبر خودستایی و خودخواهی است، و عجله و شتابزدگی بیمورد، بیخردی و ابلهی است، و بیخردی و ابلهی نشانه ضعف و ناتوانی و افراط و زیادهروی در هر چیز موجب هلاكت است.
کشف الغمه، ج 2، ص 205
@varesoon
خاطره ای از آیت الله شیخ مرتضی امامی ساروی
یکی از خانزاده های ثروتمند و خوشگذران و لغزش کار در ساری در میانه های عمر به نکبت و تهیدستی افتاده بود تا بدانجا که خویشان و حتی خانواده نزدیک او از دیدار و هم کناری اش ننگ داشتند و او را رانده بودند. خانزاده تاب اعتیاد و بدبختی نیاورد و پیش از ۵۰ سالگی درگذشت پس از مرگ او بازماندگان و دوستان قدیم به سراغ روحانیان شهر رفته و از آنها درخواست کردند برای خواندن نماز میت و تشییع جنازه بیایند هیچکدام نپذیرفتند و میت سرگردان در مسجد مانده بود تا اینکه نزدیکان اقای امامی داستان را برای ایشان گزارش کردند با شنیدن این داستان ایشان منقلب شدند و بسرعت برخاسته و به سوی ان مسجد حرکت کردند و با رسیدن به مسجد بدون درنگ کنار جنازه ایستادند و فروتنانه نماز میت را اغاز کردند و مردم در پی حضور ایشان به مسجد امدند و همراهی کردند
ایت الله امامی پس از پایان نماز بر سر جنازه گفتند
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت
و با حضور ایشان همتی شکل گرفت و مردم مرده را تا گورستان مشایعت و دفن کردند.
نویسنده :احمد داداشی
@varesoon_mazandaran
#لحظات_ماندگار
تصویری از حرم امام رضا (علیهالسلام)
حدود
۱۶۰ سال پیش.
این تصویر منسوب به «لوئیجی پشه» عکاس ایتالیایی
است و گمان میرود که بین سالهای
۱۸۴۰ و ۱۸۶۰ به ثبت رسیده باشد.
@varesoon
هنگامی که بدعت ها ظاهر شد، به شیخ عبدالکریم مراجعه کنید!
مرحوم پدر - آیت الله العظمی گلپایگانی- می فرمودند:
مرحوم آیت الله حاج شیخ[ عبدالکریم حائری] خیلی مدیر و مدبّر بودند و با فراست از کنار رفتارهای پهلویِ اول- رضا شاه- می گذشتند و به او بهانه نمی دادند تا حوزهِ تازه تاسیسِ قم، پا بگیرد و باقی بماند.ایشان می فرمودند:
یک بار می خواستم مادرتان را به منزل پدرشان برسانم که در بازار، با پاسبانی روبرو شدم. آن پاسبان برای این که مادرتان چادری بود، متعرضِ ایشان شد، من هم عصبانی شده با پاسبان درگیر شدم و سلاحِ او را گرفتم. پاسبان به التماس افتاد و عذر خواهی کرد، سلاحش را به او دادم.
در چنین وضعیتی به حضرت ولی عصر -ع- متوسل شدم و چاره جویی کردم. در عالم خواب در قالبِ نوشته ای به من گفته شد:
اذا ظَهَرَ علیکم البِدَع، فعلیکم بشیخ عبدالکریم(یعنی: هنگامی که بدعت ها ظاهر شدند، وظیفه شما این است که به شیخ عبدالکریم مراجعه کنید!)
وقتی خواب را برای استاد تعریف کردم با لهجهِ شیرینِ یزدی شان فرمودند:
اگر این رویا، از رویاهای صادقه باشد، باید پشت کرد و چماق خورد[ و هیچ نگفت!]
وقتی علت این سخن را پرسیدم فرمودند:
اگر معارضه و حرکتی از جانب ما انجام شود، بساطِ حوزه را جمع می کنند و تشکیلِ دوباره آن کار مشکلی است!
از مرحوم حاج شیخ پرسیدم:
مگر شما به حج مشرّف نشده اید؟ پس چرا شما را شیخ عبدالکریم خطاب کردند نفرمودند:
حاج شیخ عبدالکریم!
فرمودند:
چون حجِّ من نیابتی بوده است!
سایت دین آنلاین، ۹۳/۲/۴، گفتگو با سید جواد گلپایگانی- فرزند آیت الله العظمی سیّد محمد رضا گلپایگانی-
@sireyefarzanegan
@varesoon
.
به نام خدا
"آیت الله بروجردی و دزد منزل"
🔹 دیروز آقای حسن عباسی فرزند مرحوم شیخ موسی زنجانی از مرحوم سید سجاد حسینی (دامادشان) حکایتی را به این شرح نقل کردند؛
در سال ۱۳۸۰ از قم به تهران می رفتم پیر مردی
کنارم نشسته بود.
دقایقی از حرکت اتوبوس نگذشته بود که باب سخن باز شد و به مناسبتی نام آیت الله العظمی بروجردی برده شد.
پیر مرد با یک حس و حال خاصی رو به من کرد و گفت می خواهم حکایتی را نقل کنم: گفتم بفرمائید...
گفت؛
" شبی بعد از نماز مغرب و عشا مثل همیشه بعد از این که همه رفتند خادم منزل آقای بروجردی درب ها را می بندد.
آقای بروجردی با چند نفر از بزرگان مشغول گفتگو بودند که صدای عطسه ای از اتاق های مجاور به گوش جمع می رسد.
خادم و یکی دو نفر دیگر، فورا رد صدا را دنبال می کنند.
ناگهان، جوانی را می بینند که خود را در گوشه یکی از اتاق ها پنهان کرده بود...
او را نزد آقای بروجردی می آورند آقای بروجردی از او می پرسد: راستش را بگو، در خانه من چه می کنی؟
جوان با ترس و لرز می گوید: اگر راستش را بگویم در امان خواهم بود؟
آقا می بفرمایند بله، کسی تو را اذیت نخواهد کرد. بگو این جا چه می کنی؟
جوان گفت: آقا من از تهران آمده ام، دیروز از زندان آزاد شده و اهل بروجردم. شغل من دزدی است. از دیروز هرچه فکر کردم که این شب عیدی با دست خالی چگونه پیش زن و بچه بروم فکرم به جایی نرسید الا این که به قم آمده و از خانه شما دزدی کنم.
این شد که اینجا مخفی شدم تا در فرصت مناسب نقشه ام را عملی سازم که گیر افتادم.
🌷آقای بروجردی نگاهی به جوان کرد و گفت ظاهرا گرسنه ای و چیزی نخوردی؟
جوان گفت بله آقا، امروز هیچی نخوردم!
آقای بروجردی فرمودند شامی تهیه کردند و به سارق جوان دادند.
بعد از این که دزد جوان شامش را خورد آقای بروجردی فرمودند: اگر من کاری برای تو کنم قول می دهی دیگر دزدی نکنی؟
جوان بلا فاصله گفت: بله آقا قول شرف می دهم...
آقا فرمودند امشب را اینجا باش استراحت کن تا فردا...
صبح روز بعد او را با یکی از مباشرینش به بازار می فرستد و دستور می دهد کت و شلواری برای خودش و لباس و سوغات شب عیدی برای زن و بچه اش خریداری کنند.
بعد از خرید نزد آقای بروجردی بر می گردند.
آقا مبلغ ۴۰۰ تومان به او می دهد می فرماید برو پیش زن و بچه ات اما ۱۴ فروردین اینجا باش...
جوان دست آقا را می بوسد و تشکر می کند و با درشکه ای که به دستور ایشان آماده کرده بودند به گاراژ می رود و راهی بروجرد می شود.
۱۴ فروردین طبق وعده حاضر می شود آیت الله بروجردی نامه ای به دست او داده می فرماید نزد فلان کس در بازار تهران برو و این نامه را از طرف من به او بده!
جوان به همان آدرس راهی بازار تهران می شود..
فردی که نامه را تحویل می گیرد از بزرگان بازآر تهران است .
می گوید طبق سفارش آقا شما را به شاگردی می پذیرم این جا بمانید و کار کنید.
بعد از سه ماه، به جوان می گوید شخص بزرگی مثل آیت الله بروجردی شما را پیش من فرستاده است و لذا از ایشان خجالت می کشم که شما فقط شاگرد من باشید بنابراین سه دانگ مغازه را به نام شما می زنم و شما را شریک خودم می کنم...
چند ماه بعد جوان را صدا کرده به او می گوید من مال د اموال زیادی دارم و نیازی به این مغازه ندارم، به احترام آقای بروجردی همه دکان را به نام شما می زنم...
خلاصه، بعدها آن جوان به چنان ثروتی دست پیدا می کند که تا الان به نیابت آقای بروجردی ۴۰ سفر مکه مشرف شده است. ده ها خانه برای فقرا خریده و صدها کار خیر کرده است..."
🔸پیرمرد به من گفت آقا سید حالا دوست داری آن جوان سارق را به شما معرفی کنم؟
گفتم: بله!
در حالیکه اشک چشمان خود را پاک می کرد گفت؛ آن دزد جوان، همین پیرمردی است که الان در کنار شما نشسته است و به لطف خدا و محبت و سخاوت آیت الله العظمی بروجردی به ثروت و عزت فراوانی رسیده است...🌲
به قلم استاد حسینی دورود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تبرکجستن حضرت آیت الله خامنهای به تربت مولانا حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) پس از پایان نماز
@varesoon
#لحظات_ماندگار
مرحومان حضرات آیات میبدی و مغییثی مرندی
در مراسم تشییع پیکر آیت الله خلخالی (امام جماعت مسجد گیاهی تجریش)
@varesoon