نگرانم که وجود عاطلی شده باشم!
مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد، آن وقت که به بیماری قلبی دچار شده بودند و توان تدریس و تعلیم از ایشان سلب شده بود، بسیار متاثر بودند و میفرمودند:
مرگ، حق است اما نگران از این هستم که وجود عاطلی شده باشم، آدم، زنده باشد ولی نتواند به دین خدمت، و علوم اهل بیت (ع) را منتشر کند جای نگرانی دارد.
این سخن، از نهایت علاقه ایشان به علوم و معارف دینی، و دغدغه وی برای نشر این معارف خبر میدهد. و همه این ها به دو نکته باز می گردد:
یکی این که اساسا نشر علوم الهی، محبوب و خواست الهی است و این گونه انسانهای بزرگ، چون بندگان خاص خدایند، آن چه را خدا می پسندد، آن ها هم می پسندند. و دیگر این که آن ها چون رنج ها و محرومیت های دوران طاغوت را دیده بودند، از این رو تربیت و تقویت طلاب، برای آن ها لذت آور بوده، قدر آن را دانسته ومغتنم میشمرند!
مهر استاد- سیره علمی و عملی آیت الله العظمی جوادی آملی- ص ۱۷۶-۱۷۵، نشر اسرا.
@varesoon
🔻کرامت مرتاض کافر!
آیة الله سید احمد روحانی (متوفای ۱۳۴۳):
یکبار برای تبلیغ به بمبئی هندوستان رفتیم. بعضی از همراهان، از خُدّام حرمِ امام رضا (ع) بودند. یک روز به رفقا پیشنهاد دادم به محل مُرتاضین برویم. یکی از مرتاضان تَشت بزرگی داشت که داخلش عذره [مدفوع] انسان بود و مشغول هم زدن آن بود. همین طور که هم می زد یک انگشتی زد و در دهان گذاشت و مزه مزه کرد. آن همسفر خادم، خیلی حالش بد شد.
مرتاض به او رو کرد و با زبان فارسی گفت: «این بدتر است یا موقوفه امام را خوردن؟».
حدیث نصر. ص۹۸، زندگینامه و خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی. به کوشش سیدحسین کشفی
@varesoon
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظاتی کوتاه مهمان چهره نورانی مرحوم حضرت آیت الله محفوظی (ره)
@varesoon
آیتالله سید شهاب الدین مرعشی نجفی در خاطراتی تعریف کرده است: «روزی از بازار نجف عبور میکردم. دیدم طلبهها به مغازهای خیلی رفتوآمد میکنند. پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: علمایی که فوت میکنند، کتابهای شان را اینجا حراج میکنند.
رفتم داخل و دیدم که عدهای حلقه زدهاند و آقایی کتابها را آورده و چوب حراج میزند و افراد پیشنهاد قیمت داده و هر کس که بالاترین قیمت را پیشنهاد میداد، کتاب را میخرید. یک عربی نشسته بود در کنارش، کیسه پولی بود و بیشترین قیمت را او داده و کتابها را میخرید و به دیگران فرصت نمیداد!
متوجه شدم که او فردی به نام کاظم دجیلی، دلال کنسولگری انگلیس در بغداد است و در طول هفته، کتابها را خریده و جمعهها به بغداد برده و تحویل انگلیسیها میداد و پولشان را گرفته و بعد دوباره میآید و کتاب میخرد. از آن موقع تصمیم گرفتم که نگذارم انگلیسیها کتابها را به یغما ببرند و ما را از درون تهی کنند ؛ و بعد از آن، شبها بعد از درس و بحث، در یک کارگاه برنجکوبی مشغول کار شدم و با کم کردن وعدههای غذا و قبول نماز و روزه استیجاری، پول جمع کرده و به خرید و جمعآوری کتابهای خطی مبادرت کردم…»
@varesoon
#لحظات_ماندگار
حضرات آیات محفوظی، خزئلی، مسعودی خمینی و حجت الاسلام و المسلمین جعفری گیلانی
@varesoon
قالَ الإمامُ الحُسَينُ (عليه السلام):
مَن كَفلَ لَنا يَتيما قَطَعَتهُ عَنّا مَحَبَّتُنا باستِتارِنا ، فَواساهُ مِن عُلومِنا الّتي سَقَطَت إلَيهِ حتّى أرشَدَهُ و هَداهُ ، قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : أيُّها العَبدُ الكَريمُ المُواسِي، أنا أولى بِالكَرَمِ مِنكَ ، اِجعَلوا لَهُ يا مَلائكتي في الجِنانِ بِعَدَدِ كُلِّ حَرفٍ عَلَّمَهُ ألفَ ألفِ قَصرٍ ، و ضُمُّوا إلَيها ما يَليقُ بِها مِن سائرِ النِّعَمِ .
امام حسين (عليه السلام) فرمودند:
هر كس يتيمى از ما را كه به سببِ در خفا و استتار بودن ما، به ما دسترسى ندارد سرپرستى كند و از علوم ما كه نصيب او شده است در اختيار وى بگذارد و او را راهنمايى و هدايت كند، خداوند عزّ و جلّ فرمايد: اى بنده كريم و غم خوار! من به كرم و بخشندگى از تو سزاوارترم. اى فرشتگان من! به تعداد هر حرفى كه به او آموخته است، هزار هزار قصر در بهشت ها برايش بسازيد و از ديگر نعمت هايى كه در خور اين قصرهاست به آنها اضافه كنيد.
بحار الأنوار : 2/4/5
@varesoon
من زیر بار این مسئولیت نمیروم!
بعد از فوت مرحوم آیةالله بروجردی و مرحوم آیةالله سید عبدالهادی شیرازی، همهٔ فضلای قم در منزلِ ما جمع شدند. در رأس آنها، مرحوم آیةالله آسید رضا صدر بودند. مرحوم صدر در کنار والد -آیةالله سیدمحمد محقق داماد- نشستند و فرموند:
چرا شما رساله نمینویسید؟
خلاصه هر کس از فضلا، بر حسبِ ذوقِ خودش مطلبی را در تشویق و ترغیب ایشان میگفت. در پایان جلسه، مرحوم سید رضا صدر مطالب آقایان را جمع بندی کردند و به والد اصرار که رساله بنویسند و اعلام مرجعیت کنند.
وقتی صحبتهای آقای صدر تمام شد، مرحوم والد دستی به شانهٔ ایشان زدند و فرمودند:
آقارضا! هر چه از این حرفها بزنی، من زیر بار این مسئولیت نمیروم!
تقریباً آن زمان همهٔ فضلای قم به اعلمیتِ مرحوم والد معتقد بودند.
مجلهٔ حریم امام، شمارهٔ ۳۸۰، ص ۳، سال هفتم، ۹۸/۵/۱۰؛ گفتوگو با سیدعلی محقق داماد -فرزند آیةالله العظمی سید محمد محقق داماد
@sireyefarzanegan
@varesoon
درسی که از آیت الله حکیم آموختم!
مرحوم آیت الله العظمی محقق داماد- استاد بزرگوار ما- میفرمودند:
در سفری که به نجف اشرف مشرّف شده بودم شبی در مجلسی که علمای بزرگ حضور داشتند، شرکت کردم.در آن مجلس همه شخصیتها و مراجع عظام تشریف داشتند. اما در میان آنان، شخصیت عظیمی را دیدم که حرکت و هیبت او مرا به خود جلب کرد. ایشان میفرمودند:
من در آن مجلس از آن مردِ والا مقام، درس بزرگی آموختم و آن بزرگوار آیت الله العظمی سید محسن حکیم بود!
در آن مجلس ایشان تمام جلسه را با فروتنی تمام، دو زانو نشسته و از این حالت بیرون نیامدند، و آن قدر سکوت، وجود این فقیه فروتن را فرا گرفته بود که همه مجذوب او شده و انتظار داشتند ایشان سخنی بگویند و تا پرسشی نمی پرسیدند ایشان سخنی نمی گفتند!
پندهای پیامبر اعظم به ابوذر غفاری، ص۳۲۰، نقل خاطره از آیت الله العظمی علوی گرگانی، نشر دفتر معظم له.
@varesoon
✅ صلوات ما برای عرض ادب است
آیتالله جوادی آملی:
مرحوم علامه طباطبایی به فردی که در مورد فایده صلوات از ایشان پرسیده بود پاسخ لطیفی دادند.
🔶فرمودند: صلواتی که ما میفرستیم اولاً از خودمان چیزی اهدا نمیکنیم بلکه به خدا عرض میکنیم و از او میخواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد و ثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند ولی به ذات اقدس اله که نیازمندند وباید دائماً فیض الهی بر آنها نازل شود. ما با این صلوات در واقع خود را به این خاندان نزدیک کردهایم.
🌹بعد مثال میزدند و میفرمودند: اگر باغبانی در باغی که همه گلها و میوههایش مِلک صاحب باغ است کار کند و از صاحب باغ حقوق بگیرد، روز عید، یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد آیا عمل او موجب تقرب به صاحب باغ هست یا نه؟ مسلماً هست.
🙏این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت میکند واِلاّ ما که از خودمان چیزی نداریم. بلکه از ذات اقدس اله مسئلت میکنیم بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید. و همین عرض ادب برای ما تقرّب است.
📚 نسیم اندشه، دفتر اول، ص96
@varesoon
استاد فاطمي نيا:
نقل است كه پدرآيت الله مرعشي كه از علماي بزرگ بوده است چهل روز در مسجد سهله وكوفه متوسل به حضرت امام زمان عليه السلام ميشود؛ بالاخره به مقصودش ميرسد و در عالم مكاشفه يا بيداري به خدمت حضرت مشرّف ميشود و مطالبي از حضرت ميپرسد.
از جمله سوالاتش اين بود كه قبرحضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام كجاست؟
حضرت پاسخ ميدهند: كشف اين سرّ در زمان غيبت ما نميشود ؛ اما اگر خواستيد مادر ما را زيارت كنيد، برويد قم و قبر حضرت معصومه سلام الله عليها را زيارت كنيد!
@varesoon