عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: کَتَبَ إِلَیَّ الرِّضَا علیه السلام قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّی یَنْظُرَ إِلَی اللَّهِ وَ یَنْظُرَ اللَّهُ إِلَیْهِ فَلْیَتَوَلَّ آلَ مُحَمَّدٍ وَ یَبْرَأْ مِنَ عَدُوِّهِمْ وَ یَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا کَانَ کَذَلِکَ
نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ نَظَرَ إِلَی اللَّهِ
از بزنطی نقل شده که گفت:
حضرت رضا (علیه السّلام) به من نوشتند که :
حضرت باقر (علیه السّلام) فرموده اند هر که مایل است بین او و خدا حجابی نباشد تا به خدا نظر کند و خدا به او توجه نماید، باید دوست بدارد آل محمّد را و از دشمنان آنها بیزاری جوید و پیرو ائمه از آل محمّد باشد. وقتی چنین بود، توجه به خدا نموده و خدا نیز متوجه اوست.
قرب الاسناد ص۱۵۳
@varesoon
🔹 نقاشی دیجیتال هفت شاعر آیینی فقید گیلان
اثر بهنام شیرمحمدی
🔹 این طرح، تصویری از چندین شاعر بزرگ گیلانی را در پیادهروی اربعین به نمایش گذاشته است:
- میرزا محمود بهجت فومنی (پدر آیتالله محمدتقی بهجت و سراینده نوحه معروف «مکن ای صبح طلوع»)
- ابوالقاسم حسینجانی (شاعر نوحه ماندگار «کربلا منتظر ماست»)
- سید نهضت حسینینژاد (شاعر آیینی اهل سنت)
- بهمن صالحی (شاعر سرشناس گیلان و خالق اثر «بانوی آب» در رثای حضرت زهرا سلاماللهعلیها)
- دکتر غلامرضا رحمدل (چهره دانشگاهی شعر آیینی)
- سیدمحمد عباسیهکهن سید شعرای گیلان و خالق کتاب کوه را با صدای من بگذار
- امیر فخرموسوی، فخر شعرای گیلان
@varesoon
📌تشرف علامه حلي در راه كربلا
آقا سيد محمد (صاحب مفاتيح الاصول و مناهل الفقه) از خط علامه حلي، كه درحواشي بعضي كتبش آورده، نقل مي كند:
علامه حلي در شبي از شبهاي جمعه تنها به زيارت قبر مولاي خود ابي عبداللّه الحسين (صلوات الله علیه) مي رفت.
ايشان بر حيواني سوار بود و تازيانه اي براي راندن آن به دست داشت.
اتفاقا در اثناي راه شخصي پياده در لباس اعراب به ايشان برخورد كرد و باايشان همراه شد.
در بين راه شخص عرب مساله اي را مطرح كرد.
علامه حلي (رضوان الله علیه) فهميد كه اين عرب، مردي است عالم و با اطلاع بلكه كم مانند و بي نظير، لذا بعضي از مشكلات خود را ازايشان سؤال كرد تا ببيند چه جوابي براي آنها دارد با كمال تعجب ديد ايشان حلال مشكلات و معضلات و كليد معماها است.
باز مسائلي را كه بر خود مشكل ديده بود،سؤال نمود و از شخص عرب جواب گرفت و خلاصه متوجه شد كه اين شخص علامه دهر است، زيرا تا به حال كسي را مثل خود نديده بود ولي خودش هم در آن مسائل متحير بود.
تا آن كه در اثناء سؤالها، مساله اي مطرح شد كه آن شخص در آن مساله به خلاف نظر علامه حلي فتوا داد.
ايشان قبول نكرد و گفت: اين فتوا بر خلاف اصل و قاعده است و دليل و روايتي را كه مستند آن شود، نداريم.
آن جناب فرمود: دليل اين حكم كه من گفتم، حديثي است كه شيخ طوسي در كتاب تهذيب خود نوشته است.
علامه گفت: چنين حديثي در تهذيب نيست و به ياد ندارم كه ديده باشم كه شيخ طوسي يا غير او نقل كرده باشند.
آن مرد فرمود: آن نسخه از كتاب تهذيب را كه تو داري از ابتدايش فلان مقدار ورق بشمار در فلان صفحه و فلان سطر حديث را پيدا مي كني.
علامه با خود گفت: شايد اين شخص كه در ركاب من مي آيد، مولاي عزيزم حضرت بقية اللّه روحي فداه باشد، لذا براي اين كه واقعيت امر برايش معلوم شود در حالي كه تازيانه از دستش افتاد، پرسيد: آيا ملاقات با حضرت صاحب الزمان صلوات الله و سلامه علیه امكان دارد يا نه؟ آن شخص چون اين سؤال را شنيد، خم شد و تازيانه را برداشت و با دست با كفايت خود در دست علامه گذاشت و در جواب فرمود: چطور نمي توان ديد و حال آن كه الان دست او در دست تو مي باشد؟ همين كه علامه اين كلام را شنيد، بي اختيار خود را از بالاي حيواني كه بر آن سوار بودبر پاهاي آن امام مهربان، انداخت تا پاي مباركشان را ببوسد و از كثرت شوق بيهوش شد.
وقتي كه به هوش آمد كسي را نديد و افسرده و ملول گشت.
بعد از آن كه به خانه خودرجوع نمود، كتاب تهذيب خود را ملاحظه كرد و حديث را در همان جايي كه آن بزرگوار فرموده بود، مشاهده كرد در حاشيه كتاب تهذيب خود نوشت: اين حديثي است كه مولاي من صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف مرا به آن خبر دادند و حضرتش به من فرمودند:در فلان ورق و فلان صفحه و فلان سطر مي باشد.
آقا سيد محمد، صاحب مفاتيح الاصول فرمود: من همان كتاب را ديدم و در حاشيه آن كتاب به خط علامه، مضمون اين جريان را مشاهده كردم.
📚 بركات حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف(خلاصه العبقري الحسان)
♥️اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج♥️
@feragh1395
@varesoon
📨 بُغْض امری قلبی است، چون به ظاهر جلوه کند تَبغُّض می شود و وقتی تَبغُّض با اعتقاد به عدم سرپرستی دشمن مبغوض توأم شود برائت تولّد یابد و چون برائت ظاهر گردد تبرّی محقّق می شود و زمانی که تبرّی با اطاعت عملی هم باشد تَمَرُّد تحقّق یابد.
مرحوم حضرت آیت الله سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی
@ayatollah_langrodei
✅ العبد محمدتقی بهجت:
🔸 باید اعتقاد داشته باشیم که عنایت و امداد حضرت غائب (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در وقایع و حوادث و گرفتاریها نسبت به شیعیان، شامل است و آن حضرت، امام مُفترضُالطاعة و حیّ است و قطعاً ظهور خواهد نمود و او «عَیْنُ اللهِ النّاظِرَةُ» و بر احوال ما مطلع است.
📚 کتاب حضرت حجت عجلاللهتعالیفرجهالشریف، ص١٢٠
@varesoon
@varesoon_bahjat
قالَ الاْمامُ سيد الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَيْن(عَلَيْه السلام) :
لِلّهِ الاَمْرُ، وَ اللهُ یفْعَلُ ما یشاءُ، وَ كُلَّ یومٍ رَبُّنا فی شَأنٍ، اِنْ نَزَلَ القَضاءُ بِما نُحِبُّ فَنَحْمَدُاللهَ عَلی نَعمائِهِ، وَ هُوَ الْمُسْتَعانُ عَلَی اَداءِ الشُّكْرِ. و اِنْ حالَ القَضاءُ دُونَ الرَّجاءِ فَلَمْ یتَعَدَّ مَنْ كانَ الْحَقُّ نِیتَهُ، وَ التَّقْوی سَریرَتَهُ
كارها به دست خداست و خدا هر چه را اراده كند انجام میدهد و پروردگار ما هر روز در كاری است.
اگر قضای الهی طبق خواستهی ما انجام گرفت سپاس نعمتهای الهی را به جا میآوریم و خدا خود مدد میدهد تا به ادای شكرش توفیق یابیم.
و اگر قضای الهی مانع از برآمدن خواستهی ما شد باز آن كس كه طالب حقّ باشد و دارای روح ایمان و تقوا، اهل تجاوز نخواهد بود.
الارشاد، شیخ مفید، صفحهی٢١٨
@varesoon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞 کنترل رفتار و افکار، نشانۀ مسلمانی
🎤 آیت الله مظاهری
@varesoon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روضه فروش نباشیم .... !!!
رسالت ما نوکری است.
🎤 استاد معاونیان
@varesoon
✅خواب امام رضا علیه السلام
♦️مرحوم آيت اللَّه كشميرى فرمودند:
شب وفات علّامه طباطبايى در خواب ديدم كه امام رضا (عليه السلام) در گذشته اند و ايشان را تشييع جنازه مىكنند. صبح خواب خود را چنين تعبير كردم كه يكى از بزرگان و علما از دنيا خواهد رفت، و در پى آن، خبر آوردند كه علّامه طباطبايى درگذشت.
♦️ از آقاى كشميرى پرسيدند علّامه را چطور ديديد؟ فرمودند: علّامه حاضر است.
همچنین مى فرمودند: «چشم علّامه طباطبايى همه اش توحيد است (توحيدى مى بيند)».
📚مىناگردل ص ۱۲۲
مرحوم حاج سید علی اکبر صداقت
@varesoon
قَالَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه وآله:
... یَا ابْنَ عَبَّاسٍ خَالِفْ مَنْ خَالَفَ عَلِیّاً وَ لَاتَکُونَنَّ لَهُ ظَهِیراً وَ لَا وَلِیّاً.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند:
... ای ابن عباس مخالف باش با هر کسی که با امیرالمومنین (علیه السلام) مخالفت کرد و به هیچ وجه کمک کار و یاور وی مباش و او را دوست خود قرار نده!!!
بحار الانوار، ج:۱۶، ص: ۳۱۸
@varesoon
#عکس_اختصاصی
سرداب مطهر و مقدس حضرت امامزاده صالح (علیهالسلام) تهران
@varesoon
📌تشرف علامه حلي و كتاب عالم سني
شهيد ثالث، قاضي نوراللّه شوشتري مي فرمايد:
بين اهل ايمان معروف است كه يكي از علماي اهل سنت، كه در بعضي از فنون علمي، استاد علامه حلي بود كتابي در رد مذهب شيعه اماميه نوشت و در مجالس ومحافل آن را براي مردم مي خواند و آنان را گمراه مي نمود، و از ترس آن كه مبادا كسي از علماي شيعه كتاب او را رد نمايد، آن را به كسي نمي داد كه نسخه اي بردارد.
علامه حلي هميشه به دنبال راهي بود كه كتاب را به دست آورد و رد كند.
ناگزير رابطه استاد و شاگردي را وسيله قرار داد و از عالم سني درخواست نمود كه كتاب را به او امانت دهد.
آن شخص چون نمي خواست كه دست رد به سينه علامه حلي بزند، گفت: سوگند يادكرده ام كه اين كتاب را بيشتر از يك شب پيش كسي نگذارم.
مرحوم علامه همان مدت را نيز غنيمت شمرد.
كتاب را از او گرفت و به خانه برد كه در آن شب تا جايي كه مي تواند از آن نسخه بردارد.
وقتي به نوشتن مشغول شد و شب به نيمه آن رسيد، خواب بر ايشان غلبه نمود.
همان لحظه حضرت صاحب الامر روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء حاضر شدند و به او فرمودند: كتاب را به من واگذار و توبخواب.
علامه حلي خوابيد.
وقتي از خواب بيدار شد، نسخه كتاب از كرامت و لطف حضرت صاحب الامر صلوات الله و سلامه علیه تمام شده بود.
البته اين قضيه را به صورتهاي ديگري هم بيان كرده اند، از جمله در كتاب قصص العلماء اين طور آمده است كه:
علامه حلي كتاب را توسط يكي از شاگردان خود كه نزد آن عالم مخالف درس مي خواند براي يك شب به عنوان عاريه به دست آورد و مشغول نسخه برداري از آن شد.
همين كه نصف شب گذشت، علامه بي اختيار به خواب رفت و قلم از دستش افتاد.
وقتي صبح شد و وضع را چنين ديد اندوهناك گرديد، ولي وقتي كتاب راملاحظه كرد، ديد تمامش نوشته و نسخه برداري شده است و در آخر آن نسخه اين جمله نوشته شده: كتبه م ح م د بن الحسن العسكري صاحب الزمان (اين نسخه را حجة بن الحسن العسكري صاحب الزمان نوشته است).
علامه فهميد كه آن حضرت تشريف آورده و نسخه را به خط مبارك خود تمام نموده اند.
📚 بركات حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف(خلاصه العبقري الحسان)
♥️اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج♥️
@varesoon
قال امیرالمومنین (علیه السلام):
وُصُولُ الْمَرْءِ إِلَی كُلِّ مَا يَبْتَغِيهِ مِنْ طِيبِ عَيْشِهِ وَ أَمْنِ سَرْبِهِ وَ سَعَةِ رِزْقِهِ بِحُسْنِ نِيَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلُقِهِ
رسیدن شخص به آنچه طالب است، از خوشی زندگانی و امنیت راه و گشایش در روزی، با نیت نیک و خُلق گشاده امکان پذیر است.
تصنیف غرر/ حدیث ۱۶۰۷
@varesoon
💠داستان
ابوبصیر از اصحاب امامصادق(ع) نقل کرده است که من خدمت امامصادق(ع) بودم. مردی آمد و گفت: یابن رسولالله! در همسایگی من کسانی هستند که مطرب و آوازهخوان میآورند، من گاهی به دستشوییای که پشت دیوار همسایه قرار گرفته، میروم. صدای آوازهخوان را میشنوم و بیش از مقدار لازم آنجا توقف میکنم و از شنیدن آن صدا لذت میبرم، آیا این کار من ناپسند است؟
امام صادق(ع) فرمود: این کار را مکن. مرد گفت: آقا من که نه خودم به مجلس آنها میروم و نه آنها را به خانه خود میآورم، تنها صدای آنها را در دستشویی خانهام میشنوم.
امام فرمود: آیا این آیه از قرآن را نخواندهای: «ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا» (اسراء - 36) همانا گوش و چشم و دل همگی ( در برابر خدا) مسئولند.
مرد گفت: یابن رسولالله! این آیه را تا به حال نشنیده بودم، اینک در محضر شما از این گناه استغفار میکنم و تصمیم میگیرم که دیگر این گناه را مرتکب نشوم.
امام فرمود: برو غسل توبه کن و چند رکعت نماز بخوان بعد از نماز استغفار کن و از خدا بخواه که تو را بیامرزد و اگر با آن حال میمردی چه گرفتاریها که داشتی.
@varesoon
💠 اجتهاد
🔹 شنیدهام که وحید بهبهانی در اواخر عمر خود را مجتهد نمیدانست و میگفت: سن من بالا، و قوای فکریام تحلیل رفته است و نمیتوانم استنباط کنم. لذا از شاگرد خود بحرالعلوم فتوا میپرسید و میگفت: شما فقط فتوا را بدون ذکر دلیل نقل کنید تا در آن شبهه پیدا نکنم.
🔸 مرحوم آقای حاج آقا رضا همدانی هم در اواخر عمر رسالهاش را جمع کرد و گفت: من حافظهام را از دست دادهام و نمیتوانم فکر کنم و به مراجعهکنندگان میگفت: کسی که از او تقلید میکردید، دیگر وجود ندارد و بدین شکل آنها را رد میکرد.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۴۰۹
@Adropfromthesea
@varesoon
قالَ الامام الحُسین (علَیه السّلام):
«أَیُّهَا النّاسُ؛ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) قالَ: «مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ»
امام حسین (علیه السلام ) فرمودند :
اى مردم! پیامبر خدا(صلوات الله علیه و آله) فرمودند:
هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار مى کند؛ و او با زبان و کردارش با وى به مخالفت بر نخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر (دوزخ) بیاندازد.
بحارالأنوار ، ج ۴۴ ص ۳۸۱
@varesoon
.
💠 كجايند ياران حقيقي مهدي آل محمّد(عج)؟!
.
در كتابي خواندم، شايد در حدود دويست، سيصد سال پيش جمعي از صلحا در نجف اشرف مجتمع بودند.
.
از آدمهاي بسيار خوب و مقدّس. روزي با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نميآيد؟ در صورتي كه ما بيش از سيصد و سيزده نفر كه او لازم دارد هستيم.
.
به اين فكر افتادند كه سرّ تأخير در ظهور را به دست آورند. تصميمشان بر اين شد كه از بين خودشان يك نفر را كه به تأييد همه خوبترينشان هست، انتخاب كنند و او را بفرستند در مسجد كوفه يا سهله تا اعتكاف كند و از خود امام بخواهد كه سرّ تأخير در ظهور را بيان بفرمايد.
.
جمعيّت خودشان را به دو قسمت تقسيم كردند و قسمت بهتر را باز به دو قسمت و همچنين تا آن فرد آخر را كه از همه بهتر و مقدّستر و زاهد تر بود انتخاب كردند كه او به مسجد سهله يا مسجد كوفه برود. او هم رفت و بعد از دو سه روزي برگشت.
.
پرسيدند چه طور شد؟ گفت: راست مطلب اينكه من وقتي از نجف بيرون رفتم و رو به مسجد سهله راه افتادم با كمال تعجّب ديدم شهري بسيار آباد و خرّم در مقابل من ظاهر شد. جلو رفتم.
.
پرسيدم: اينجا كجاست؟ گفتند: اين شهر صاحب الزمان است و امام ظهور كرده است. بسيار خوشحال شدم و شتابان به در خانهي امام رفتم. كسي آمد و گفتم: به امام بگو فلاني آمده و اذن ملاقات ميخواهد. او رفت و برگشت و گفت:
.
آقا ميفرمايند: شما فعلاً خسته اي، از راه رسيدهاي. برو فلان خانه (نشاني دادند) آنجا مرد بزرگي هست.
ما دختر او را براي شما تزويج كرديم. آنجا باش و هر وقت احضار كرديم، بيا. من خوشحال شدم. به آن آدرس رفتم و خانه را پيدا كردم. از من خيلي پذيرايي كردند و آن دختر را به اتاق من آوردند، هنوز ننشسته بودم كه درِ اتاق را زدند. گفتم: كيست؟ گفت: مأمور از طرف امام.
.
ميفرمايند: بيا! ميخواهيم قيام كنيم و شما را به جايي بفرستيم. گفتم: به امام بگو امشب را صبر كنيد. گفت: فرمودهاند: همين الآن بيا. گفتم: بگو من امشب نميآيم تا اين را گفتم ديدم هيچ خبري نيست. نه شهري هست، نه خانهاي هست و نه عروسي. من هستم و صحراي نجف
🔸معلوم شد مكاشفه اي بوده و خواستهاند به ما بفهمانند كه ما هنوز آمادگي براي آمدن امام زمان (علیه السلام) نداريم. يك دختر به ما تزويج كردهاند و ما به خاطر او دست از امام زمانمان برداشتهايم.
.
..................
📚صفیر هدایت شماره ۰۱۶ _ سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی (ره)
.
🌷 شادی روح مطهر مرحوم حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی صلواتی قرائت بفرمایید 🌷
.
#آیت_الله_ضیاء_آبادی
#آیت_الله_ضیاءآبادی
#امام_زمان
@varesoon