eitaa logo
ورمتون
125 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
3.4هزار ویدیو
2 فایل
دیار دلیران
مشاهده در ایتا
دانلود
ابراز ناراحتی تصنعی! 🔴 موقع دستگیری گروه‌گروه از تروریستهای مسلح، لااقل یک تشکر خشک و خالی میکردید نه اینکه فقط وقتی یک از هزار اتفاق میفتد، شروع کنید به حمله و لگدزدن به نظام و نیروهای امنیتی! 🔴 این یعنی شما صداقت ندارید و ابراز ناراحتی و دلسوزی‌تان صرفاً ابزاری و تصنعی است! @varmetoon
🟡 طلبکارهای خدا 🔸آنها که به خاطر خدا کسی که بدی کرده را بخشیدند @varmetoon
مرد شیراز نامرد شیراز @varmetoon
🟠 آمار پایین حملات تروریستی در ایران نسبت به کشورهای همسایه و نیز اروپا و آمریکا @varmetoon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔥 باز هم آتش‌سوزی گسترده در این بار در تگزاس! 🔸کسی از سلبریتی‌های آمریکایی نگفته این سرزمین نفرین‌شده است؟ 😉 @varmetoon
🚫 یک نمونه از بازار داغ در فضای مجازی 🤥 @varmetoon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مردم مهربان ایران 🔵 بار یک موتوری روی زمین پخش شد و مردمی که برای جمع‌کردنش وارد عمل شدند 😍 @varmetoon
😐 سکوت برخی سلبریتی‌های وطن‌فروش پس از حادثه‌ی تروریستی @varmetoon
🔴 وقتی ایلان ماسک هم واتس‌اپ را قابل اعتماد نمی‌داند! @varmetoon
😂 حال و روز در آفریقا @varmetoon
💠یا صاحب الزمان @varmetoon
داستانی بانویی که مرده بود ولی با دعای امام زمان (عج) به دنیا برگشت ◽️این داستان، ماجرای زنی است که از دنیا می‌رود ولی با دعای امام زمان (عج) برمیگردد، اما نکته جالب این داستان جریان ملاقات ایشان با حضرت علی (ع) است که خواندنی است: 🔵 یكی از اعاظم‌ نجف‌ أشرف‌ برای من‌، نقل‌ کرد كه‌: ما از نجف‌‌ عیال‌ اختیار كردیم‌ و سپس‌ در فصل‌ تابستان‌ برای زیارت‌ صله‌ ارحام‌ عازم‌ ایران‌ شدیم‌. آب‌ و هوای وطن ما به‌ عیال‌ ما نساخت‌ و مریض‌ شد و روز بروز مرضش‌ شدّت‌ كرد؛ و هر چه‌ معالجه‌ كردیم‌ سودمند نیفتاد و مشرف‌ به‌ مرگ‌ شد. 🔵 من‌ دیدم‌ عیالم‌ فوت‌ میكند و‌ باید تنها به‌ نجف‌ برگردم‌ و در پیش‌ پدرش‌ و مادرش شرمنده‌ میشوم‌، حال‌ اضطراب‌ و تشویش‌ عجیبی در من‌ پیدا شد. آمدم‌ در اطاق‌ مجاور‌ دو ركعت‌ نماز خواندم‌ و توسّل‌ به‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) كردم‌ و با نهایت‌ تضرّع‌ عرض‌ كردم‌: یا ولی الله‌! زن‌ مرا شفا دهید. 🔵 آمدم‌ در اطاق‌ عیالم‌، دیدم‌ نشسته‌‌ و زار زار میگرید. تا چشمش‌ به‌ من‌ افتاد گفت‌: چرا مانع‌ شدی؟ چرا نگذاشتی؟ من‌ نفهمیدم‌ چه‌ میگوید، و تصوّر كردم‌ كه‌ حالش‌ بد‌ است‌. بعد كه‌ قدری آب‌ به‌ او دادیم‌ گفت‌: عزرائیل‌ برای قبض‌ روح‌ من‌ با لباس‌ سفید آمد و بسیار زیبا و آراسته‌ بود به‌ من‌ لبخندی زده‌ و گفت‌: حاضر به‌ آمدن‌ هستی؟ گفتم‌: آری. بعداً أمیرالمؤمنین‌ (علیه السلام)‌ تشریف‌ آوردند و با من‌ بسیار مهربانی كردند و بمن‌ گفتند: من‌ میخواهم‌ بروم‌ نجف‌، میخواهی با هم‌ برویم‌ به‌ نجف‌؟ گفتم‌: بلی خیلی دوست‌ دارم‌. 🔵 من‌ برخاستم‌ ‌آماده‌ شدم‌ كه‌ با آن حضرت‌ برویم‌، همینكه‌ خواستم‌ از اطاق‌‌ خارج‌ شوم‌ دیدم‌ كه‌‌ امام‌ زمان (عجل الله فرجه)‌ آمدند و تو هم‌ دامان‌ ایشان‌ را گرفته‌ای. حضرت‌‌ به‌ امیرالمؤمنین‌ (علیه السللام) عرض‌ كردند: این‌ بنده‌ به‌ ما متوسّل‌ شده‌، حاجتش‌ را برآورید. حضرت‌ أمیر (علیه السلام) به‌ عزرائیل‌ فرمودند: به‌ تقاضای مرد مؤمن‌ كه‌ متوسّل‌ به‌ فرزند ما شده‌ است‌ برو؛ باشد تا موقع‌ معین‌. و أمیرالمؤمنین‌ از من‌ خداحافظی كردند و رفتند. چرا نگذاشتی من‌ بروم‌؟ 📕معادشناسی علامه طهرانی ج ۱، ص ۲۸۶- ۲۸۷ @varmetoon