eitaa logo
☫ پایگاه خبری،تحلیلی ویرا
5.9هزار دنبال‌کننده
26.7هزار عکس
26.9هزار ویدیو
47 فایل
☫کانال خبری، تحلیلی ویرا ☫ ارسال سوژه 👇: @vira_lorestan ایدی سفارش تبلیغ : @vira_lorestan کانال تبلیغات 👇: #ویرا 📡ایتا: @viradefa
مشاهده در ایتا
دانلود
🛎 صدای انفجار از سوران در اربیل اقلیم کردستان عراق ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎🚨 | لهستان از شهروندان خود خواست به اسرائیل نروند و فورا ترک کنند. ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎🚨 / یدیعوت آحارانوت به نقل از یک مقام امنیتی اسرئیل: ما ممکن است جنگ‌هایی را با سرعت بیشتری علیه ایران آغاز کنیم تا تهدیدی ایجاد نکنند ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
⚠️ هرمز و بازتعریف هزینه عبور؛ از حق حاکمیت تا حکمرانی بر شریان‌های انرژی و داده(قسمت اول) تنگه هرمز در منطق ژئوپلیتیک معاصر، دیگر صرفاً یک آبراه طبیعی یا مسیر عبور کشتی‌های تجاری نیست؛ این تنگه به یکی از فشرده‌ترین نقاط تماس میان انرژی، تجارت، امنیت، داده و قدرت سیاسی تبدیل شده است. در همین پهنه محدود، نفت و گاز، کشتیرانی، بیمه دریایی، تراکنش‌های مالی، کابل‌های زیردریایی، خدمات ابری و امنیت زیرساخت‌های دیجیتال به یکدیگر گره خورده‌اند. از همین رو، هرگونه بحث درباره جایگاه ایران در هرمز باید فراتر از ادبیات هیجانی «بستن» یا «نبستن» تنگه صورت گیرد و در چارچوبی دقیق‌تر فهم شود: حق حاکمیت، مدیریت امنیتی، قیمت‌گذاری بر ریسک، و بازتعریف نسبت میان استفاده از جغرافیا و پرداخت هزینه آن. ایران طی سال‌های اخیر در معرض مجموعه‌ای از فشارهای نظامی، امنیتی، تحریمی، سایبری و رسانه‌ای قرار داشته است؛ فشارهایی که هدف اصلی آن‌ها محدودسازی ظرفیت راهبردی کشور و انتقال هزینه ناامنی به تهران بوده است. حمله به زیرساخت‌ها، تهدید مراکز حساس، تلاش برای اختلال در صادرات انرژی، فشار بر شبکه مالی و جنگ روانی علیه ثبات اقتصادی، همگی بخشی از الگویی گسترده‌ترند که می‌کوشد امنیت ایران را شکننده، اما امنیت مسیرهای حیاتی پیرامون ایران را مسلم و تضمین‌شده فرض کند. این تناقض، دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایران می‌تواند و باید آن را به دستور کار حقوقی و سیاسی تبدیل کند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً گذرگاهی بی‌طرف و فاقد نسبت با امنیت ملی ایران دانست. این تنگه بخشی از محیط امنیتی ایران است؛ محیطی که در آن هرگونه تنش، تهدید یا اقدام خصمانه علیه تهران، به شکل مستقیم بر قواعد عبور، نظارت، بیمه، هزینه، مجوز و مسئولیت‌پذیری بازیگران ذی‌نفع اثر می‌گذارد. بنابراین، طرح این پرسش که آیا ایران می‌تواند در قبال عبور کشتی‌ها از این مسیر، سازوکارهای تعرفه‌ای، نظارتی یا هزینه‌های امنیتی تعریف کند، نه یک ادعای حاشیه‌ای، بلکه بخشی از بازاندیشی در نسبت میان حاکمیت و ژئوپلیتیک عبور است. مسئله اساسی این نیست که ایران بخواهد عبور بین‌المللی را به گروگان بگیرد؛ این همان روایتی است که معمولاً از سوی رسانه‌ها و دولت‌های غربی برای بی‌اعتبارسازی هر اقدام دفاعی یا حاکمیتی ایران تولید می‌شود. مسئله دقیق‌تر آن است که ایران حق دارد میان عبور عادی در شرایط عادی و عبور در شرایط خصمانه یا پرریسک تفکیک قائل شود. هنگامی که زیرساخت‌ها و امنیت ملی ایران هدف فشار قرار می‌گیرد، نمی‌توان انتظار داشت مسیرهایی که در مجاورت قلمرو و محیط امنیتی ایران قرار دارند، همچنان با منطق «عبور رایگان و بی‌تعهد» مدیریت شوند. در بسیاری از نقاط جهان، دولت‌ها برای عبور، پهلوگیری، خدمات بندری، پایش دریایی، راهنمایی، بیمه، حفاظت محیط‌زیستی و مدیریت ریسک هزینه دریافت می‌کنند. ایران نیز می‌تواند در چارچوبی سنجیده، مستند و حقوقی، مدل بومی خود را برای دریافت عوارض، تعرفه یا هزینه‌های نظارتی در محدوده‌هایی که با صلاحیت حاکمیتی و امنیتی کشور پیوند دارد، طراحی کند. این رویکرد زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که برخی از همین مسیرهای عبوری، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در خدمت دولت‌ها و شرکت‌هایی قرار دارند که در سیاست فشار علیه ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند. بدیهی است که تنگه هرمز یک گذرگاه مهم بین‌المللی است و قواعد حقوق دریاها درباره عبور کشتی‌ها، محدودیت‌هایی برای دولت‌های ساحلی ایجاد می‌کند. اما محدودیت حقوقی به معنای نفی حق حاکمیت نیست. ایران حق دارد امنیت ملی، حفاظت از محیط زیست دریایی، کنترل فعالیت‌های مشکوک، نظارت بر عبور تجهیزات حساس، مدیریت پیامدهای حضور نظامی و مسئولیت‌پذیری شرکت‌های فعال در این مسیر را در دستور کار قرار دهد. به بیان دقیق‌تر، بحث بر سر نفی عبور نیست؛ بحث بر سر قانونمند کردن عبور در شرایطی است که امنیت ایران به بخشی از معادله عبور تبدیل شده است. همین منطق درباره کابل‌های زیردریایی نیز مصداق دارد. جهان دیجیتال برخلاف تصویر تبلیغاتی شرکت‌های فناوری، در فضایی انتزاعی و بی‌مکان جریان ندارد. اینترنت جهانی، خدمات ابری، بانکداری برخط، تراکنش‌های مالی، ارتباطات شرکتی، پردازش داده و بخشی از زیرساخت‌های هوش مصنوعی، همگی به کابل‌هایی متکی‌اند که از بستر دریاها عبور می‌کنند. این کابل‌ها، هرچند ماهیت فنی دارند، اما از مسیرهایی عبور می‌کنند که واجد معنا و حساسیت ژئوپلیتیکی‌اند. بنابراین، هنگامی که کابل از مجاورت یا محدوده حساس امنیتی ایران عبور می‌کند، نمی‌تواند خود را از منطق حاکمیت، امنیت و مسئولیت جدا بداند. 📑ابومصطفی ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎✅ دیدار فرمانده کل ارتش با رئیس‌جمهور 🛎 دیدار فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران با رئیس‌جمهور رئیس‌جمهور در دیدار با فرمانده کل ارتش: 🔹انسجام ملی و اقتدار نیروهای مسلح مهم‌ترین پشتوانۀ امنیت کشور است. دولت با تمام ظرفیت از تقویت نیروهای مسلح حمایت می‌کند. 🔹امروز انسجام ملی، آمادگی دفاعی و حفظ اقتدار نیروهای مسلح، مهم‌ترین پشتوانه امنیت، ثبات و آرامش کشور در برابر تهدیدات و جنگ ترکیبی دشمنان است. امیر حاتمی: 🔹ارتش آمادگی کامل دارد تا در برابر هرگونه تهدید، تجاوز یا اقدام ماجراجویانه علیه کشور، پاسخی قاطع، پشیمان‌کننده و درخور اقتدار ارائه کند. 🔹نیروهای ارتش با همۀ توان، آمادگی جانفشانی و فداکاری در مسیر دفاع از امنیت، استقلال، عزت و تمامیت ارضی کشور و صیانت از ملت بزرگ ایران را دارند. ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
⚠️ هرمز و بازتعریف هزینه عبور؛ از حق حاکمیت تا حکمرانی بر شریان‌های انرژی و داده(قسمت اول) تنگه هرمز در منطق ژئوپلیتیک معاصر، دیگر صرفاً یک آبراه طبیعی یا مسیر عبور کشتی‌های تجاری نیست؛ این تنگه به یکی از فشرده‌ترین نقاط تماس میان انرژی، تجارت، امنیت، داده و قدرت سیاسی تبدیل شده است. در همین پهنه محدود، نفت و گاز، کشتیرانی، بیمه دریایی، تراکنش‌های مالی، کابل‌های زیردریایی، خدمات ابری و امنیت زیرساخت‌های دیجیتال به یکدیگر گره خورده‌اند. از همین رو، هرگونه بحث درباره جایگاه ایران در هرمز باید فراتر از ادبیات هیجانی «بستن» یا «نبستن» تنگه صورت گیرد و در چارچوبی دقیق‌تر فهم شود: حق حاکمیت، مدیریت امنیتی، قیمت‌گذاری بر ریسک، و بازتعریف نسبت میان استفاده از جغرافیا و پرداخت هزینه آن. ایران طی سال‌های اخیر در معرض مجموعه‌ای از فشارهای نظامی، امنیتی، تحریمی، سایبری و رسانه‌ای قرار داشته است؛ فشارهایی که هدف اصلی آن‌ها محدودسازی ظرفیت راهبردی کشور و انتقال هزینه ناامنی به تهران بوده است. حمله به زیرساخت‌ها، تهدید مراکز حساس، تلاش برای اختلال در صادرات انرژی، فشار بر شبکه مالی و جنگ روانی علیه ثبات اقتصادی، همگی بخشی از الگویی گسترده‌ترند که می‌کوشد امنیت ایران را شکننده، اما امنیت مسیرهای حیاتی پیرامون ایران را مسلم و تضمین‌شده فرض کند. این تناقض، دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایران می‌تواند و باید آن را به دستور کار حقوقی و سیاسی تبدیل کند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً گذرگاهی بی‌طرف و فاقد نسبت با امنیت ملی ایران دانست. این تنگه بخشی از محیط امنیتی ایران است؛ محیطی که در آن هرگونه تنش، تهدید یا اقدام خصمانه علیه تهران، به شکل مستقیم بر قواعد عبور، نظارت، بیمه، هزینه، مجوز و مسئولیت‌پذیری بازیگران ذی‌نفع اثر می‌گذارد. بنابراین، طرح این پرسش که آیا ایران می‌تواند در قبال عبور کشتی‌ها از این مسیر، سازوکارهای تعرفه‌ای، نظارتی یا هزینه‌های امنیتی تعریف کند، نه یک ادعای حاشیه‌ای، بلکه بخشی از بازاندیشی در نسبت میان حاکمیت و ژئوپلیتیک عبور است. مسئله اساسی این نیست که ایران بخواهد عبور بین‌المللی را به گروگان بگیرد؛ این همان روایتی است که معمولاً از سوی رسانه‌ها و دولت‌های غربی برای بی‌اعتبارسازی هر اقدام دفاعی یا حاکمیتی ایران تولید می‌شود. مسئله دقیق‌تر آن است که ایران حق دارد میان عبور عادی در شرایط عادی و عبور در شرایط خصمانه یا پرریسک تفکیک قائل شود. هنگامی که زیرساخت‌ها و امنیت ملی ایران هدف فشار قرار می‌گیرد، نمی‌توان انتظار داشت مسیرهایی که در مجاورت قلمرو و محیط امنیتی ایران قرار دارند، همچنان با منطق «عبور رایگان و بی‌تعهد» مدیریت شوند. در بسیاری از نقاط جهان، دولت‌ها برای عبور، پهلوگیری، خدمات بندری، پایش دریایی، راهنمایی، بیمه، حفاظت محیط‌زیستی و مدیریت ریسک هزینه دریافت می‌کنند. ایران نیز می‌تواند در چارچوبی سنجیده، مستند و حقوقی، مدل بومی خود را برای دریافت عوارض، تعرفه یا هزینه‌های نظارتی در محدوده‌هایی که با صلاحیت حاکمیتی و امنیتی کشور پیوند دارد، طراحی کند. این رویکرد زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که برخی از همین مسیرهای عبوری، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در خدمت دولت‌ها و شرکت‌هایی قرار دارند که در سیاست فشار علیه ایران نقش‌آفرینی کرده‌اند. بدیهی است که تنگه هرمز یک گذرگاه مهم بین‌المللی است و قواعد حقوق دریاها درباره عبور کشتی‌ها، محدودیت‌هایی برای دولت‌های ساحلی ایجاد می‌کند. اما محدودیت حقوقی به معنای نفی حق حاکمیت نیست. ایران حق دارد امنیت ملی، حفاظت از محیط زیست دریایی، کنترل فعالیت‌های مشکوک، نظارت بر عبور تجهیزات حساس، مدیریت پیامدهای حضور نظامی و مسئولیت‌پذیری شرکت‌های فعال در این مسیر را در دستور کار قرار دهد. به بیان دقیق‌تر، بحث بر سر نفی عبور نیست؛ بحث بر سر قانونمند کردن عبور در شرایطی است که امنیت ایران به بخشی از معادله عبور تبدیل شده است. همین منطق درباره کابل‌های زیردریایی نیز مصداق دارد. جهان دیجیتال برخلاف تصویر تبلیغاتی شرکت‌های فناوری، در فضایی انتزاعی و بی‌مکان جریان ندارد. اینترنت جهانی، خدمات ابری، بانکداری برخط، تراکنش‌های مالی، ارتباطات شرکتی، پردازش داده و بخشی از زیرساخت‌های هوش مصنوعی، همگی به کابل‌هایی متکی‌اند که از بستر دریاها عبور می‌کنند. این کابل‌ها، هرچند ماهیت فنی دارند، اما از مسیرهایی عبور می‌کنند که واجد معنا و حساسیت ژئوپلیتیکی‌اند. بنابراین، هنگامی که کابل از مجاورت یا محدوده حساس امنیتی ایران عبور می‌کند، نمی‌تواند خود را از منطق حاکمیت، امنیت و مسئولیت جدا بداند. 📑ابومصطفی ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
⚠️ هرمز و بازتعریف هزینه عبور؛ از حق حاکمیت تا حکمرانی بر شریان‌های انرژی و داده(قسمت دوم) ایران در این حوزه می‌تواند به جای تمرکز بر ادبیات انسداد یا اختلال، گفتمان خود را بر «حکمرانی زیرساختی» بنا کند. این حکمرانی می‌تواند شامل ثبت دقیق مسیرها، شفافیت مالکیت و ذی‌نفعان، هماهنگی در عملیات تعمیر و نگهداری، پذیرش مسئولیت در قبال خسارت احتمالی، رعایت الزامات امنیتی، پرداخت هزینه‌های نظارتی و تعامل رسمی با دولت ساحلی باشد. شرکت‌های بزرگ فناوری، کنسرسیوم‌های مخابراتی و بازیگران مالی جهانی که از امنیت این مسیرها سود می‌برند، نمی‌توانند هزینه سیاسی و امنیتی آن را نادیده بگیرند. عبور از یک بستر حساس ژئوپلیتیکی، بدون تعامل با قدرت ساحلی، نه منطقی است و نه در بلندمدت پایدار. مزیت راهبردی ایران در این پرونده زمانی آشکار می‌شود که موضوع از سطح تهدید به سطح نظم‌سازی ارتقا یابد. اگر مسئله صرفاً با ادبیات قطع، انسداد یا اخلال بیان شود، طرف مقابل آن را به‌سرعت در چارچوب «تهدید علیه زیرساخت جهانی» قاب‌بندی خواهد کرد. اما اگر ایران بر قانونمند کردن عبور، شفافیت، مسئولیت‌پذیری، نظارت و هزینه‌مندی امنیت تأکید کند، میدان روایت تغییر می‌کند. در این صورت، ایران نه به عنوان بازیگری اخلالگر، بلکه به عنوان دولت ساحلی مسئول ظاهر می‌شود که درباره زیرساخت‌های عبوری از محیط امنیتی خود مطالبه‌ای مشروع دارد. از همین منظر، هرمز باید از یک ابزار مقطعی تهدید به یک سازوکار پایدار حکمرانی تبدیل شود. بستن تنگه، اگرچه می‌تواند در شرایط بحرانی پیام راهبردی داشته باشد، اما ذاتاً اقدامی اضطراری و پرهزینه است. در مقابل، تعرفه‌گذاری، ثبت عبور، نظارت، مجوزدهی، تعریف هزینه‌های امنیتی و الزام شرکت‌ها به مسئولیت‌پذیری، می‌تواند معماری بلندمدتی برای مدیریت این گذرگاه ایجاد کند. ایران اگر این مسیر را با زبان حقوقی، فنی و دیپلماتیک پیش ببرد، می‌تواند هم هزینه فشار علیه خود را افزایش دهد و هم جایگاه خود را در نظم امنیتی و اقتصادی منطقه تثبیت کند. این بحث برای کشورهای عربی خلیج فارس نیز پیام روشنی دارد. اقتصادهای امارات، قطر، بحرین و عربستان طی سال‌های اخیر خود را به عنوان هاب‌های مالی، لجستیکی، انرژی و داده معرفی کرده‌اند. اما هاب بودن بدون امنیت مسیر، بنیانی شکننده دارد. اگر این کشورها در پروژه فشار علیه ایران نقش داشته باشند یا اجازه دهند محیط پیرامونی ایران به سکوی تهدید تبدیل شود، نمی‌توانند انتظار داشته باشند مسیرهای حیاتی تجارت، انرژی و داده آنان از پیامدهای بحران مصون بماند. پیام ایران در اینجا روشن است: امنیت منطقه‌ای کالایی وارداتی نیست که صرفاً با اتکا به چتر آمریکا تأمین شود؛ امنیت پایدار، محصول پذیرش موازنه واقعی قدرت در منطقه است. در سطحی کلان‌تر، این پرونده نشان می‌دهد که ایران می‌تواند جغرافیای خود را از وضعیت انفعال خارج کند. غرب طی سال‌های گذشته ابزارهای مالی، بانکی، فناوری، بیمه‌ای و رسانه‌ای را علیه ایران سیاسی و امنیتی کرده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که ایران نیز موقعیت ژئوپلیتیکی خود را به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل کند. اگر شبکه‌های مالی و فناوری جهانی علیه یک کشور به ابزار فشار تبدیل شوند، آن کشور نیز حق دارد از ظرفیت جغرافیایی، دریایی و زیرساختی خود برای بازگرداندن توازن استفاده کند. این رفتار را نباید ماجراجویی نامید؛ این شکل جدیدی از بازدارندگی در عصر اتصال است. از این منظر، کشتی‌ها حق عبور از تنگه هرمز را دارند، اما عبور در محیط امنیتی ایران نمی‌تواند بدون قاعده، نظارت و هزینه باشد. کابل های داده هم بایستی بر طبق مدل نظارتی خاص طراحی  شده توسط  ایران استفاده بشوند، چون ایران در برابر تهدیدها و حملاتی که متوجه امنیت ملی آن شده، حق دارد سطح حکمرانی خود را بر پیرامون راهبردی‌اش افزایش دهد. این حق، اگر با دقت حقوقی، انسجام رسانه‌ای و محاسبه سیاسی بیان شود، اهمیت اصلی این موضوع در خود کشتی یا کابل خلاصه نمی‌شود؛ اهمیت آن در تغییر دستور کار است. ایران در حال طرح این گزاره است که اگر امنیت آن نادیده گرفته شود، عبور بی‌هزینه از جغرافیای پیرامونی ایران نیز نمی‌تواند همچنان امری بدیهی فرض شود. هرمز در این معنا، فقط یک تنگه نیست؛ دفتر حساب نظم منطقه‌ای است. هر بازیگری که از این مسیر سود می‌برد، باید بپذیرد که امنیت، نظارت و ثبات، هزینه دارد. دوران استفاده رایگان از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، بدون توجه به حقوق و امنیت ایران، نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. 📑ابومصطفی ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎 نماینده مجلس تهران: مجلس عمدا تعطیل شده تا دولت هرکاری دلش می‌خواهد بکند ... ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎 نظرسنجی تکان‌دهنده در آمریکا: جنگ، ما را ناامن‌تر کرد و ایران را به بمب نزدیک‌تر!* 🔹نتایج نظرسنجی جدید مؤسسه «امور جهانی» نشان می‌دهد ۴۹ درصد آمریکایی‌ها معتقدند جنگ‌های اخیر، امنیت کشورشان را کاهش داده است. 🔹همچنین ۴۳ درصد شرکت‌کنندگان نگران‌اند که احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای افزایش یافته باشد؛ در این میان، ۵۸ درصد پاسخ‌دهندگان نیز مدیریت جنگ توسط دونالد ترامپ را ناموفق دانسته‌اند./ خبرفوری ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛎 جواب کوبنده دکتر احمدیان به کارشناس آمریکایی! ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات
🛎 قیمت لحظه ای: 🔸 هر گرم طلا : 19,010,572 تومان 🔸سکه امامی : 191,000,000 تومان ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa
🛎 تایمز اسرائیل: ایران از آتش‌بس برای بیرون کشیدن لانچرهایش استفاده کرده است بر اساس گزارش‌ها، ایران از آتش‌بس برای جابه‌جایی لانچرهای موشک بالستیک استفاده کرده و خود را برای دور جدید درگیری‌ها آماده ساخته است. حملات آمریکا به توانمندی‌های موشکی ایران، صرفاً ورودی‌های سایت‌های موشکی را بمباران کرد اما به خود لانچرها آسیبی نرساند، زیرا آنها در غارهای زیرزمینی عمیق دفن شده بودند که در برابر حملات مقاوم هستند. ༺ نشریه ویرا ༻ 📲 @viradefa 💬 نظرات