✍🏻 محمد درویش، پژوهشگر و فعال حوزه محیط زیست با اشاره به تصویر بالا نوشت:
▫️تازهترین تصاویر ماهوارهای نشان از انباشت مناسب برف در کوهستانهای زاگرس است؛ سرزمینی که ریشهگاه و سرچشمه اصلیترین رودخانههای ایران چون کارون، سفیدرود، کرخه، مارون، زهره، زایندهرود، زرینهرود و گاماسیاب است.
@Rasad_tahlil
@virafic
📖 تاریخ | چهارهزار نفر در برف و یخبندان جان سپردند
👈🏿 برف و بوران گینسی در ایران وقتی روزنامه اطلاعات پنج ریال بود!
🌬 در زمستان ۱۳۵۰، برف و کولاک و یخبندانی در ایران رخ داد که در جهان شهره شد. این وضع بیسابقه که از پیش از نیمه بهمن سروکلهاش در ایران پیدا شد، بهتدریج شدت یافت و از نوزدهم بهمن تقریباً کل کشور را در بحران فروبرد و سرانجام از ۲۴ بهمن ماه، فروکش کرد.
🌬 زمستان سخت ۱۳۵۰، بخش وسیعی از ایران را به گونهای از برف و یخبندان پوشاند که نام و نشان نزدیک به ۲۰۰ روستا برای همیشه از روی نقشه پاک شد، بیش از ۴۰۰۰ هموطن جان سپردند، و البته خشکسالی ۱۳ ساله کشور پایان یافت. برخی این رویداد را سختترین و مصیبتبارترین بوران در تاریخ مکتوب بشر میدانند.
🌬 برف بیسابقهای که کهنسالان نیز شبیه به آن را به یاد نداشتند، در بعضی شهرها تا ۳۶ ساعت بیوقفه بارید و ارتفاع ۳ تا ۸ متر را در نقاط مختلف ثبت کرد. در روزگاری که شبکه گازرسانی و وسایل گرمایشی مناسب وجود نداشت، دمای خراسان به منفی ۳۷ درجه رسید. سهشنبه ۱۹ بهمن، وضع کشور به شکل بحرانی درآمد و در بسیاری از شهرها وضع فوقالعاده اعلام شد.
🌬 در این ایام سخت، محمدرضا پهلوی بههمراه خانواده سلطنتی و جمع زیادی از درباریان، تعطیلات زمستانی خود را در سن موریتس سوییس میگذراندند و در ارتفاعات آلپ مشغول اسکی و ورزشهای مفرح زمستانی بودند. پس از فرونشستن سرما و اتمام بحران، «اعلیحضرت» یازدهم اسفند ۱۳۵۰ به میهن بازگشتند و پس از دریافت گزارش از نخست وزیر، مهیای تعطیلات نوروز ۱۳۵۱ شدند!
🔝 تصاویر بایگانی روزنامه اطلاعات
@virafic
❄️ زیباییهای ایران ❄️
🌬 جاده کندوان/ چالوس در دیماه برفی.
@VaghayeEttefagheye
@virafic
🛫 از تهران تا ونکوور: روایت دست اول
🕐 به دلایل کاری و خانوادگی باید بهسرعت و پیش از موعدی که برنامهریزی کرده بودم، به ونکوور باز میگشتم. از طریق یکی از آشنایانی که در آژانس هواپیمایی داشتم، بلیتی تهیه کردم و خود را به فرودگاه رساندم. پروازم از تهران تا آلمان به خوبی و آرامش انجام شد و خرسند و امیدوار بودم که بهموقع به مقصد خواهم رسید. اما اشتباه میکردم.
🕑 در آلمان متوجه شدم که فرودگاه ونکوور و برخی دیگر از فرودگاههای شهرهای بزرگ کانادا به دلیل یخبندان و سرمای شدید که در این وقت از سال معمول است، بستهاند و پروازمان با تأخیری نامشخص صورت خواهد گرفت. مدام طول و عرض سالن ترانزیت را گز میکردم و هر لحظه منتظر بودم که شماره پروازمان را اعلام کنند تا خود را به گیت خروجی برسانم. اما اشتباه میکردم.
🕒 این انتظار کُشنده به حدود ۲۴ ساعت رسید، ولی از گشایش باند یخزده ونکوور هیچ خبری نرسید. مسافران بسیاری که مثل من عازم امریکای شمالی بودند، چشمانتظار و نگران، میان تابلوی اعلانات و دفاتر هواپیمایی سرگردان بودند و راهی برای رسیدن به مقصد میجستند. با خود گفتم به هر حال این وضع برای همه پیش آمده و بالأخره هر طور هست، پروازهای ونکوور برقرار خواهند شد. اما اشتباه میکردم.
🕓 سرانجام، بعد از حدود یکشبانهروز سرگردانی و تأخیر توجیهناپذیر، مسئولان فرودگاه اعلام کردند که پرواز به ونکوور بهکل لغو شده است و کسانی که عازم کانادا هستند، میتوانند از پرواز جایگزین به سیاتل امریکا استفاده کنند! از اینکه بهجای شهر و کشور مقصد، باید به «قاره» مقصد بروم، ناخشنود بودم، ولی امیدوار بودم که بتوانم خود را با اتوبوس از سیاتل به ونکوور برسانم. البته اشتباه میکردم.
🕔 پس از پروازی طولانی و خستهکننده، وارد شهر تقریباً مرزی سیاتل شدم. بهسرعت خود را به بیرون فرودگاه رساندم تا از طریق پایانه مسافربری، بلیت اتوبوسی به مقصد ونکوور تهیه کنم. بااینهمه، بارش سنگین برف باعث شده بود که تعداد زیادی از اتوبوسهای مسافری در راه بمانند. با دیدن انبوه جمعیت منتظر، چیزی نمانده بود امیدم را از دست بدهم که یکی از آشنایان که از طریق خانواده از وضعم مطلع شده بود، خبر داد که با خودروی شخصی از سیاتل عازم ونکوور است. دعوتش را پذیرفتم و در دل، خدا را شکر کردم که تقریباً دو ساعت دیگر در مقصد خواهم بود. باز هم اشتباه میکردم.
🕕 سوار بر خودروی دوستم، راه جاده را در پیش گرفتیم و عازم نقطه مرزی شدیم. فاصله سیاتل تا ونکوور کمتر از ۲۰۰ کیلومتر است و این فاصله را میتوان در دو ساعت و نیم پیمود. اما یخبندان شدید و حجم زیاد آمدوشد خودروها همه محاسباتمان را بههم ریخت و سفر زمینیمان، با احتساب صفهای طولانی بنزین، بیش از هشت ساعت و نیم به درازا کشید. شاید با خود فکر کنید که این اتفاقات در همه جای جهان رخ میدهند و چنان طبیعی قلمداد میشوند که غالباً بازتاب خبری هم پیدا نمیکنند. اما اشتباه میکنید.
🕖 در کشور ما، ایران، عدهای مترصدند تا این رخدادهای عادی را با بزرگنمایی، بسان یک فاجعه تصویر کنند و بهعنوان اتفاقی نادر و ناگوار از رسانههای آنسوی آبها انتشار دهند. آخرین موردی که به یاد میآورم، بدرقه مسافرانی است که شهریور گذشته، از تهران عازم زیارت اربعین بوند و به دلیل شمار زیاد زائران، با تأخیر چند ساعته موفق به تهیه بلیت اتوبوس شدند. رخداد سادهای مثل معطلی حجم عظیم زائران در فرودگاه و پایانههای مسافربری، در رسانهها بازتاب گستردهای یافت و در همان روزها، کلیپهای متعددی از این واقعه انتشار پیدا کرد. راستش، در ترمینال آزادی، انتظار داشتم که دستکم از خود هموطنان عزیزی که عازم سفر زیارتی بودند، صبوری بیشتری ببینم، اما اشتباه میکردم.
🕗 صرف نظر از اینکه خویشتنداری برخی از ما در مواجهه با رخدادهای طبیعی که در همهجای جهان معمول است، کاهش یافته، نقش رسانههای مخرب و مغرض را نیز در بزرگنمایی پدیدههای عادی نباید نادیده گرفت. این رسانهها در حالی که به سادگی از کنار خبر معطلی و سرگردانی صدها مسافر به مقصد کانادا میگذرند، مترصد مینشینند تا واقعهای مشابه را در کشورمان شکار کنند. این روزها مسئله سرمای شدید در کشور و افت فشار گاز که در همه جای جهان پدیدهای عادی بهشمار میرود و اصولاً ربطی به میزان ذخایر زیرزمینی یک کشور ندارد، بهانه خوبی برای همان دست از رسانهها فراهم آورده تا به فرسایش روح و روان مردممان بپردازند. اگر اینبار اشتباه نکنم، باید در روزهای پیش روی، منتظر حجم عظیمی از اخبار و شایعات مختلف در این زمینه باشیم!
@virafic
✍🏻 فواد ایزدی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آمریکا، دانشگاه تهران:
۱. ناراحتی بریتانیای صغیر و آمریکا از اعدام علیرضا اکبری قابل درکه. معمولاً به جاسوسها گفته میشه اگر دستگیر هم بشوند، در مبادله جاسوسها آزاد میشوند. اعدام اکبری کار جذب جاسوسهای جدید را سخت میکنه.
۲. برخورد با عوامل کشورهایی که در پی تجزیه ایران هستند، حق ایرانه.
@virafic