«پارهای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه»
یکم
پس از آنکه اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ عناتا و بقیه ی کرانه ی غربی را فتح و اشغال کرد، عناتا آرام آرام تغییر کرد. تا آن زمان آن منطقه تحت حاکمیت اردن بود. با گذشت چند دهه اسرائیل سیاستهای یهودی سازی را در قلمروهای اشغالی در پیش گرفت و این مناطق به لحاظ جمعیتی و جغرافیایی دگرگون شدند. در عناتا دولت زمینها را تکه تکه تصرف کرد، صدها دستور تخریب صادر کرد، بخشی از شهر را ضمیمه ی بیت المقدس کرد، دیوار حائل را بر پا کرد، و بقیه را هم به منظور ساختن چهار شهرک یهودی نشین، چندین پاسگاه، یک پایگاه نظامی و یک بزرگراه مصادره کرد.
چشمه ی طبیعی و آبگیر شهر سهم منطقه یهودی نشین شد. از ساکنان قدیمی عناتا، ورودیه میگرفتند. فلسطینی ها نمی توانستند بدون مجوز عبور، وارد آن شوند.
سال به سال بافت شهری بیت المقدس گسترش می یافت و شهر قدیمی، بیت المقدس شرقی و زمینهای ده ها روستای دورافتاده را که اسرائیل ضمیمه کرده بود، میبلعید.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
«پارهای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه»
دوم
اولین انتفاضه در دسامبر ۱۹۸۷ شروع شد، به صورت رشته ای از اعتراضات هم زمان. و زمانی که یک تریلر نیروهای نظامی اسرائیل با یک استیشن در غزه تصادف کرد و چهار کارگر فلسطینی را کشت، اوج گرفت. اعتراضات گسترش یافتند و فوران خشمی که پس از اعلام سیاست «مشت آهنین» از طرف وزیر دفاع اسرائیل سالها در دل فلسطینیان انباشته شده بود، به اعتراضات دامن زد. این اعتراضات به سرعت به اولین خیزش توده ای سازمان یافته علیه اشغالگری تبدیل شدند؛ هزاران نبرد خیابانی، که در آن جوانان فلسطینی به سوی سربازهای اسرائیلی مجهز به خودروهای زرهی و تفنگ جنگی، سنگ پرتاب میکردند.
دوران ایثار دردناک همه ی فلسطینی ها بود؛ فقیر و بورژوا، سکولار و مذهبی، مسیحی و مسلمان، پناهنده و ریشه دار، زندانی و تبعیدی. همه ی کسانی که از عزم راسخ اسرائیل برای در هم کوبی خیزش در رنج بودند، از نشانه های تجمل و تمایز پرهیز میکردند؛ حتی سکولارهای تندرو (برای نشان دادن هم بستگی) حجاب سر می کردند.
شهرها محاصره شدند، حکومت نظامی برقرار شد، آذوقه تمام شد، مشاغل از دست رفتند، مدرسه ها بسته شدند، کودکان زندانی شدند، شوهران شکنجه شدند، پدران کشته و پسران معلول شدند؛ آن قدر استخوان خرد و خمیر شد که باتوم های سربازان شکستند. این یک استعاره نیست. به گفته ی کُل هازمَن هفته نامه ی اسرائیلی، «چندین مرتبه انواع باتومها امتحان شدند. از آنجا که باتوم های اولیه خیلی ضعیف بودند و می شکستند، آنها را با باتومهای آهنی تعویض کردند. و هنگامی که این باتوم ها هم خم شدند، از لوله های پلاستیکی انعطاف پذیر استفاده شد.»
در طول شش سال خیزش، سربازان (و حتی گاه غیر نظامیان) اسرائیلی بیش از ۱۱۰۰ فلسطینی را کشتند. ۱۳۰ هزار نفر زخمی شدند و حدود ۱۲۰ هزار نفر به زندان افتادند. در آن سالها اسرائیل بیشترین سرانه ی زندانی را در جهان داشت.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
تصمیم گرفتم در دیدارها و گفتگوهام با خانواده شهدای دو جنگ اخیر اگر جملهای به دلم نشست براتون بازگو کنم
همسر یکی از شهدای جنگ دوازده روزه میگفت از کودکی با شعر و حکمت ایرانی مانوس بوده. میگفت هرآنچه از حکمت ایرانی در اشعار شاعران ایرانی دریافت کردم در انتخاب همسرم تبلور پیدا کرده بود. انگار همسرم تجسم حکمت ایرانی بود برام.
هیچ وقت با این دید به انتخاب داریوش و شهادتش نگاه نکرده بودم. چقدر عمیقتر و باشکوهتر میشه غم این شهادتها از این دریچه
#شهرهـپیرانی
شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند
این بود که با دوست به سر برد وفایی
#سعدی
#ایران
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
«پارهای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه»
سوم
ساکنان اردوگاه شعفاط در سال ۱۹۴۸ و پس از بنیانگذاری اسرائیل از آنجا اخراج شده و به اردوگاه آمده بودند. پناهندگان قلب تپنده ی جنبش ملی فلسطین بودند. بنیان گذارانش و رهبران در تبعیدش قوی ترین نماد آن و مظهر تقاضای فلسطینیان برای بازگشت به وطنشان بودند.
اما بعضی از آنها طوری رفتار می کردند که گویی تنها مدافعان فلسطین اند. آنها خود را تا حدی برتر از کسانی میدانستند که در سرزمین خود مانده بودند. به علاوه ساکنان اردوگاه (که زندگیشان با کمکهای سازمان ملل میگذشت) تصویری گداگونه از فلسطینیان ارائه میدادند.
افزون بر آن اردوگاه مأمن معتادان و فروشندگان مواد مخدر بود. گاه سربازان اسرائیلی در آنجا دیده می شدند که مشغول خرید حشیش و مواد بودند. در نقاط دیگر دنیا این مسئله ممکن است صرفاً مشکلی اجتماعی باشد، ولی در بافت فلسطین این مساله ای ملی بود. اسرائیل اغلب با تهدید آنها به افشای کارهایشان (به ویژه موارد جنسی) به خانواده ها و همسایگان محافظه کارشان، آنها را به خدمت خود در می آورد. دلالان و معتادان منبع جاسوسی برای اسرائیل بودند، بنابراین تهدیدی برای خیزش به شمار میرفتند. جوانان دیگر شب ها ماسک میزدند و با فروشنده های مواد مخدر زد و خورد میکردند تا خیابانها را از وجود جاسوسان بالقوه ی اسرائیل پاک کنند.
نزاعهای داخلی میان فلسطینیان یکی از جنبه های بسیار خشن انتفاضه، و چنان گسترده بود که کسی به آن اعتراف نمیکرد. صدها نفر کشته و تعداد بی شماری زخمی شدند.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
مشهد رفتیم بازدید منزل شخصی حضرت آقا در خیابان سرشور ۲۷ پلاک ۱۴
این خانه در حال حاضر موزه شده و بازدید با هماهنگی قابل انجام هست بسیاری از وسایل خانه وسایلی هست که آقا و حاج خانم در اون دوره (سال ۴۷ تا ۵۷) استفاده میکردند. این کتابخانه حضرت آقاست البته با بخشی از کتابهایی که تونستن جمع کنند. رمانهایی که آقا تو اون دوره به عنوان یک طلبه نواندیش مطالعه میکردند بسیار برام جذاب بود.
به تدریج سایر قسمتهای خونه رو هم معرفی میکنم.
برای آگاهی بیشتر از این منزل به این اکانت مراجعه کنید
@enghelab_ir
و برای ثبت نام جهت بازدید به این لینک در ایتا پیام بدید
https://survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
این چرخ خیاطی متعلق به حاج خانم منصوره خجسته همسر رهبر شهید انقلاب هست. این اتاق هم که با موکت قرمز مفروش شده برای مهمان استفاده میشده و در واقع شیکترین قسمت منزل بوده و برای مهمانان حاج خانم استفاده میشده.
از نکات مهم این خانه این هست که رهبر معظم انقلاب حاج آقا مجتبی در این منزل به دنیا آمدهاند.
برای آگاهی بیشتر از این منزل به این اکانت مراجعه کنید
@enghelab_ir
و برای ثبت نام جهت بازدید به این لینک در ایتا پیام بدید
https://survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
اینجا اتاقی هستن که در دوران مبارزات انقلابی میزبان بسیاری از انقلابیون بوده
در این اتاق امثال شهید مطهری، شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی مرحوم شریعتی و ... رفت و آمد داشتند
برای آگاهی بیشتر از این منزل به این اکانت مراجعه کنید
@enghelab_ir
و برای ثبت نام جهت بازدید به این لینک در ایتا پیام بدید
https://survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
رهبر شهید مثل پدر بزرگوارشان اصرار داشتند خودشون برای مهمانان چای بریزند به همین دلیل همیشه در گوشه این اتاق یک سماور نفتی با فوری گل قرمزی و استکان و نعلبکی وجود داشته.
کفپوش این اتاق از گلیمهای خراسان هست.
خانواده همسر رهبر شهید انقلاب از تاجران فرش بودند فرش مرغوبی به دختر و دامادشون میدادند که آقا اون رو میفروشند و از این گلیمهای ارزان خریداری میکنند. مابقی پول فرش رو خرج مبارزات انقلابی و دستگیری از نیازمندان میکردن.
برای آگاهی بیشتر از این منزل به این اکانت مراجعه کنید
@enghelab_ir
و برای ثبت نام جهت بازدید به این لینک در ایتا پیام بدید
https://survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
با وجود ساده زیستی، رهبر شهید سعی در تامین وسایل رفاهی برای خانواده داشتهاند.
از نکات جالب خانه علاوه بر آشپزخانه و وسایل آن، حمام خانه است.
در آن سالها بسیاری از علما اعتقاد داشتند با دوش غسل صحیح نمیباشد. اعتقاد بر این بود غسل وقتی صحیح است که در درون خزینه باشد. اما رهبر شهید انقلاب حمامی مجهز به دوش در زیر زمین منزل برای خانواده فراهم میکنند.
برای ما که در دنیای امروز زیست میکنیم این مسائل پیش پا افتاده و دم دستی است؛اما وقتی به زمانه این جریانات باز میگردیم میبینیم هرکدام از این اقدامات (خواندن رمان، نتراشیدن موی سر زیر عمامه، داشتن دوش و ...) اقدامی انقلابی محسوب میشده است.
رهبر شهید انقلاب و همرزمانشان در مبارزات انقلابی نه تنها با حکومت شاه که با تحجر زمانه میجنگیدند. آنها تلاش داشتند روایتی از زندگی اجتماعی. سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارائه دهند که به زیست متوسط جامعه ایران نزدیک باشد و در عین حال مبتنی بر پویایی جامعه باشد. اتفاقی که در سالهای پس از انقلاب نیز استمرار یافت. احکام حکومتی که در دوران امام و رهبر شهید انقلاب صادر شد در راستای همین پویایی بود. این خانه فقط یک خانه معمولی و محل زیست یک خانواده نیست. اگر به دقت آن را بازدید کنید بخشی از تاریخ معاصر ایران و حوادث متأثر از آن را نیز میتوانید به خوبی دریابید.
برای آگاهی بیشتر از این منزل به این اکانت مراجعه کنید
@enghelab_ir
و برای ثبت نام جهت بازدید به این لینک در ایتا پیام بدید
https://survey.porsline.ir/s/eDrQ7Clr
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
«پارهای از کتاب زندگی عابد سلامه»
ششم
عابد به محض آزادی از زندان کارت شناسایی جدیدی دریافت کرد که نشان میداد زندانی بوده است. کارتهای شناسایی استاندارد به رنگ نارنجی بودند اما به زندانیان سابق، کارت سبز داده می شد و اعتبار آن بر اساس مدت و محل زندانی بودن متفاوت بود. کارت عابد شش ماه اعتبار داشت. این تمهیدی برای محدود کردن پس از پایان محکومیت بود. هرگاه کارت سبزش را در پست های بازرسی نشان میداد، او را بر میگرداندند. بعضی وقتها هم کتکش می زدند. و او تصمیم گرفت دیگر از دهکده اش خارج نشود و از کارهای جمعی هم کناره گیری کند.
کارتهای شناسایی رنگی، روشی برای کنترل فلسطینیان بودند. در آغازِ تشکیل دولت اسرائیل، فلسطینیان مجاز بودند روزها در کرانه باختری، غزه، بیت المقدس شرقی و درون مرزهای ١٩۶٧ اسرائیل، آزادانه رفت و آمد کنند. یک فلسطینی می توانست صبحانه را در رام الله بخورد، ناهار را در بیت المقدس و شام را در حیفا، به شرط آنکه تا نیمه شب به خانه اش بازگردد.
در دوران انتفاضه این قانون تغییر کرد. پستهای بازرسی مستقر شدند که گذشتن از آنها به رنگ کارت شناسایی افراد بستگی داشت، و به این که در کدام قسمت از سرزمین های اشغالی متولد شده اند، چه سن و سالی دارند، جنسیتشان چیست و آیا سابقه بازداشت دارند یا نه؟
پس از پیمان اسلو، اسرائیل به رهبران تبعیدی «ساف» اجازه داد تا به فلسطین بازگردند و در مناطق اشغالی، خودگردانی محدودی اعمال کنند. اسرائیل ثبت نام جمعیت و سیستم مجوز را حفظ کرد و سیستم تصمیم گیری درباره ی ورود و خروج افراد و محل سکونت آنها در مناطق اشغالی را تحت کنترل خود داشت، اما نقش صدور کارت شناسایی به تشکیلات خودگردان واگذار شد. تشکیلات خودگردان، رنگ کارتها را عوض کرد و کارتهای نارنجی را به سبز (رنگ قدیمی مخصوص زندانیان) تبدیل کرد. طعنه آمیز بود! گویی هر فلسطینی در حقیقت نوعی زندانی بود؛ از کوچکترین بچه تا رئیس تشکیلات خودگردان که خود او نیز برای آمدوشد به مجوز اسرائیل نیاز داشت.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
📻*سفر بنبست(4): قدرتنمایی تهران و متحدانش؛ زنگ خطر برای اعراب*
♦️دهۀ 80 شمسی یک پیچ تاریخی برای ایران بود: محور شرارت خواندن ایران از طرف امریکا، سقوط صدام، بحران هستهای، غلبۀ مهمترین متحد تهران حزبالله بر اسرائیل در جنگ 33 روزه و در نهایت هم بر آمدن حماس. ستارۀ ایران در حال صعود بود و این موضوع اصلا برای سعودی، امارات و بحرین قابل پذیرش نبود. جالب است بدانید که قضیۀ زدن سرِ مار هم مربوط به الان نیست؛ همان زمان ملکعبدالله پادشاه عربستان به امریکاییها گفته بود سرِ ما را بزنید! اعراب علیه ایران دنبال یک شریک جدید بودند؛ اسرائیل همان شریک جدید بود.
♦️سِفر یعنی چه؟! «سِفر» یک واژۀ عبریعربی است؛ یعنی گزارش، داستان، کتاب و طومار. ما در رادیو سفر بهدنبال گفتن داستانهایی واقعی درباره اسرائیل هستیم. «سفر بنبست» اولین فصل از داستانهای رادیو سفر است. اگر به این داستانها علاقه دارید با همراه شوید. پیشاپیش سپاسگزاریم که با کامنت، لایک و به اشتراک گذاشتن این اپیزودها با دیگران مایۀ دلگرمی ما هستید. در کستباکس، شنوتو، آپارات یا تهرانپادکست مشترک ما شوید. حتما نظرات خودتان را هم با ما در میان بگذارید. راستی! مجموعۀ باغ کتاب تهران در تولید این اپیزودها با تیم تولیدکنندۀ رادیو سفر همراه شدهاند. از آنها هم سپاسگزاریم. سفر بنبست را گوش و «رادیو سِفر» را به دیگران معرفی کنید.
*تهیهکننده و سردبیر محتوایی: محمدصادق علیزاده
نویسنده متن و گوینده: فاطمه موسوی
کارگـردان: حمیــــــدرضا جـعفری
تنظیم و تدوین: فاطمه باقری*
⏪ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید:
[کستباکس](https://castbox.fm/channel/id6933777?country=us) | [شنوتو](https://shenoto.com/channel/podcast/RadioSefr) | [تهرانپادکست](https://tehranpodcast.ir/radiosefr/) | [آپارات](https://www.aparat.com/SefrRadio)
⏪ درگاههای رسانهای رادیو سِفر:
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/sefr.radio?igsh=MWRjcmVkMDN5YmhwMg==) | [بله](http://ble.ir/sefrradio) | [تلگرام](https://t.me/SefrRadio) | [توییتر](https://x.com/SefrRadio)
@SefrRadio