«پارهای از کتاب زندگی عابد سلامه»
ششم
عابد به محض آزادی از زندان کارت شناسایی جدیدی دریافت کرد که نشان میداد زندانی بوده است. کارتهای شناسایی استاندارد به رنگ نارنجی بودند اما به زندانیان سابق، کارت سبز داده می شد و اعتبار آن بر اساس مدت و محل زندانی بودن متفاوت بود. کارت عابد شش ماه اعتبار داشت. این تمهیدی برای محدود کردن پس از پایان محکومیت بود. هرگاه کارت سبزش را در پست های بازرسی نشان میداد، او را بر میگرداندند. بعضی وقتها هم کتکش می زدند. و او تصمیم گرفت دیگر از دهکده اش خارج نشود و از کارهای جمعی هم کناره گیری کند.
کارتهای شناسایی رنگی، روشی برای کنترل فلسطینیان بودند. در آغازِ تشکیل دولت اسرائیل، فلسطینیان مجاز بودند روزها در کرانه باختری، غزه، بیت المقدس شرقی و درون مرزهای ١٩۶٧ اسرائیل، آزادانه رفت و آمد کنند. یک فلسطینی می توانست صبحانه را در رام الله بخورد، ناهار را در بیت المقدس و شام را در حیفا، به شرط آنکه تا نیمه شب به خانه اش بازگردد.
در دوران انتفاضه این قانون تغییر کرد. پستهای بازرسی مستقر شدند که گذشتن از آنها به رنگ کارت شناسایی افراد بستگی داشت، و به این که در کدام قسمت از سرزمین های اشغالی متولد شده اند، چه سن و سالی دارند، جنسیتشان چیست و آیا سابقه بازداشت دارند یا نه؟
پس از پیمان اسلو، اسرائیل به رهبران تبعیدی «ساف» اجازه داد تا به فلسطین بازگردند و در مناطق اشغالی، خودگردانی محدودی اعمال کنند. اسرائیل ثبت نام جمعیت و سیستم مجوز را حفظ کرد و سیستم تصمیم گیری درباره ی ورود و خروج افراد و محل سکونت آنها در مناطق اشغالی را تحت کنترل خود داشت، اما نقش صدور کارت شناسایی به تشکیلات خودگردان واگذار شد. تشکیلات خودگردان، رنگ کارتها را عوض کرد و کارتهای نارنجی را به سبز (رنگ قدیمی مخصوص زندانیان) تبدیل کرد. طعنه آمیز بود! گویی هر فلسطینی در حقیقت نوعی زندانی بود؛ از کوچکترین بچه تا رئیس تشکیلات خودگردان که خود او نیز برای آمدوشد به مجوز اسرائیل نیاز داشت.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
📻*سفر بنبست(4): قدرتنمایی تهران و متحدانش؛ زنگ خطر برای اعراب*
♦️دهۀ 80 شمسی یک پیچ تاریخی برای ایران بود: محور شرارت خواندن ایران از طرف امریکا، سقوط صدام، بحران هستهای، غلبۀ مهمترین متحد تهران حزبالله بر اسرائیل در جنگ 33 روزه و در نهایت هم بر آمدن حماس. ستارۀ ایران در حال صعود بود و این موضوع اصلا برای سعودی، امارات و بحرین قابل پذیرش نبود. جالب است بدانید که قضیۀ زدن سرِ مار هم مربوط به الان نیست؛ همان زمان ملکعبدالله پادشاه عربستان به امریکاییها گفته بود سرِ ما را بزنید! اعراب علیه ایران دنبال یک شریک جدید بودند؛ اسرائیل همان شریک جدید بود.
♦️سِفر یعنی چه؟! «سِفر» یک واژۀ عبریعربی است؛ یعنی گزارش، داستان، کتاب و طومار. ما در رادیو سفر بهدنبال گفتن داستانهایی واقعی درباره اسرائیل هستیم. «سفر بنبست» اولین فصل از داستانهای رادیو سفر است. اگر به این داستانها علاقه دارید با همراه شوید. پیشاپیش سپاسگزاریم که با کامنت، لایک و به اشتراک گذاشتن این اپیزودها با دیگران مایۀ دلگرمی ما هستید. در کستباکس، شنوتو، آپارات یا تهرانپادکست مشترک ما شوید. حتما نظرات خودتان را هم با ما در میان بگذارید. راستی! مجموعۀ باغ کتاب تهران در تولید این اپیزودها با تیم تولیدکنندۀ رادیو سفر همراه شدهاند. از آنها هم سپاسگزاریم. سفر بنبست را گوش و «رادیو سِفر» را به دیگران معرفی کنید.
*تهیهکننده و سردبیر محتوایی: محمدصادق علیزاده
نویسنده متن و گوینده: فاطمه موسوی
کارگـردان: حمیــــــدرضا جـعفری
تنظیم و تدوین: فاطمه باقری*
⏪ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید:
[کستباکس](https://castbox.fm/channel/id6933777?country=us) | [شنوتو](https://shenoto.com/channel/podcast/RadioSefr) | [تهرانپادکست](https://tehranpodcast.ir/radiosefr/) | [آپارات](https://www.aparat.com/SefrRadio)
⏪ درگاههای رسانهای رادیو سِفر:
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/sefr.radio?igsh=MWRjcmVkMDN5YmhwMg==) | [بله](http://ble.ir/sefrradio) | [تلگرام](https://t.me/SefrRadio) | [توییتر](https://x.com/SefrRadio)
@SefrRadio
📻*سفر بنبست(4): قدرتنمایی تهران و متحدانش؛ زنگ خطر برای اعراب*
♦️دهۀ 80 شمسی یک پیچ تاریخی برای ایران بود: محور شرارت خواندن ایران از طرف امریکا، سقوط صدام، بحران هستهای، غلبۀ مهمترین متحد تهران حزبالله بر اسرائیل در جنگ 33 روزه و در نهایت هم بر آمدن حماس. ستارۀ ایران در حال صعود بود و این موضوع اصلا برای سعودی، امارات و بحرین قابل پذیرش نبود. جالب است بدانید که قضیۀ زدن سرِ مار هم مربوط به الان نیست؛ همان زمان ملکعبدالله پادشاه عربستان به امریکاییها گفته بود سرِ ما را بزنید! اعراب علیه ایران دنبال یک شریک جدید بودند؛ اسرائیل همان شریک جدید بود.
♦️سِفر یعنی چه؟! «سِفر» یک واژۀ عبریعربی است؛ یعنی گزارش، داستان، کتاب و طومار. ما در رادیو سفر بهدنبال گفتن داستانهایی واقعی درباره اسرائیل هستیم. «سفر بنبست» اولین فصل از داستانهای رادیو سفر است. اگر به این داستانها علاقه دارید با همراه شوید. پیشاپیش سپاسگزاریم که با کامنت، لایک و به اشتراک گذاشتن این اپیزودها با دیگران مایۀ دلگرمی ما هستید. در کستباکس، شنوتو، آپارات یا تهرانپادکست مشترک ما شوید. حتما نظرات خودتان را هم با ما در میان بگذارید. راستی! مجموعۀ باغ کتاب تهران در تولید این اپیزودها با تیم تولیدکنندۀ رادیو سفر همراه شدهاند. از آنها هم سپاسگزاریم. سفر بنبست را گوش و «رادیو سِفر» را به دیگران معرفی کنید.
*تهیهکننده و سردبیر محتوایی: محمدصادق علیزاده
نویسنده متن و گوینده: فاطمه موسوی
کارگـردان: حمیــــــدرضا جـعفری
تنظیم و تدوین: فاطمه باقری*
⏪ رادیو سفر را از یکی از این پادگیرها بشنوید:
[کستباکس](https://castbox.fm/channel/id6933777?country=us) | [شنوتو](https://shenoto.com/channel/podcast/RadioSefr) | [تهرانپادکست](https://tehranpodcast.ir/radiosefr/) | [آپارات](https://www.aparat.com/SefrRadio)
⏪ درگاههای رسانهای رادیو سِفر:
[اینستاگرام](https://www.instagram.com/sefr.radio?igsh=MWRjcmVkMDN5YmhwMg==) | [بله](http://ble.ir/sefrradio) | [تلگرام](https://t.me/SefrRadio) | [توییتر](https://x.com/SefrRadio)
@SefrRadio
*همیشه دلم خواسته بدانم
لحظههای تو بی من چطور میگذرد؟
وقتی نگاهت میافتد به برگ
به شاخه
به پوست درخت
وقتی بوی پرتقال میپیچد
وقتی باران تنها تو را خیس میکند!
وقتی با صدایی
بر میگردی پشت سرت
من نیستم ...*
*#عباس_معروفی
*☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
قصد داریم برای تعدادی از آسیبدیدگان جنگ که شرایط مالی مناسبی هم ندارند، کمکهایی فراهم کنیم. ممنون میشوم در این کار خیر همراهی کنید
میتوانید کمکهای خود را به این شماره کارت و شماره شبا واریز کنید. در ضمن ممنون میشوم در بازنشر این پیام ما را یاری کنید.
5859831246370497
IR530180000000003813408929
به نام ناجیه الهداد
با سپاس و امتنان شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
زمین تهی است ز رندان؛
همین تویی تنها!
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان!
«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی»
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
#روزنگار ،۱۲ اردیبهشت، روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهری
پ.ن: عکس از روزهایی که کلاسها حضوری بود با دانشجویان کارشناسی ورودی ۱۴۰۴ رشته علوم سیاسی دانشگاه شاهد
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
«پارهای از کتاب یک روز زندگی عابد سلامه »
هفتم
«پیمان اسلو» در آغاز برای یک دوره ی موقت پنج ساله وضع شده بود و قرار بود با مذاکرات بر سر همه ی موضوعات اصلی (از جمله وضعیت بيت المقدس) به پایان برسد. پیش از آن مذاکرات، اسرائیل در صدد بود تا ادعای فلسطینیان را بر بیت المقدس تضعیف کند، حضورشان را کاهش دهد، شهرک سازی برای یهودیان را افزایش دهد و مالکیت اسرائیل بر بیت المقدس شرقی را به صورت واقعیتی انکارناپذیر تثبیت کند. مجوز ساخت و ساز برای فلسطینی ها متوقف شده بود، خانه هایشان را تخریب کردند، دارندگان کارت شناسایی سبز را بیرون راندند، یک شبه پستهای بازرسی بیشتری ایجاد و مجوزهای ورود به شهر بسیار محدود شد. کارتهای اقامت هزاران فلسطینی که در بخشهای ضمیمه شده ی بیت المقدس زندگی میکردند و کارت شناسایی آبی داشتند -که آزادی تردد بیشتری را برایشان به همراه داشت - باطل شدند.
نبیل برادر عابد با زنی در ضاحیة السلام ازدواج کرده بود که کارت شناسایی آبی داشت. از آنجا که نبیل کارت شناسایی سبز داشت، اجازه ی زندگی در مناطق ضمیمه شده به اسرائیل را نداشت؛ به همین دلیل این زوج مجبور بودند خارج از شهر زندگی کنند. اما همزمان مجبور بودند در ضاحية السلام هم آپارتمانی داشته باشند تا همسر نبیل بتواند اقامت بیت المقدس و کارت آبی خود را حفظ کند. ماموران دولتی اسرائیل هر از چندی برای بررسی این که او واقعاً در آنجا زندگی میکند یا نه، بازرسانی اعزام میکردند. بازرسان و وسیله ی نقلیه شان در منطقه شناخته شده بودند، بنابراین همسایگان به محض مشاهده ی آنها شروع به برقراری تماس و دادن هشدار می کردند. همسر نبیل به محض دریافت این تماسها، با شتاب به آپارتمان می رفت.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
پارهای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه
هشتم
بخشی از مردان، به فکر ازدواج با «فلسطینی های ۴۸» افتادند. آنها را فلسطینی های ۴۸ خطاب میکردند، چون در بخشی از فلسطین باقی مانده بودند که اسرائیل آن را پس از ۱۹۴۸ اشغال کرده بود.
مردانی که به ناگاه امکان رفتن به بیت المقدس را از دست داده بودند، امید داشتند که این ازدواج به آنها در بازگشت به کارشان کمک کند. اوایل همسران فلسطینی های ۴۸ می توانستند اجازه اقامت بگیرند. اما ظرف دو سال اسرائیل این کار را غیر ممکن کرد.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
امروز با جمعی از دوستان رفتیم دیدن خانواده امیر نصیرزاده چهارمین وزیر شهید دفاع (وزاری پیشین شهید دفاع شهیدان چمران، نامجو و فکوری بودند )
تنها فرزندشان خانم دکتر الناز نصیرزاده عضو هیأت علمی دانشگاه تهران هستند. تا پنجاه روز بعد از شهادت پدرشان هیچ کدام از همکارانشان نمیدانستند ایشان دختر وزیر شهید دفاع هستند. نخواسته بود از وزارت پدرش نمدی ببافد...
به دختر و همسر شهید نصیرزاده گفتم حضور سال گذشته پدر بزرگوارشان در منزلمان هنوز در یاد من و آرمیتاست. آرمیتا مشغول خواندن برای کنکور بود. وزیر پرسید چه رشتهای دوست دارید؟ آرمیتا گفت: پزشکی. گفت از همین الان پذیرای شما در بیمارستان چمرانیم.
وسط گپ و گفتها، یاد شیرین تولد آرمیتا در بیمارستان چمران در من زنده شد. همزمان یادم آمد که بعد از اعلام قطعی شهادت داریوش در بیمارستان رسالت، همراه پیکر غرق در خون داریوش و با آمبولانس به بیمارستان چمران منتقل شدیم. داریوش را به سردخانه بیمارستان منتقل کردند و من را به بخش اورژانس بیمارستان و از آنجا به بخش داخلی. آن شب من عزادار بودم و میزبان بسیاری از کسانی که بعدها به جرگه شهدا پیوستند. شهید فخری زاده، شهید عسکری و ...
خاطره در خاطره، یاد در یاد...
دختر شهید نصیرزاده که تازه شش ماه است مادر شده، میگفت آخرین بار جمعه شب هشتم اسفند، پدرش را دیده. میگفت دست پدرم را بوسیدم پدرم پشت دستم را بوسید. وقتی به اینجا رسید، بغضش شکست. با دست چپش، پشت دست راستش را لمس کرد و بعد مکثی کوتاه کرد. انگار دارد به چیزی فکر میکند... حس میکردم جای بوسه آخر پدرش بر دستش را هنوز حس میکند...
شهره پیرانی
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr
»پارهای از کتاب یک روز از زندگی عابد سلامه»
نهم
پاییز سال ۲۰۰۰ شروع انتفاضه ی دوم بود. هیچ شباهتی به انتفاضه ی اول نداشت که خیزشی واقعاً مردمی از طریق اعتصابات عمومی، اعتراضات توده ای، تحریم ها و نافرمانی مدنی بود. این انتفاضه برعکس آن دیگری به سرعت نظامی شده بود. اسرائیل در چند روز اول بیش از یک میلیون گلوله شلیک کرد، پس از آن گروه های مسلح فلسطینی به میدان آمدند و مشارکت توده ای را غیر ممکن کردند.
محرک اصلی این خیزش، دیدار تحریک آمیز آریل شارون - قهرمان شهرک سازی و وزیر دفاع سابق - از محوطه ی مسجد الاقصی بود که اعتراضاتی را برانگیخت. اسرائیل با خشونت پاسخ داد. چهار فلسطینی غیر مسلح را به قتل رساند و حدود دویست نفر را زخمی کرد.
به طور کلی انتفاضه، اوج سالهای ناامیدی از روند پیمان اسلو بود؛ روندی که به فلسطینیان آزادی، استقلال یا پایان اشغال را نداده بود. افزون بر این، توسعه ی شهرک ها (که جمعیت شان در سالهای پس از امضای قرارداد، بیش از هفتاد درصد افزایش یافته بود) متوقف نشده بود.
☑️ ویردار
🆔 @Virdarr