eitaa logo
دانشگاه مجازی
894 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
7هزار ویدیو
2.1هزار فایل
در این دانشگاه مدرکی نیست، ان شاء الله علمی باشد. ارتباط با ادمین: @shirvani_shiri
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا حماس تکفیری نیست؟ محسن سلگی، گروه سیاسی الف، ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ۰۹:۲۴ 4020828019 پس از پیروزی حماس در انتخابات سال 2006، برخوردهای مسلحانه ای میان حماس و جریان بانی سازش و جریان تکفیر در می گیرد. تا قبل ازاین تاریخ، اختلاف میان سلفی ها و حماس در فضایی گرگ و میش و مبهم قرار داشت. اما بعد از استقرار رسمی حماس در نوار غزه، اختلاف مذکور روشن و علنی شد. تا حدی که در ادامه برخی از اعضای جریان سلفی که بعضاً در نوار غزه هم سکونت داشتند، حتی با داعش هم بیعت می کنند. فراتر از سطح رفتاری که عامل اختلاف مذکور می شود، حماس و گروه های سلفی و به ویژه حماس و گروه های تکفیری-نوتکفیری در مبانی و بنیادها اختلاف آشکار دارند. قابل اشاره است که خاستگاه حماس، اخوان المسلمین است و از نظر جهادی بودن با جریانات تکفیری دارای اشتراک ظاهریِ جزئی است. اما همزمان اختلافات جدی با گروه های اخیرالذکر دارد. حماس برخلاف سایر گروه های تکفیری، تنها اسرائیل یا رژیم صهیونیستی را تکفیر می کند و از تکفیر سایرین پرهیز کرده است. در عین حال، خودش توسط داعش مورد تکفیر قرار گرفته است. جریان تکفیری بیش از اعتقاد به مبارزه با کفار و نیروهای خارج از جهان اسلام، به زعم خود به پاک سازی امت از شرک و فساد باور دارد. بر این اساس، جهاد با اسرائیل برای این جریان اولویت ندارد. همچنین این گروه ها به شدت ضدشیعی هستند. در حالی که حماس به فراخور و تبع اخوانی بودن، مؤید شیعه است یا دست کم شیعه را به عنوان مذهب به رسمیت می شناسد. قابل یادآوری است که سابقه تعامل روحانیت شیعه و اخوان المسلمین محدود به زمان حیات و زعامت حضرت آیت الله بروجردی(ره) نبوده است. اما می توان از دوران ایشان به عنوان دوران اوج و نقطه عطف تعامل مذکور یاد کرد. آیت الله سیدمحمدجواد علوی بروجردی در این زمینه طی دیدار با حافظ منافع جمهوری اسلامی ایران در مصر می گوید: « آثاری که مهندس بازرگان نوشتند، به‌ویژه در زمینه تفسیر قرآن، در اصل الگوگیری از آثاری است که سال‌ها پیش از آن اخوان‌المسلمین نوشته بودند. اخوان به علوم روز تسلط خوبی داشتند ... افرادِ به‌اصطلاح سطح بالای اخوان به مرحوم آیت‌الله بروجردی اظهار علاقه می‌کردند. چون شیخ حسن البناء، متفکر اصیل اخوان، جزء مجلس تقریبی‌ای بود که آیت‌الله بروجردی در قاهره تشکیل داده بود. مجلس تقریب مرکب بود از علما و اندیشمندان طراز اول و سطح بالای فِرق مختلف از مذاهب اربعه، زیدی‌ها و شیعه. کسانی مثل کاشف الغطاها یا کسی مثل مرحوم آیت‌الله سید محسن امین و برخی شخصیت‌های طراز اول شیعه در ضمن اینها بودند. حسن البناء هم از اعضای فعال این مجموعه بود. مقالات اینها در خود دار التقریب مصر منتشر می‌شد. آقا شیخ محمدتقی قمی، که نماینده آیت‌الله بروجردی در قاهره بود، کتابی دارد به نام ارگان تقریب. اخوان مجله‌ای به نام رساله الاسلام داشتند که در ۱۲ جلد دارالتقریب خودمان منتشر کرد. حسن البناء مقالات بسیار قوی‌ای در این مجله دارد. حدود ۳۰ سال پیش هم، در دوره ریاست جمهوری آقای ‌هاشمی رفسنجانی، کنگره‌ای در تهران با عنوان بزرگ‌داشت شیخ محمود شلتوت و آیت‌الله بروجردی تشکیل شد که در واقع تکریمی بود از فتوای تاریخی شیخ محمود شلتوت]منظور، فتوای شلتوت در قابل تقلید دانستن مذهب شیعه است[ ... علت اظهار علاقه حسن البناء به آقای بروجردی این بود که ایشان، یعنی رهبر اخوان‌المسلمین، در تقریب، همفکر آیت‌الله بروجردی بود و در مجلس تقریب هم، همکار ایشان بود. حسن البناء به مرحوم آیت‌الله سید محسن حکیم، مرجع بزرگ شیعه، هم اظهار علاقه می‌کرد. چون در ماجرای سید قطب و اعدامش به دست جمال عبدالناصر آیت‌الله سید محسن حکیم اعلامیه داد و قتل او را محکوم کرد...حتی شخص مقام معظم رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای (حفظه الله)، هم به اخوانی‌ها علاقه‌مند بودند و کتاب‌هایشان را می‌خواندند و با آنها مأنوس بودند و از این جنبش حمایت می‌کردند... حتی در برابر حکومت‌هایی که آنها را می‌کوبیدند، مثل جمال عبدالناصر که شخصیتی محبوب و ملی در بین عرب‌ها بود، ما از آنها حمایت کردیم تا به قدرت رسیدند.» ( به نقل از پایگاه اجتهاد به آدرس: ijtihadnet.i).
بعد از صدور فتوای تاریخی شیخ شلتوت، علامه محمد غزالی رهبر جمعیت اخوان المسلیمن این فتوا را تأیید می کند: «من معتقدم كه فتواى استاد بزرگ شيخ محمود شلتوت گام وسيعى در اين ميدان است كه مايه‌ى اميدوارى تمام زمام‌داران و علماى بااخلاص است و تكذيب آنچه را كه مستشرقين انتظار مى كشند كه كينه و نفاق، اين امت را قبل از رسيدن به اتحاد و همبستگى، از ميان بردارد. اين فتوا به نظر من نخستين گام در اين راه است. نخستين گام براى يكپارچگى و جمع كردن مسلمانان تحت عنوان اسلام كه خداوند آن را كامل گردانيده و آن را به عنوان بهترين دين براى ما برگزيده است. همچنين سرآغاز عمل به رسالتى است كه عزت و سربلندى مومنان را بازمى‌گرداند و مايه رحمت جهانيان مى‌گردد.مسلما بدبينى‌ها و خرافات، توده‌ى اهل سنت و شيعه را به پستى مى‌كشاند و اختلافات و دودستگى، همه را از حقيقت و زندگى دور مى سازد.» (رساله الاسلام، سال يازدهم، شماره 4).
مسلمان بودن چه تاثیری در زندگی شخصی شما ، کار شما داشت؟ آیا با افرادی که شما را می شناختند مشکلی نداشتید؟ در مورد زندگی شخصی‌ام، معاشرت و دوست‌یابی برایم بسیار سخت است، زیرا فردی خجالتی هستم و بیشتر افرادی که با آنها در ارتباط هستم غیرمسلمانان هستند و سعی می‌کنند مرا به فعالیت‌های حرام دعوت کنند. مسلمان قفقازی بودن، با اکثریت مسلمانان آسیایی یا عرب ، برای من بسیار دشوار است، زیرا آنها معمولاً به دلیل رنگ پوستم تصور می کنند که من غیر مسلمان هستم. وقتی در مجالس مسلمانان هستم، افرادی که من را نمی شناسند معمولاً به دیگران “سلام” می گویند، اما به من می گویند hello. همچنین پیدا کردن شغل را سخت می کند چراکه در برنامه های شغلی باید خود را پنهان کنم اما در عین حال باید توضیح دهم که چرا به تعطیلات جمعه نیاز دارم، چرا باید در زمان‌های خاصی که در طول سال تغییر می‌کند، استراحت کنم، چرا نمی‌توانم به خانم ها دست بدهم، و غیره. به نظر می رسد اکثر کارفرمایان علاقه ای به استخدام افرادی با این نوع نیازها ندارند، و در برخی از مشاغلی که داشته ام، شکایت هایی در مورد وقفه های نمازم دریافت کرده ام. اما خداوند در قرآن می فرماید: «آیا مردم گمان می کنند که با گفتن «ایمان آوردیم» به حال خود رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمایش کردیم، و قطعاً خداوند راستگویان را ازدروغگو می شناسد.» (سوره عنکبوت، آیه ۲ و ۳) سبک زندگی غربی چه اشکالی دارد؟ بسیاری از مردم فکر می کنند سبک زندگی غربی عالی است چرا که کیفیت زندگی آنها واقعا خوب است. موافقید؟ اگر نه، زندگی غربی چه مشکلاتی دارد و‌ چرا شیوه زندگی شما در حال حاضر بهتر است؟ من ترجیح می دهم از به کار بردن اصطلاحاتی مانند «شرق» و «غرب» در بحث درباره دین خودداری کنم، زیرا این عبارات دین را قطبی سازی و فرهنگی می کنند و اسلام را به یک منطقه جغرافیایی خاص محدود می کنند که در حالی که خداوند واقعاً پروردگار شرق و غرب و آنچه بین آنهاست می باشد. مسئله واقعی «الگوی زندگی غربی» در مقابل «الگوی زندگی شرقی» نیست، بلکه «الگوی زندگی دنیایی» در مقابل «الگوی زندگی آخرتی» است. مردم تمایل دارند به عشق دلار و لذت های زودگذر این زندگی زندگی کنند. آنها به آن معتاد هستند. به نظر می‌رسد که اکثر آنها از این واقعیت غافل هستند که این زندگی تنها پس از مدت کوتاهی به پایان می‌رسد و هرگز تصور نمی‌کنند که تمام مال و اموالی که با جمع‌آوری آن خود را خسته کرده اند در قبرشان هیچ سودی برایشان نخواهد داشت گسترش اسلام در کانادا را چگونه می بینید؟ آیا با افراد دیگری که مسلمان شده اند آشنا هستید؟ من شخصاً تعداد زیادی از تازه مسلمانان را نمی شناسم، هرچند از طریق فیس بوک تعدادی را می شناسم. گسترش اسلام در کانادا چند مشکل دارد: الف) بیشتر مردم دنیا را بیشتر از آخرت دوست دارند. هیچ کس نمی تواند اسلام را خالصانه بپذیرد، مخصوصاً مذهب اهل بیت علیهم السلام، مگر اینکه آخرت را بیشتر از دنیا دوست داشته باشد. ب) اکثر مهاجران مسلمان اینجا از دین خود بی خبرند و بدون قصد دعوت به این کشور آمده اند. در واقع می بینید که بسیاری از آنها رفتار خود را با همه چیز بغیر از اسلام تغییر می دهند، زیرا آنها نیز دنیا را بیشتر از آخرت دوست دارند. ج) اجتماعات مذهبی اسلامی در کانادا به زبانی غیر از زبانی است که اکثر کانادایی ها آن را درک می کنند. عموماً مسلمانان سنی یا شیعه را انتخاب می کنند؟ اکثر تازه مسلمانانی که در فیس بوک می شناسم شیعه هستند یا تجربه مشابهی با من داشته اند، در ابتدا سنی بوده اند تا زمانی که مذهب اهل بیت (علیهم السلام) را پیدا کردم، اما نمی دانم که آیا این تصویر دقیقی است یا خیر. از جمعیت عمومی تازه مسلمانان معدودی از آنها که من شخصاً دیدم سنی/سلفی هستند. به نظر می رسد فرقه آنها محبوب است که این بدلیل سنی بودن اکثر مهاجران و نیز به دلیل تبلیغاتی که عربستان سعودی انجام می دهد است، و جوامع شیعه، حداقل در اینجا، کوچک هستند و به سختی می توان به آن ها دسترسی پیدا کرد. آیا تفاوت قابل ملاحظه ای بین شیعه و سنی احساس می کنید؟ فکر می‌کنم اکثر افکارم را قبلاً در این مورد در سؤالات قبلی توضیح داده‌ام، اما می‌خواهم اضافه کنم که در جوامع شیعی نسبت به جوامع سنی، احساس برادری و اتحاد قوی‌تر و صادقانه‌تر دارم.
تاریخ انتشار :۲۵ آبان ۱۴۰۲ - ۰۹:۰۸ تازه مسلمان کانادایی من بتدریج مسلمان شدم پس از چند سال پیروی از اکثریت، و شنیدن دروغ‌هایی در مورد شیعیان که در ابتدا باور می کردم ، به تدریج احساس کردم اتهامات و شایعات مضحکی بیش نیست، احساس کردم ظلم است که فقط به یک طرف گوش کنم. از تصمیم گرفتم که هر دو طرف را نگاه کنم. به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )– گروه ترجمه انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی سایت رهیافتگان-مترجم از زبان انگلیسی:مونا نیکزادفر اوفردی کانادایی با پیشینه فرهنگی مسیحی است که ابتدا مسلمان اهل تسنن شد و سپس شیعه شد. او در این مصاحبه به سوالات من پاسخ داده است. با تشکر! متن اصلی را اینجا ببینید چگونه با اسلام آشنا شدید؟ در آن زمان که من در مورد اسلام کنجکاو شده بودم، هیچ مسلمانی در شهر من نبود، بنابراین بیشتر با خواندن کتاب هایی از جمله ترجمه انگلیسی قرآن، تاریخ آکسفورد اسلام و از طریق ارتباط با مسلمانان در شبکه های اجتماعی اینترنتی در این شهر، اسلام را یادگرفتم. بعدها در یکی از شهرهای اطراف مسجدی از اهل سنت پیدا کردم و به آنجا نقل مکان کردم، اما برای تازه مسلمان ها فرصت چندانی برای کسب علم و تحصیل در چنین جامعه ای وجود نداشت، و بیشتر چیزی که می شنیدم نظرات مختلف افرادی بود که خودشان عمل می کردند بگونه ای که امامان خودشان بودند ، ولی علم قطعی نداشتند. بنابراین من کتاب ها و وب سایت ها را بهترین راه برای آشنایی با اسلام یافته ام چه زمانی از مسیحیت به سمت اسلام آمدید؟ تغییر دین من تدریجی بود، در واقع زمانی بود که جمعه ها قرآن، شنبه ها عهد عتیق (تورات) و یکشنبه ها عهد جدید (انجیل) را می خواندم. من برای اولین بار در حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی به اسلام علاقه مند شدم و ترجمه انگلیسی قرآن را از طریق پست سفارش دادم و آن را خواندم. چه زمانی شیعه شدید؟ این هم برای من تدریجی بود. پس از چند سال پیروی از اکثریت، و شنیدن دروغ‌هایی در مورد شیعیان که در ابتدا باور می کردم ، به تدریج احساس کردم اتهامات و شایعات مضحکی بیش نیست، احساس کردم ظلم است که فقط به یک طرف گوش کنم. از تصمیم گرفتم که هر دو طرف را نگاه کنم. شروع به خواندن اصول کافی و نهج البلاغه کردم و از حکمت موجود در آن کتابها در مورد یگانگی خدا و مفهوم عدالت امیرالمومنین (علیه السلام) شگفت زده شدم. اسلام سنی چه مشکلی داشت؟ اسلام سنی افیون توده هاست. اسلام ابوبکر و عمر و حکومت‌هایی که جا پای آنها می‌گذارند، دین سیاستمداران و دیکتاتورهای عرب است که برای کنترل و دستکاری مردم متفکر و مذهبی، آنها را با مجموعه‌ای از چند حدیث زیبا سرگرم می‌کنند و در عین حال آن‌ها را در مورد مهم ترین حقایق تاریخ در تاریکی جهل نگه می دارند. در حالی که که اسلام محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان حقیقی او (صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت انقلابی عدالتخواهانه و حقوق بشری است. این اسلام دعوت مردم به بیدار شدن از خواب جهل و مبارزه فعال در امر به معروف و نهی از منکر است. مشکل اساسی اسلام سنی در حمایت بی چون و چرا و متعصبانه آنها از دیکتاتورهایی است که با غصب مقام علی علیه السلام، انقلاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم را ربودند. از سنین پایین به آنها آموزش داده می شود که این شخصیت ها را تحسین کنند و به آنها احترام بگذارند و ویژگی های آنها را بپذیرند. می‌بینید که مثلاً از عمر خشونت و آزار زنان را یاد می‌گیرند، یا می‌بینی که مثلاً از عثمان یاد می‌گیرند ثروت اندوزی ‌کنند و فقط به اعضای خانواده علاقه نشان ‌دهند. از رفتار افرادی مانند خالد بن ولید، تروریسم و هدف قرار دادن غیرنظامیان بی گناه را می توان یاد گرفت . به آنها آموزش داده می شود که به جای تعیین میزان تقوای این افراد ،با رفتارشان با ویژگی های شخصیت های محبوب در تاریخ مشخص کنند که چه رفتاری پرهیزگارانه است و بنابراین با اتخاذ رفتارهای منافقان گمراه به عنوان یک دین،اصول درست دین از بین رفت. اسلام شیعی این مشکل را مطرح نمی کند، زیرا شیعیان دارای الگوهایی هستند که از جانب خداوند منصوب شده است و ما به عنوان نمونه آنها را می بینیم. خواه معیار تقوا را از روی سیرتشان مشخص کنی یا با معیار تقوا، شخصیت آنها را مشخص کنی. هر نمونه ای از زندگی آنها را می توان الگوی تقوا دانست، چه در خانه، چه در خانواده، چه در مسجد، چه در مدرسه، چه در محل کار، چه در سیاست و در خلوت، چه در میدان جنگ و چه در زندان. واکنش خانواده شما چه بود؟ متأسفانه به دلیل نفوذ رسانه ها، وقتی که مادرم متوجه شد من قرآن می خوانم اولین چیزی که به آن فکر میکرد این بود که ممکن است تروریست شوم. او از آن زمان به بعد به درک بهتری رسیده است، اما همچنان نگران است که ممکن است تحت تأثیر افراد نادرست قرار بگیرم یا هدف آنها باشم.
RSS آرشیو تماس با ما دربارهٔ ما مشرق نیوز دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲ - Nov 20 2023 جستجو... MASHREGHNEWS خانه سیاست فرهنگ و هنر اقتصاد جهان ورزش جنگ نرم جهاد و مقاومت شبکه‌های اجتماعی دفاع و امنیت جامعه عکس و فیلم دیدگاه پیوندها بازار آگهی دولتی قیمت‌های پیشنهادی امروز قیمت کتاب کنکور باتخفیف قیمت کتاب کمک درسی 1402 قیمت امروز آهن آلات بلیط هواپیما اخبار لحظه ای نوسانات بازار آهن قیمت تورهای داخلی گزارش روزانه بازار آهن و فولاد مجله اینترنتی آهن آلات قیمت قیمت ال ۹۰ صفر و کارکرده +جدول قیمت رانا پلاس پانوراما +جدول قیمت تولیدات سایپا در بازار +جدول قیمت بازاری محصولات ایران‌خودرو +جدول نرخ دلار و یورو در مرکز مبادله ارز قیمت سکه و طلا امروز ۲۸ آبان +جدول قیمت خودرو امروز ۲۸ آبان +جدول قیمت کالاهای اساسی؛ مرغ کیلویی چند؟ +جدول قیمت تارا اتومات و دنده‌ای +جدول قیمت پژو ۴۰۵ صفر و کار کرده +جدول استان: تهران اذان صبح ۰۵:۱۷ طلوع آفتاب ۰۶:۴۵ اذان ظهر ۱۱:۵۰ غروب خورشید ۱۶:۵۵ اذان مغرب ۱۷:۱۴ نیمه‌شب شرعی ۲۳:۰۶ پاتوق کتاب توئیتر مشرق گلبرگ سیر پرسپولیس استقلال خرید بلیط هواپیما ترموکوپل تیپ K قیمت میلگرد نوحه پالت چوبی پارتیشن شیشه ای سامانه پایش شبکه های اجتماعی پارتیشن اداری عطاری آنلاین خرید لوازم ورزشی کد خبر 84259تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۱ ۴۹ نظر چاپ گزارش‌ویژه گزارش ویژه مشرق (7) ایدز ؛ گلوله‌ بیولوژیک آرپا برخلاف تبلیغات رسانه های غربی در مورد چگونگی شیوع بیماری ایدز و منشا ویروس آن، باید از این حقیقت پرده برداشت که ویروس ایدز نتیجه سرمایه گذاری ده میلیون دلاری کنگره آمریکا بر روی پروژه ای است که در جهت کاهش رشد جمعیت جهان، حذف ملت های از نظر ایشان عقب مانده و سودآوری کلان اقتصادی کارخانه های داروسازی آمریکا از طرف وزارت دفاع این کشور طراحی و اجرا شده است. برای شناخت ابعاد مخفی این موضوع با گزارش های ویژه مشرق همراه شوید............. ایدز، گلوله‌ بیولوژیک آرپا به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، عدم وجود هرگونه حد و مرز اخلاقی و انسانی در به کارگیری ابزارها، نیروها و دانش ها در جهت استیلا، تضعیف، بهره کشی و حتی حذف ملت های دیگر از اصول اساسی اساس نامه کهن مستکبرین و استیلاجویان عالم است. درک ملموس تر عبارت "عدم وجود" در گفته پیشین، با نگاهی کوتاه به تاریخ زخم خورده بشر از دست ستم و غارت طاغوتیان به خصوص در قرن بیستم آسان تر خواهد بود. در این گزارش به بررسی مختصر نمونه ای از عدم وجود این حد و مرز در دستگاه سیاست گذاری های بلند مدت آمریکا خواهیم پرداخت که از مجرای یک پروژه ده میلیون دلاری با نام "ایدز" گریبانگیر بشر امروز شده است. ظهور و شناسایی ایدز در سال های پایانی دهه هفتاد میلادی، خبر شیوع بیمارى جدیدى در بین متخصصین سیستم ایمنی انسانی پیچید و قبل از این که کاری از دست ایشان بربیاید منجر به مرگ میلیون‏ها نفر شد. این بیماری ایدز نام گرفت که به سرعت با سیستم ایمنى بدن درگیر شده و قربانى خود را شدیدا در برابر عفونت‏ها و اختلالات عصبى، ضعیف مى‏سازد به طوری که فرد چاره‏اى جز مرگ نخواهد داشت و حتی ممکن است پیش از آن که به طور طبیعی به دست این بیماری از بین برود برای رهایی از درد و رنج آن دست به خودکشی بزند. ویروس این بیمارى در سال 1984 پس از چند سال از شیوع آن شناسایى شد و معلوم شد که عضو ناشناخته و جدیدی از خانواده رتروویروس ها می باشد. بلافاصله پس از شناسایی این عامل ناشناخته که تاریخ پزشکی بشر هیچ سراغی از آن نداشت نظریه پردازی های علمی برای تبیین منشا آن آغاز شد. در این میان مسببین اصلی جنایت که به خوبی از منشا این ویروس آگاه بودند با فعال کردن عوامل خود در جرگه نظریه پردازان به ارائه نظریاتی در حد پاورقی نشریات فکاهی و غیراخلاقی روی آوردند تا بتوانند اصل موضوع را هرچند برای مدتی کوتاه خارج از دایره تحقیقات مستقل دانشمندان خدوم بشریت قرار دهند که آن نیز چند صباحی دوام نیاورده و علم عاری از دسایس شیطانی مسیر خود را پیمود. قبل از ورود به مبحث اصلی در زیر به چند نمونه از این قبیل نظریات گمراه کننده اشاره می شود. نظریه میمون‏هاى سبز میمون سبز، اولین متهم در پرونده مبتلا شدن انسان به ایدز
در همان مراحل اولیه شناسایی ویروس ایدز از آنجا که این ویروس برای دنیای علم کاملا نوظهور می بود می بایست منشائی کاملا عجیب نیز برای آن تراشیده می شد. منشائی که بتواند تا مدتی مجامع علمی مستقل را سرگرم خود کند. از آنجا که بیماری برای نخستین بار از آفریقا گزارش شده بود قرعه به نام میمون های سبز آفریقایی افتاد و تا مرز برقراری رابطه جنسی با این حیوان نیز پیش رفت! این نظریه، به عنوان نخستین توضیح درباره منشأ ایدز منتشر شد. مطابق این نظریه، این ویروس در میمون‏هاى سبز آفریقایى شکل گرفته و سپس از طریق نزدیکى جنسى مردم محلى با این حیوان (؟!) و یا در نتیجه خوردن گوشت آن‏ها، به انسان منتقل شده است. مطابق این نظریه، خاستگاه ایدز آفریقا بوده و پس از آن به سراسر جهان انتقال یافته است. البته نظریه در باره این سوال احتمالی که چرا مردم محلی در طول هزاران سال زندگی در آن محیط به یکباره در دهه هفتاد میلادی دچار هوس نزدیکی با این حیوان شده و موجب شیوع چنین بیماری مهلکی در سراسر جهان شده اند پاسخی ندارد! با آشکار شدن هرچه بیشتر جنبه های فکاهی این نظریه در دوم ژوئن 1988، نشریه لوس آنجلس تایمز در مقاله‏اى علمى، این نظریه را کاملاً مطرود دانست و افشا نمود که اساسا ساختار و ترکیب ماده ژنتیک این بیمارى، هیچ گونه سازگارى و تطابقى با این نوع میمون آفریقایی ندارد. نظریه شامپانزه شامپانزه ها متهمین بعدی پروژه ایدز پس از عدم موفقیت پروژه باوراندن تماس جنسی مردم بومی آفریقا با میمون های سبز دستگاه تبلیغاتی استکبار به سوژه بهتری روی آورد و این بار شامپانزه ها که از نظر تکاملی و سیستم ژنتیکی (و یا شاید از نظر امکان و احتمال برقراری رابطه جنسی!) به انسان نزدیک تر هستند کاندیدای گردن گرفتن مسئولیت این بیماری شدند. به طوری که در سال 1999 دنیای علم شاهد نوعى هجوم رسانه‏اى با هدف جایگزین کردن نظریه شامپانزه‏هاى آفریقایى به جاى نظریه میمون‏هاى سبز شد و ادعا شد که ویروس ایدز از یک ویروس مشابه که در این موجودات وجود دارد مشتق شده است که پى‏آمد آن، پذیرش این نظریه در مجامع علمى بود. اما این دسیسه نیز دیری نپایید و شواهد و بررسى‏ها نشان داد که خود شامپانزه‏ها هم به ندرت به ویروس SIV که ویروسى مشابه HIV است، مبتلا مى‏شوند. در نتیجه اگر حتی شامپانزه ها نیز به ایدز مبتلی شوند بایستى از منبعى ناشناخته به این ویروس مبتلا شده باشند. میمون‌ها و وظیفه رسانه‌های غربی اما قصه ای که برای ظهور و شیوع این بیماری ساخته و پرداخته شده است تا جایی از هزل و نامربوط گویی آکنده است که پس از در نظر گرفتن پاره ای از ملزومات اخلاقی بیان رسانه ای به چنین چیزی می رسیم که متاسفانه غالباً نیز از سوي جامعه دانشگاهي و علمي تحت قیومیت سیاستمداران دنیای استکباری طاغوت مورد پذیرش می باشد: یک بومی با یک میمون ارتباط جنسی برقرار می کند (و یا به روایت دیگری يک ميمون یا شامپانزه آفريقايي یک بومي را گاز می گیرد) آن بومی بعد از آمدن به شهر با فاحشه‌اي خوابیده و آن فاحشه نيز اين ويروس را به یک بانکدار محلي منتقل می نماید و وي نيز آن را به همسران سه دوست دختر خود انتقال داده است و بالاخره در ادامه اين روند، ناگهان بشریت چشم گشوده و دیده است که ده ها میلیون نفر در آفريقا و سپس در سراسر جهان به ايدز مبتلا شده اند! گسترش ایدز در آفریقا ویروس ایدز محصولی دست ساز و آزمایشگاهی اما نظریه‏ اى تکان‏دهنده نیز درباره منشأ این ویروس وجود دارد. مطابق این نظریه، منشأ ویروس ایدز اساسا هیچ ارتباطى با میمون‏هاى سبز، شامپانزه‏ ها و ساکنان آفریقا ندارد. برعکس، حامیان این نظریه بر این باورند که این ویروس، عاملى زیستى است که برای اهداف خاصی در آزمایشگاه های ارتش آمریکا مورد دستکارى قرار گرفته و اصولاً ویروسى ساخته دست بشر است. ایدز پروژه ای آمریکایی از منابع فراوان متشر شده توسط حامیان این نظریه برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد. - مقاله‏ اى با عنوان "ویروس ایدز در آزمایشگاه‏هاى پنهانى تولید شده است"، 26 اکتبر 1986، در صفحه نخست نشریه ساندى اکسپرس از دکتر "جان سیل" و پروفسور "یاکوب سیگال" مدیر بازنشسته مؤسسه زیست‏شناسى دانشگاه برلین پروفسور سیگال از اولین مدافعین نظریه دست ساز بودن ویروس ایدز - دو کتاب با عناوین "ایدز و پزشکان مرگ" (1988) و "خون عجیب" (1993) از دکتر "آلان کانت ول" دو کتاب معروف از "آلان کانت ول" که به بررسی علمی موضوع تولید آزمایشگاهی ویروس ایدز می پردازد. - سلسله مقالاتی از "ویلیام کمپ‏بل داگلاس" پزشک برگزیده انجمن ملى سلامت آمریکا در سال 1985 کمپل داگلاس از پزشکان پیشرو مدافع نظریه مصنوعی بودن ویروس ایدز
بعد از سخنرانی مک آرتور در کنگره و بحث های مربوطه، کنگره آمریکا یک بودجه ده میلیون دلاری در اختیار ARPA و وزارت دفاعی که پیگیر برنامه های مک نامارا بود قرار می دهد تا به تحقیق در این مورد و تولید چنین عاملی بپردازد. چنان که مک آرتور در سخنرانی اش اشاره کرده بود دقیقا حدود ده سال بعد یعنی در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی یک بیماری عجیب در جوامع انسانی آفریقا گزارش شد که سیستم ایمنی بدن انسان در برابر آن عملا تعطیل است. با این حساب حدود ده سال قبل از گسترش بیماری ایدز و شناسایی ویروس آن در 1984، ARPA با دریافت ده میلیون دلار بودجه شروع به ساختن آن کرده است. قاتل ویتنام، مبدع پروژه ایدز مک نامارا، وزیر دفاع آمریکا در دوره جنگ ویتنام و از طراحان اصلی پروژه کاهش جمعیت جهان از طریق ویروس ایدز مک نامارا در سال 1969 پست وزارت دفاع آمریکا را به کلارک کلیفورد تحویل داد و برای نهایی کردن برنامه های خود و چیدن محصول درختی که در وزارت دفاع کاشته بود به بانک جهانی رفت. بدین ترتیب در اکتبر 1970 فقط پانزده ماه بعد از اینکه دکتر مک آرتور برای انجام پروژه ایدز درخواست بودجه کرد رابرت مک نامارا رئیس بانک جهانی شده بود. او طی یک سخنرانی در آن زمان گفته است که به نظر او رشد جمعیت جهان یک موضوع مهلک و خطرناک پیشاروی سال های آینده است. در این سخنرانی مک نامارا مطرح کرد که رشد جمعیت به ناپایداری منجر خواهد شد و یک جمعیت ده میلیاردی در روی زمین "غیرفابل کنترل" خواهد بود. او اضافه می کند "این جهانی نیست که تک تک ما میخواهیم در آن زندگی کنیم. آیا راهی برای گریز از چنین جهانی وجود دارد؟ راه قابل اطمینانی نیست اما دو راه ممکن به نظر می رسد که از طریق آن شاید بشود از رسیدن به ده میلیارد جمعیت جلوگیری کرد. یا باید نرخ زاد و ولد کنونی به سرعت کاهش یابد و یا باید نرخ مرگ و میر بالاتر رود. راه حل دیگری متصور نیست." نتیجه دهشتناک این خواهد بود که مک نامارا آگاهانه و بر اساس یک برنامه بلند مدت تکوین و توسعه عامل بیماری ایدز را برای کاهش جمعیت جهان در وزارت دفاع طراحی و حمایت کرده است و پس از تصدی ریاست بانک جهانی آن را اجرا نموده است. نایروبی و کنیا مناطق اولیه برای برنامه کاهش جمعیت پنج ساله مک نامارا در نظر گرفته شدند. کنیا و اوگاندا در آفریقای شرقی جایی هستند که اپیدمی از آنجا شروع شد و امروزه پنجاه درصد یا بیشتر جمعیتهای آنها آلوده به ویروس است. طی دهه هفتاد ویروس در هائیتی، برزیل و ژاپن نیز شیوع یافت. امروزه نیز کانون اين بيماري، کشور نفت‌خيز نيجر است که پرجمعيت‌ترين کشور آفريقايي محسوب مي‌شود. کشف پروژه از سوی کا‌گ‌ب، فشار تبلیغاتی و باج‌گیری روس‌ها از آمریکا هجمه تبلیغاتی بر علیه دولت آمریکا در ارتباط با شیوع بیماری ایدز در جهان سرویس های اطلاعاتی شوروی سابق اطلاعاتی در مورد ایدز کشف کردند و در اکتبر 1985 شوروی یک حمله تبلیغاتی گسترده را در مورد ایدز سرو سامان داد و ادعا کرد که ویروس ایدز در آزمایشگاه فورت دیتریش ایالت مریلند آمریکا توسط پنتاگون ساخته شده است. گزارش اولیه در این مورد در یک روزنامه طرفدار شوروی در هند چاپ شد و سپس در بیش از سی منبع رسانه ای تکرار گردید و در نهایت توسط یکی از دانشمندان علم ژنتیک آلمان شرقی از دانشگاه هومبولت واقع در برلین شرقی، پورفسور یاکوب سگال (Jacob Segal)، از نظر علمی حمایت شد. سگال مطرح کرد که ویروس ایدز محصول یک آزمایش ناقص است که در آزمایشگاه و برای تولید تسلیحات بیولوژیک ساخته شده است.
بعدها با شناسایى، رمزگشایى و توالى یابی ژنوم ویروس ایدز مشخص شد که ساختار آن توامان بسیار مشابه یک ویروس جنین گوسفندى به نام "ویسنا" و ویروس تى ـ سل لوسمى انسانى (HTLV-I)است. بررسى‏ها نشان داد که حدود 97 درصد ژنوم ویروس HIV شبیه ساختار ویروس ویسنا و مابقی آن کاملا مشابه ژنوم ویروس HTLV-I است. هم چنین نشانگان ابتلاى به این بیمارى نیز ترکیبى از تأثیرات این دو نوع ویروس است. نکته قابل توجه آن است که اصولاً هیچ رابطه‏اى که توجیه‏کننده تکامل طبیعى ترکیب این دو ویروس در طبیعت باشد، وجود ندارد و تنها راه ترکیب شدن آن‏ها، ترکیب مصنوعى آن به دست انسان در آزمایشگاه های بسیار پیشرفته است. واکسن‌هایی برای حیات یا پیام‌آوران مرگی دردناک؟! واکسن های مرگ بر طبق این نظریه شیوع ویروس ایدز در سراسر جهان از طریق برنامه ‏هاى واکسیناسیون عمومى سازمان ملل روی داده است. لندن تایمز در مقاله‏اى با عنوان «واکسن آبله عامل بیمارى ایدز است» که در ماه مى 1987 در صفحه نخست خود منتشر کرد این نظریه را مطرح کرد. در این مقاله نویسنده اشاره می کند که سال‏ها پیش از شیوع ایدز در آفریقا، 5 تا 7 میلیون نفر از ساکنان آفریقاى مرکزى که خاستگاه ایدز بوده است توسط سازمان بهداشت جهانى واکسینه شده اند. این مقاله هیچ گونه انعکاسى در رسانه‏هاى گروهى آمریکا نداشت و مسکوت ماند. برنامه واکسیناسیون سازمان ملل در آفریقا طی سال های قبل از شیوع ویروس ایدز در این قاره علاوه بر واکسن آبله، برخى نیز گسترش ایدز را با واکسن هپاتیت که بخشى از آن از بدن شامپانزه گرفته شده و در سال 1978 به همجنس‏بازان آمریکایى در نیویورک و سانفرانسیسکو تزریق شد؛ مرتبط می دانند. این همجنس بازان نیز پس از چندى به ایدز مبتلا شدند. حتی واکسن فلج اطفال نیز بعدها برای محققین مشکوک به نظر رسیده و بحث هایی پیرامون گسترش ایدز در اثر استفاده از آن درگرفت و تا حدی نیز تایید شد. جالب این است که انتشار نتايج آزمايش‌ها و تحقيقات مراکز علمي مستقل درباره برنامه های واکسيانسيون سازمان‌هاي بهداشتي معتبر و ارتباط اين طرح‌ها با گسترش برخي بيماري‌هاي مهلک در مراحل نخست با انکار شديد اين سازمان‌ها و نهايتاً با سکوت سنگين آن‌ها همراه شد. اما در این میان گفته های کاشف ویروس ایدز بسیار شایان توجه است. روبروت گالو، کاشف ويروس HIV به نشريه تايمز می گوید: "ارتباط بين برنامه‌هاي سازمان بهداشت جهاني و گسترش بيماري‌هاي همه‌گير زمينه مطالعاتي مهم و جالب است. من قاطعانه نمي‌توانم بگويم که اين موضوع واقعاً اتفاق افتاده است، اما سال‌هاست که معتقدم، استفاده از واکسن‌هاي زنده، همانند آنچه که در مورد واکسن فلج‌ اطفال اتفاق افتاد، مي‌تواند به فعال ساختن عوامل خفته‌اي چون ويروس ايدز بيانجامد." به رغم اهميت فوق‌العاده اين موضوع، رسانه‌هاي آمريکايي در قبال آن کاملاً سکوت کردند و گالو نيز پس از آن هيچ صحبت ديگري در اين‌باره نکرد. روبروت گالو، کاشف ویروس ایدز کلیدزنی پروژه ایدز در کنگره و به دست آرپا بر اساس اسناد درز شده از کنگره آمریکا، در جولای 1969 دکتر مک آرتور (Dr. MacArthur) از مدیران آژانس پروژه تحقیقات پیشرفته ارتش آمریکا ARPA (Advanced Research Project Agency) در کنگره (کمیته تخصیص بودجه کاخ سفید) حاضر می شود و طی یک سخنرانی ابراز می کند: "در پنج الی ده سال آینده این امکان وجود خواهد داشت که یک عامل بیولوژیک مصنوعی تولید شود که طبیعی نبوده و به همین دلیل سیستم ایمنی طبیعی در برابر آن کارایی نخواهد داشت." دکتر مک آرتور در آن سخنرانی می گوید "این یک موضوع بسیار جدال انگیز است و افراد زیادی هستند که باور دارند که چنین تحقیقاتی نباید انجام شود زیرا ممکن است به بوجود آمدن روش دیگری برای کشتار دسته جمعی منجر شود." و بدین نحو در لفافه هدف از تولید چنین عاملی را نیز برای کنگره برملا می سازد. اما موضوع ساختن عاملی که سیستم ایمنی انسان در برابر آن بی دفاع باشد به سال ها قبل بر می گشت و از سال 1961 تا 1968 تولید این عامل مصنوعی بیولوژیک جهت استفاده در تسلیحات بیولوژیک در پنتاگون تحت بررسی بود. در این مدت روبرت مک نامارا (Robert McNamara) وزیر دفاع آمریکا بود و مشغول راهبری ماشین جنگی آمریکا در ویتنام و کشتار مردم آن کشور بود. مک نامارا از حامیان اصلی و کلیدی تولید این عامل بیولوژیک بود و با توجه به پست بعدی اش در جایگاه تاثیر گذاری همچون بانک جهانی به عمق چرایی تلاش وی برای تولید چنین عاملی پی خواهیم برد. گروه دانشمندان آرپا
این هجمه تبلیغاتی وسیع شوروی علیه آمریکا در غرب تضعیف شد و چنین وانمود شد که این غیر منطقی است که آمریکا یک ماده کشنده همچون ایدز را بسازد. بر همین اساس است که سگال عنوان می کند که ایدز حاصل یک آزمایش ناقص و یا به گفته دیگر حاصل یک تصادف و اتفاق بوده است. اما پس از این که با سخنرانی مک نامارا در اکتبر 1970 مواجه می شویم دیگر این که چنین چیزی اتفاقی بوده قابل پذیرش نیست. بعدها برای جمع کردن موضوع گفته شد که اگر هم چنین تحقیقاتی وجود داشته باشد یقینا ویروس ایدز از آزمایشگاه فرار کرده است و هیچ عمدی در شیوع دادن آن وجود نداشته است! اما این که گفته شود ایدز به طور اتفاقی از آزمایشگاه فرار کرده است هرچند محتمل است اما به چند دلیل مردود است: زیرا اگر این ویروس از آزمایشگاهی در آمریکا گریخته است بسیار عجیب خواهد بود که موارد اولیه ابتلا به آن در آفریقا و هائیتی دیده شده نه در آمریکا! زیرا که ایدز در اواخر دهه هفتاد توسط مراکز خون و کنترل بیماریهای نیویورک به آمریکا رسید. و حتی هم اکنون نیز آمار مبتلایان در آمریکا به هیچ وجه با آمار مبتلایان در آفریقا قابل مقایسه نیست. به علاوه رابرت مک نامارا همزمان با زمینه سازی گسترش این بیماری مهلک بحث افزایش نرخ مرگ و میر جهانی را عنوان کرده است. این نشان می دهد که یک برنامه شیوع دهنده ویروس ایدز وجود داشته است. برخی از اسناد و شواهد گویای آن است که در آن زمان به منظور عدم پیگیری بیشتر موضوع توسط شوروی، زدوبندهای پشت پرده ای بین دو قدرت انجام گرفته و حتی تا انتقال تکنولوژی تسلیحاتی به شوروی نیز پیش رفته است. گسترش ویروس ایدز در جهان ویروس ایدز، یک تیر و چند نشان؛ کنترل‌گر جمعیت جهان، اسلحه‌ای بیولوژیک و سودآور از لحاظ اقتصادی نتیجه گیری نهایی را می توان چنین تنظیم کرد که قدرتی استیلا جو که با تمام توان در خدمت اهداف شیطانی و ضد انسانی جبهه ضد الهی طاغوت است از سویی برای دست یابی و در اختیار داشتن تسلیحات مرگبار و از سوی دیگر برای کاهش جمعیت جهان به نفع سیستم کنترلی خود دست به طراحی و تولید عاملی بیولوژیک با نام ویروس ایدز زده است که تاریخ تکامل چند میلیون ساله سیستم ایمنی انسان در برابر آن خلع سلاح می باشد. آزمایشگاه های ارتش طاغوت در طراحی این ویروس بسیار هوشمندانه عمل کرده و دلیل اصلی شیوع آن را به جنبه ای از طبیعت انسان ارتباط داده اند که بشر هرچه بیشتر در برابر این ویروس آسیب پذیرتر باشد. آمیزش جنسی در طول تاریخ بزنگاه فردی بسیاری از افراد بشر بوده است اما در این وهله از تاریخ این غریزه انسانی به عنوان یک مجرای مطمئن در برنامه های دراز مدت استکبار در عرصه جهانی کارکرد سیاسی امنیتی نیز یافته است. پس از طراحی و تولید، این ویروس از طریق برنامه های به ظاهر واکسیناسیون در آسیب پذیرترین جوامع انسانی آفریقا که دارای کمترین برخورداری از سطح بهداشت به خصوص بهداشت جنسی می باشند شیوع داده شده است. در دستگاه طاغوت ملت های آفریقا همواره به عنوان مللی بی تمدن و مضر به حال تمدن کنونی و آینده بشر تلقی شده اند که هرگونه سرمایه گذاری بر روی آنها نتیجه ای در بر ندارد. از یاد نبریم که هنوز از انتشار کتاب ها و مقالات به اصطلاح علمی در دنیای غرب که سعی در اثبات حیوان بودن سیاه پوستان داشتند مدت زیادی نگذشته است. به همین دلیل آفریقا برای کاهش جمعیت جهان در اولویت برنامه های وزارت دفاع آمریکا و مک نامارا قرار گرفت. فرد آلوده به این ویروس به صورت آگاهانه و برای همیشه خود را از جریان تولید نسل محروم می کند و اگر ناخواسته صاحب فرزندی نیز شود آن فرد نیز مبتلا و محکوم به تبعات این ویروس خواهد بود. بدین ترتیب نه تنها آمار زاد و ولد مورد اشاره مک نامارا کاهش می یابد از سوی دیگر آمار مرگ و میر نیز که مورد توجه او بود افزایش می یابد. البته فرد مبتلا در دم جان نمی سپارد. چون باید چندین سال زنده بوده و با این بیماری دست به گریبان باشد تا از قبل آن کارخانه های داروسازی و واکسن سازی نیز در آمریکا راه اندازی شده و فعال باشند و داروهای بی مصرف ساخته شده بر علیه ویروس تولید شده و شیوع داده شده به دست خود را به این بیماران بفروشند. داروهایی که حداکثر چند ماه و یا چند سال به عمر سراسر درد و رنج این بیماران می افزاید تا فرصت بیشتری برای توسعه بازار مصرف کمپانی های داروسازی به وجود بیاید. این بهره زایی اقتصادی بالغ بر میلیاردها دلار است که سالانه به سیستم بانکی آمریکا تزریق می شود و یقینا در برنامه هایی به شدت مهلک تر و تولید عواملی بسیار خطرناک تر از ویروس ایدز صرف می شود. سودی که کارخانه های داروسازی آمریکا در سایه گسترش بیماری ایدز در جهان می برند. به چه قیمتی؟
م اکنون از وجود برنامه هایی سخن می رود که در جهت ارتقای ویروس ایدز حداقل با همان مضرات به یک عامل منتشر شونده از راه تنفس حکایت دارد تا به راحتی در تسلیحات بیولوژیک به کار گرفته شود. آیا دایره فعالیت های ضد بشری مدعیان حقوق و کرامت انسان حد و مرزی اخلاقی و انسانی نیز می تواند بشناسد؟!
اینکه گاهی افکار به سمت منفی می‌روند، احتمالا یک ماده سمی در بدن زیاد شده و سودا در مغز بالا رفته است، گیاه مریم گلی، تفکر خوشایند ایجاد کرده، حافظه را زیاد و قند خون را پایین می‌آورد، خواب را تنظیم و خطر بروز تشنج را هم کم می‌کند. برای درست کردن دمنوش مریم‌گلی یک قاشق غذاخوری گیاه مریم گلی را در یک لیوان آب جوش به مدت ۱۵ دقیقه دم کرده، بعد از صاف کردن میل کنید و از اثرات مفید آن بهره‌مند شوید