ویدیویی از بیتفاوتی عجیب مردم به مزاحمت برای یک زن در اسپانیا را ببینید./دانشجو
این چای ضد میکروب است ؛ ایمنی بدنتان را بالامی برد و بدنتان را سم زدایی می کند
اطلاعات : با نوشیدن چای زنجبیل و ریحان مقدس میتوان ضمن سم زدایی از بدن، سنگ کلیه و مثانه را نابود کرد.
آبانک
این چای ضد میکروب است ؛ ایمنی بدنتان را بالامی برد و بدنتان را سم زدایی می کند
۱۴۰۲/۱۰/۱۷ ۰۱:۲۱
۴۰۳۵۳۴۷
گروه: سایت خوان
اطلاعات : با نوشیدن چای زنجبیل و ریحان مقدس میتوان ضمن سم زدایی از بدن، سنگ کلیه و مثانه را نابود کرد.
این چای ضد میکروب است ؛ ایمنی بدنتان را بالامی برد و بدنتان را سم زدایی می کند
در شبه قاره هند به ریحان مقدس تولسی میگویند و مخلوط زنجبیل با تولسی به صورت چای معجزه میکند. چای زنجبیل همچنین به گفته کارشناسان، سطح کورتیزول را کاهش داده و باعث مدیریت بر استرس میشود.
نوشیدنی بسیار قدیمی و معجزهگر سمومی که ممکن است باعث بیماریهای کلیه و مثانه شود را دفع میکند. این چای با تصفیه خون، سلامت پوست و مو را بالا میبرد.
چای زنجبیل-تولسی برای کاهش علائم آسم و برونشیت نیز مفید است. غلظت بالای آنتی اکسیدان در چای زنجبیل تولسی باعث کاهش
بیماریهای مزمن مانند آرتریت میشود.
همچنین پاسخ ایمنی طبیعی بدن را تقویت میکند.
این نوشیدنی می تواند اختلالات گوارشی مانند حالت تهوع، سوء هاضمه و زخم را درمان کند. خواص ضد میکروبی تولسی و زنجبیل تجمع باکتری یا میکروب در دهان را از بین میبرد و در نتیجه بهداشت دهان و دندان را بهبود میبخشد.
فقط ذکر دو نکته ضروری است و آن اینکه طولانی مدت نوشیدن چای بر باروری مردانه تاثیر منفی گذاشته و همچنین قند خون را به شدت پایین میآورد که باید در این زمینه کسانی که دچار افت قند میشوند، دقت داشته باشند.
گزارش ویژه مشرق/
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
1
بر اساس آمار رسمی، بیش از ۲ هزار تاجیک طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ به سوریه و عراق رفتهاند که ۸۰ درصد آنان در روسیه بهعنوان کارگر مهاجر فعالیت میکردند.
سرویس سیاست مشرق- وزارت اطلاعات در اطلاعیهای پیرامون حادثه تروریستی سیزدهم دیماه کرمان، اعلام کرد از دو تروریست معدوم انتحاری، یک نفر «ملیت تاجیکستانی» داشته است، در این اطلاعیه آمده هنوز «هویت تروریست دوم» بهصورت قطعی احراز نشده است. اما اجرای یک عملیات تروریستی دیگر با حضور اتباعی از کشور تاجیکستان این سؤال را به وجود آورد که در دوشنبه پایتخت این کشور فقیر در آسیای میانه چه میگذرد و چرا تاجیکستان به بارانداز و هاب انتقال تروریستی در سالهای اخیر بدل شده است؟
آمار فعالیتهای تروریستی در منطقه نشان میدهد شاخه داعش در آسیای میانه که به «داعش خراسان» نیز معروف است ردپای روشنی در فعالیتهای تکفیریها در دو سال اخیر داشته است، اقدامهای تروریستی با مشارکت اتباع تاجیکستان ازجمله حوادث خونین در حرم مطهر شاهچراغ (ع) در ایران، حمله به دفتر حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در کابل، کشتار ۱۳ سرباز روس در پادگان آموزشی در بلگراد، سازماندهی حملات تروریستی در روسیه؛ فعالیت گروه موسوم به انصارالله با حضور تاجیکها در افغانستان، حمله تروریستی چند سال قبل یک تبعه قرقیزستان در خطوط متروی شهر سنپترزبورگ، اقدام تروریستی چند تبعه تاجیک و ازبک در کشور سوئد و اعلام تأسیس گردان ترکهای آسیای مرکزی در اوکراین برای مقابله با ارتش روسیه به فرماندهی یک تبعه قرقیزی و معاونت یک تاجیک (ابو داوود که یک گردان ۲۰۰ نفره دارد) بیانگر ادامه گرایش جوانان منطقه بهویژه تاجیکها به گروههای تروریستی است.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
تولد داعش خراسان در رحم آمریکاییها
داعش خراسان در سال ۲۰۱۵ از درون تحریک طالبان پاکستان (TTP) متولد شد. تحریک طالبان پاکستان در آن زمان در مرزهای جنوبی افغانستان فعال بود، بسیاری از تحلیلگران مسائل امنیتی اعتقاددارند که تحریک پاکستان در سال ۲۰۰۳ بهعنوان نتیجه و ثمره تجاوز نظامی آمریکا به افغانستان و همچنین درنتیجه واکنش پشتونهای ساکن در مناطق قبائلی و ایالت خیبر پختونخوا (در شمال غربی پاکستان) به همکاری دولت وقت پاکستان با آمریکا در جنگ افغانستان به وجود آمد.
همچنین برخی صاحبنظران منطقه معتقد هستند آمریکا مخالف گفتگوهای «تحریک طالبان پاکستان» با حکومت اسلامآباد در سال ۲۰۱۴ بود و قتل حکیمالله محسود سرکرده تحریک طالبان توسط پهپادهای آمریکائی در همان سال، دقیقاً در راستای به شکست کشانیدن توافقهای یادشده انجام پذیرفت. [۱]
تحریک طالبان پاکستان در سالهای اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو بهعنوان ابزار عملیاتی برای متجاوزین عمل میکرد همچنین حضور آنها در مناطق استراتژیک باعث شده بود که این گروه برای دستگاههای امنیتی هند و افغانستان دارای ارزش اطلاعاتی باشد.
در آن زمان آمریکاییها اعتقاد داشتند که ارتش پاکستان به دلیل ارتباطات تودرتوی سیستمی مقصر تلفات بالای ناتو در افغانستان است، از نگاه پنتاگون و نیز سازمان سیا تحریک پاکستان میتوانست ابزار مناسبی برای اعمال فشار علیه حکومت مرکزی پاکستان به شمار آید. علاوه بر آن آمریکا بر این تصور بود که برای ردیابی و شکار اعضای القاعده و طالبان افغانستان نیازمند رصد و مراقبت و حمایت تحریک طالبان پاکستان است، روزنامه اردوزبان جنگ در آن سالها در تحلیلی نوشته بود که آمریکا مادر تروریسم بوده و گروههایی چون TTP را در رحم خود پرورش داده است.
اما تحریک طالبان بهمرور از آمریکاییها دور شده و رهبری آن در جنگ علیه ناتو فعال شد، پس از پایان اشغال افغانستان و فرار شبانه آمریکاییها از کابل گروه TTP یکی از گروههای شریک در بلوک قدرت در افغانستان بوده است. این جدایی باعث شد تا آمریکاییها برای فشار به دولت جدید در افغانستان داعش خراسان را جایگزین تحریک طالبان کند، از نگاه آمریکاییها این گروهک تروریستی میتواند طالبان و تحریک پاکستان را بهصورت همزمان ضعیف کرده و مجری عملیاتهای انتحاری و پر خسارت در منطقه باشد.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
جریان مالی داعش خراسان چگونه تأمین میشود؟
ازجمله شواهدی که نشان میدهد که نقش اساسی را در رشد تروریسم در آسیای میانه دارند میتوان به اجلاس نشست ائتلاف جهانی ضد داعش که در ژوئن سال ۲۰۲۳ در ریاض اشاره کرد که در آن کنفرانس ایان مککری، معاون نماینده ویژه آمریکا در ائتلاف ضد داعش طرح کمکهای بیشتر به کشورهایی چون تاجیکستان و ازبکستان برای مبارزه با گروهکهای تکفیری را وتو کرده است.
آمریکاییها در این نشست شرط کرده بودند که تنها در شرایطی حاضرند کمک مالی ۳۰ میلیون دلاری را در اختیار ازبکستان و تاجیکستان قرار دهند که اجازه ساخت پایگاههای جدید نظامی و اطلاعاتی به آمریکا داده شود، پیشازاین و در سال ۲۰۱۵(درست در روزهایی که آمریکا در حال تولد داعش خراسان بود) دانیل روزنبلوم که در آن زمان دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی بود طرح کمک به کشورهای آسیای میانه درازای ساخت پایگاه نظامی را مطرح کرده و در آن زمان اسلام کریماف دست رد به سینه آمریکاییها زده بود. از نگاه دولت تاشکند آمریکاییها کمک به مبارزه با تروریسم را به رقابتهای ژئوپلیتیکی با روسیه گرهزده و برای فشار بیشتر به روسها و کشورهای مؤثر چون ایران بذر تروریسم را در منطقه گستردهاند.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
شکست آمریکاییها درگرفتن وعده ساخت پایگاه نظامی در آسیای میانه باعث شده است تا پولی که قرار بود صرف مبارزه با تروریسم شود در عملیاتی معکوس در جهت رشد سلولهای ترور خرج گردد، طبق برخی برآوردهای اطلاعاتی، از اواخر سال ۲۰۲۱ تاکنون صدها هزار دلار پول برای دفتر «الصدیق» مستقر در افغانستان (که بر همه شاخههای داعش در آسیا، ازجمله داعش خراسان نظارت دارد) ارسالشده است.
در یک فقره داعش خراسان حدود ۵۰۰ هزار دلار برای اقداماتی چون عملیاتهای انتحاری دریافت کرده است. بر اساس ارزیابی دفتر مبارزه با تروریسم سازمان ملل، در سهماهه آخر سال ۲۰۲۲، داعش خراسان «تقریباً بهطور قطعی» حمایتهای مالی خاصی را دریافت کرده که بخشی از آن، به عملیاتهای خارجی اختصاص دادهشده است.
نکته جالبتوجه آنکه آمریکاییها درازای پرداخت پول به داعش تنها طلب عملیات انتحاری نداشته بلکه از طریق این حمایتهای مالی بلکه روی انتصابات سازمانی این گروهک نیز اثرگذار است تا جایی که پس از ترور ثناءالله غفاری معروف به شهاب المهاجر، رهبر گروه تروریستی داعش خراسان کادر رهبری جدید توسط آمریکاییها تائید شده و جیمز کلاپر، مدیر وقت اطلاعات ملی آمریکا تأکید کرد که خراسان هماکنون در منطقه فعالیت میکند.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
داعش در تاجیکستان چگونه رشد کرده است؟
استفاده از اتباع تاجیک در دو حمله تروریستی در شیراز و کرمان توجه بسیاری را به محل رشد تکفیریها جلب کرده است، برای بسیاری قابلتوجه است که چگونه آسیای میانه و کشورهایی چون تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان پس از ورود آمریکاییها به منطقه به محل رشد و نمو تروریسم بدل شده است.
تاجیکستان، فقیرترین کشور در میان جمهوریهای شوروی سابق بهحساب میآید که نزدیکی به یکی از قدیمیترین و مهمترین کانونهای بحران منطقهای (افغانستان) در کنار فراهم بودن بسترهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مناسب برای رشد تروریسم در آن، موجب آسیبپذیری این کشور از این مقوله شده است.
پرویز ملاجانوف کارشناس مبارزه با تروریسم درباره رشد داعش در تاجیکستان نوشته است:
گروه تکفیری داعش، تاجیکهایی را که پس از شکست این سازمان در سوریه و عراق تحت عنوان «داعش خراسان» در راستای برنامههای آینده خویش و با طرح و سازماندهی غرب و بهویژه آمریکا، به افغانستان منتقل کرده بود، مورداستفاده قرار میدهد؛ زیرا هدف غرب، ضربه زدن به منافع روسیه، چین و ایران با ناامن نگهداشتن افغانستان است و به همین جهت به دنبال آن است که فرصت برقراری ثبات و آرامش را از این کشور بحرانزده بگیرد.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
امارت اسلامی نیز در گزارشهای اطلاعاتی بارها نسبت به حمایت آمریکاییها از داعش خراسان خبر داده است، بر اساس یکی از این گزارشها، آمریکاییها چه قبل و چه بعد از سقوط دولت اشرف غنی حامی اصلی این گروهک تروریستی بودهاند و نقش لجستیکی برای آن ایفا میکند، طالبان اعلام کرده است که در دوره حکومت اشرف غنی در سرکوب داعش مخصوصاً در نواحی مشرقی افغانستان موفق بود ولی طی همان سالها عمده تلفاتش در جنگ با داعش ناشی از حملات هوائی آمریکا به مواضع طالبان بوده است.
طالبان در زمان حکومت اشرف غنی مدعی شد که بالگردهای ارتش افغانستان در شرایطی اقدام به کمک به عناصر داعش و خانواده آنان در شمال افغانستان و خارج کردن آنان از معرکه جنگ کردهاند که افراد داعش به محاصره درآمده بودند.
طالبان همچنین در همان سالها مدعی پشتیبانی هوائی آمریکا از داعش درنبرد این گروه با طالبان در ولایت کنر شده بود. طالبان همان وقت مدعی شد کماندوهای ناشناس با بالگرد اقدام به حمله به زندانیان داعشی در زندانهای طالبان در ولایت بادغیس کرده و ۴۲ داعشی غیر افغانستانی را که غالباً از اتباع کشورهای آسیای مرکزی بودند را از زندان آزادکرده و با خود بردهاند!
ادعاهای طالبان در سال ۱۳۹۸ هیچ بازتابی در رسانههای افغانستان و کشورهای همسایه افغانستان نداشت چون در آن زمان بسیاری به ادعاهای طالبان با دیده شک و تردید نگریسته و البته اغلب همسایگان افغانستان به تبلیغات و القائات آمریکائی بیشتر از ادعاهای طالبان اهمیت میدادند.
همچنین در گزارشی که اخیراً درباره حمایت آمریکا از داعش خراسان منتشرشده به این موضوع نیز اشارهشده است که اقدام آمریکا در پرتاب مادر بمبها در ولایت ننگرهار در آوریل ۲۰۱۷ تنها یک اقدام تبلیغاتی بوده و ارتباط چندانی با پاکسازی داعش نداشته است، زیرا بمب یادشده پس از هشدارهای قبلی آمریکا به اهالی محل، بر روی یک معدن تالک رها شد که از مدتها پیش متروک مانده بود افتاده است، نکته جالب آنکه درست یک روز پس از پرتاب بمب یادشده، رادیو داعش در ننگرهار که از مدتی پیش قطعشده بود دوباره پخش برنامههای خود را از سر گرفت!
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
پس از سقوط اشرف غنی نیز آمریکا دست از سر داعش خراسان برنداشت، ازجمله تلاشهای آمریکاییها در این دوره ترغیب جنگجویان طالبان به عضویت در گروهک تروریستی داعش خراسان بوده است. آموزش نظامی عناصر داعش در کشمیر بخشی دیگر از راهبردهای جدید آمریکا در دوران پس طالبان در افغانستان و صدور تروریسم به منطقه بوده است. عبدالرحیم مسلمدوست، رهبر پیشین گروهک داعش خراسان در صفحه توییتری که منصوب به وی میباشد، گفته است که داعش یک پروژه آمریکایی بود که توسط پاکستان انجام شد!
تابستان امسال دو تیم مجزا از سوی شورای امنیت سازمان ملل وضعیت داعش خراسان را بررسی کرده است، یک تیم ذیل قطعنامه ۱۹۸۸ و تیم دیگر ذیل قطعنامههای ۱۲۶۷، ۱۹۸۹ و ۲۲۵۳ به بررسی وضعیت این گروه تروریستی در افغانستان پرداخته است، تیم اول مأمور بررسی وضعیت تمام اوضاع افغانستان است و دومی فقط مأمور بررسی گروههای تروریستی ازجمله القاعده وداعش است.
جدول زیر نگاه مقایسهای به دادههای آخرین گزارشهای این دو تیم درباره داعش خراسان دارد. تیم ذیل قطعنامه ۱۹۸۸ بانام تیم الف و تیم ذیل قطعنامه ۱۲۶۷، ۱۹۸۹ و ۲۲۵۳ بانام تیم ب مشخصشدهاند.
نگاه کلی به این دو گزارش که در آنها، وضعیت یک گروه، توسط دو تیم مختلف ارزیابیشده است، حکایت از تفاوت آشکار درباره یافتههای آنها دارد. اختلاف جدی که بهسادگی نمیتوان از آن گذشت. در هر دو گزارش ذکرشده است که روش مطالعاتی آنها میدانی نیست و در مصاحبه با سرویسهای اطلاعاتی و کارمندان وزارت خارجه کشورهای مختلف، این دادهها جمعآوریشده است. این اختلاف در جمعآوری آماری حکایت از آن دارد که یک دولت خارجی (آمریکا) در ایجاد شبه در این مطالعات نقش داشته تا نتوان به یک مطالعه رهیافتی درباره نقش آمریکا در رشد و تکثیر تروریسم دستیافت. [۲]
اما نکته بعدی این است که تاجیکهای عضو داعش اکنون عملاً در یک بنبست قرارگرفتهاند و نه میتوانند به تاجیکستان و روسیه برگردند و نه راه دیگری برای رفتن به غرب برای آنها وجود دارد. زیرا در صورت بازگشت به تاجیکستان که وطن آنان است و یا روسیه که از آن به سوریه و عراق رفتهاند، قطعاً به حبسهای طولانی محکوم خواهند شد؛ بنابراین این افراد که از آینده ناامید شدهاند، تحت تأثیر تبلیغات زهرآگین داعش راه نجات خویش را در حمله به طالبان و مراکز مذهبی ایران میبینند؛ زیرا داعش، کمکهای ایران به سوریه و عراق و نقش شهید قاسم سلیمانی در شکست گروه تکفیری داعش در این دو کشور عربی را عامل ناکامی این سازمان تروریستی معرفی کرده است و با شستشوی مغزی نیروهای خود درصدد انتقامگیری است.
بر اساس آمار رسمی، بیش از ۲ هزار تاجیک طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ به سوریه و عراق رفتهاند که ۸۰ درصد آنان در قلمرو روسیه بهعنوان کارگر مهاجر فعالیت میکردند. حتی تعدادی از این افراد به همراه خانوادههای خویش به سوریه و عراق رفته بودند که حدود ۵۰۰ تن از آنها کشتهشده و اکنون زن و فرزندانشان سرگردان هستند.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
یکی از دلایل جذب تاجیکها به صفوف گروه داعش در روسیه، تبلیغات گسترده رسانهای این سازمان تکفیری از طریق شبکههای اجتماعی است؛ اما دلایل دیگری ازجمله سخت بودن شرایط ثبتنام و هزینه بالای دریافت مجوز رسمی کار بهصورت ماهانه و درنهایت نبود حمایتهای لازم حقوقی از سوی سفارت و نهادهای سیاسی تاجیکستان بوده است که موجب میشود این افراد با وعده گروه داعش مبنی بر پرداخت حقوق بالا فریب بخورند.
بررسیها نشان میدهد که انگیزه عمده کارگران مهاجر تاجیک از پیوستن به گروههای تروریستی و افراطی طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ اعتقادات انحرافی ناشی از فعالیت مبلغان این سازمانها و همچنین کسب منافع مالی بوده است؛ اما دلیل اصلی موفقیت مبلغان گروه داعش در شستوشوی مغزی کارگران مهاجر تاجیک در روسیه، نبود آگاهی و دانش اسلامی در این افراد است. درواقع محدودیتهای آموزش علوم اسلامی در تاجیکستان موجب شده است که این افراد خیلی راحت در دام فریب گروههای تروریستی و افراطی گرفتار شوند. [۳]
برخی کارشناسان مسائل منطقه اعتقاددارند که وجود اختلافات سیاسی میان طالبان و دولت تاجیکستان یکی از دلایل باز بودن درهای این کشور آسیای میانه بهسوی تروریستهایی است که از مرز افغانستان عبور کردهاند، مقامهای تاجیکستان معتقدند که باوجود تأکید طالبان مبنی بر عدم حضور اعضای گروههای تروریستی در خاک افغانستان، حدود ۲۰ سازمان تروریستی در شمال این کشور فعالیتهای زیرزمینی دارند که امنیت این کشور و منطقه را با خطر جدی روبهرو میکنند.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
از آنسو دولت طالبان نیز معتقد است که تاجیکستان گاهی با عناصر تروریستی نیز همکاری کرده است! وبسایت المرصاد که نزدیک به طالبان بوده و اخبار امنیتی را منتشر میکند برای نشان دادن عمق اختلاف اطلاعاتی میان کابل و دوشنبه خبر داده که برخی عوامل اطلاعاتی در تاجیکستان با عناصر تروریستی در داعش خراسان ارتباط داشته تا جایی که به سرپل این گروهک تروریستی در آلمان پیام دادهاند که نباید تابعیت انتحاریها بهویژه تاجیکهایی که جذب شبکه ترور شدهاند را برملا سازد، این خبر وانمود کرده که طالبان از جزئیات عملیات تروریستی کرمان اطلاع داشته است!
این سایت خبری ادعا کرده است که محو کردن چهره تروریستها توسط داعش به دلیل مشخص نشدن تابعیت آنها بوده است، البته در بیان این دست اخبار نیز باید دقت کرد زیرا برخلاف ادعای این رسانه نزدیک به طالبان، تاجیکستان سرویس اطلاعاتی با مفهوم عینی موجود نداشته و دارای اداره مبارزه با جنایتهای سازمانیافته است که در زیرمجموعه وزارت کشور تاجیکستان قرار دارد.
این خبر اما دو گزاره درست دارد اول آنکه اختلافات عمیق سیاسی میان تاجیکستان و طالبان آسیای میانه را محلی امن برای باراندازی و تکثیر سلولهای تروریستی کرده و از سویی حضور رابط داعش خراسان در کشوری غربی چون آلمان حکایت آز آن دارد که تروریستها زیر پرچم امنیتی غربیها فعال بوده و به جذب کادرهای ترور مشغول هستند و سازمان سیا؛ موساد وداعش هر سه بازیگران یک پروژه مشترک هستند.
تکفیریها چگونه از تاجیکستان سر درآوردهاند؟ / آیا طالبان از حمله تروریستی به کرمان اطلاع داشت؟ / نقش یک رابط آلمانی در دوشنبه پس از چهارشنبه خونین تکفیریها / صدای آمریکا را از رادیو داعش میشنوید!
با کادرهای ترور چه باید کرد؟
مروری بر وضعیت منطقه پس از ترور خونین در گلزار شهدای کرمان حکایت از آن دارد که مبارزه با تروریسم و عوامل خارجی نشر آنیک رابطه چند معلولی بوده و نیاز مشارکت بیشتر میان همسایگان دارد، محدود کردن کانالهای لجستیکی ترور، افزایش همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی میان همسایگان و فعال کردن پیمانهای منطقهای و اثرات اکولوژیک میتواند بخش زیادی از مسیرهای منتهی به رشد تروریسم را بسته و اقدامات سرویسهای معاند در تولدی ناامنی را کاهش دهد.
واقعیت آن است که در نفوذ آمریکاییها برای گسترش ترور در منطقه برخی کشورها چون ترکیه، امارات و عربستان سعودی نیز علاقهمند به نفوذ به آسیا میانه و بازی در زمین رادیکالیسم هستند، آخرین آمارهای منتشرشده در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که جنبشهای رادیکالی چون جماعت در کشورهایی چون قرقیزستان و حتی قزاقستان نیز رشد کرده و بحران بیکاری روی آن اثر مستقیم گذاشته است، بختیار ارگاشف کارشناس مسائل امنیتی و سیاسی نوشته است که هرقدر ترانزیت آسیای میانه با کشورهایی چون ایران افزایشیافته و شاخصهای رقابتی بیشتر شود احتمال اثرگذاریهای بیرونی روی گروههای رادیکال به سمت تروریسم کمتر میشود، شاخصها فقط یک عدد نیست!
[۱] https://www.iess.ir/fa/analysis/۳۳۹۹/
[۲] https://www.iras.ir/
[۳] https://www.iess.ir/fa/interview/۳۵۶۰/
فرخ نژاد، بازیگر ۲۰ هزار دلاری سینمای ایران، به دلقک ۲ دلاری امیرقاسمی تبدیل شد
حمید فرخ نژاد احسان کرمی مهناز افشار
مهناز افشار در حوادث سال گذشته برای لیدری جامعه و برگشتن به کانون توجهات پیدا کرده، در یکی از تجمعات براندازان در اروپا شرکت کرد اما با فحش و ناسزای آنها مجبور شد از معرکه خارج شود.
به گزارش مشرق، مشکل خیلی از چهرههای مشهور ایرانی این است که تمام شدن را بلد نیستند. اساسا یکی از مشکلات عمدهای که ما در کشورمان داریم همین است و قضیه محدود به هنرمندان یا چهرههای مشهور ورزشی و رسانهای نمیشود. گاهی در میان سیاستمداران یا اندیشمندان و حتی فعالان بزرگ اقتصادی هم این را میبینیم که تمام شدن را بلد نیستند و وقتی فصل آن فرا رسید، ترجیح میدهند خودشان را به لجن بکشند اما باقی بمانند. میگل ده اونانومو، فیلسوف و ادیب اسپانیایی در کتاب «درد جاودانگی» مینویسد که وقتی کودک بود و از زبان معلمان کاتولیک اوصاف جهنم را میشنید، ته دلش شاد میشد که حتی اگر شده در جهنم، بالاخره فانی نیست و جاودانه میماند.
در میان مشاهیر و قدرتمندان ایرانی هم گاهی به وجود این دست درونمایههای روحی و روانی برمیخوریم و یکی از مظاهر اعلای آن چهرههای مشهوری هستند که اصطلاحا به آنها گفته میشود سلبریتی. هر کس پا در این وادی میگذارد باید بداند که یک روز ممکن است تمام شود.
فرخ نژاد، بازیگر ۲۰ هزار دلاری سینمای ایران، به دلقک ۲ دلاری امیرقاسمی تبدیل شد
باید بداند که تا ابد قرار نیست روی فرش قرمز و میان چکچک شاتر عکاسان راه برود. آن چهره مشهور باید بداند تا همیشه در بر همین پاشنه نمیچرخد که با پدیدار شدن سهرخ او از روزنه باز آن، جماعتی به هوا بپرند و هورا بکشند. او باید روزی که قرار است از زمین بلند شود به اینکه قرار است روزی دیگر فرود بیاید هم فکر کرده باشد. تا قبل از اینکه شبکههای اجتماعی و مجازی وارد ایران شوند و اصطلاح سلبریتی معنا پیدا کند هر هنرمند و فوتبالیست و خوانندهای یک روز مطرح میشد و روزی دیگر کسی دیگر جایش را میگرفت، اما پدیده سلبریتیسم بیشتر از هر چیز و هر کس به خود این شخصیتهای معروف صدمه زد؛ چراکه آنها را بیشتر از جایگاه تخصصیشان در هنر یا ورزش بالا کشید و در ذهن و روانشان توقعاتی نسبت به شأن اجتماعیشان پدید آورد که نمیتوانست پایدار باشد.
آنها بعد از این فوران دفعی و غافلگیرکننده وقتی فواره سرنگون شد و به دوره تمام شدن رسیدند، دیگر آدمهایی نبودند که بتوانند بهطور طبیعی یک پایان بیحاشیه و محترمانه را بپذیرند و به هر دری زدند، به هر دریچهای متوسل شدند و هر دایرهای نواختند تا جاودانه بمانند. شکستهای پیدرپی آنها در این در و بیدر زدنها باعث میشد که از لحاظ روحی بیشتر فرو بپاشند و رفتارهای دیوانهوارتری انجام بدهند و مرتب جایگاه جاودانهشان در جهنم را بیشتر به قعر فرو میبردند. آنها حالا شبیه به خالدین نار شدهاند.
فرخ نژاد، بازیگر ۲۰ هزار دلاری سینمای ایران، به دلقک ۲ دلاری امیرقاسمی تبدیل شد
چیزی که در متون مقدس ابراهیمی از آن بهعنوان باقیان ابدی جهنم یاد شده؛ «همه را به ترتیب خدا میبخشد و همه از سوختن در دوزخ معاف میشوند به جز لجبازان» این تمثیل در شرح وضعیت کسانی که برای باقی ماندن در کانون توجه از هیچ حرکتی فرو نگذاشتند و در تیزاب نابودی تمام سوابق مفید خودشان هرچه بیشتر فرو رفتند، بسیار گویاست. باید به هر کدام از آنها گفت تو گذشتهات را به حراج گذاشتی تا به بهای تبدیل شدن به یک آدم دیگر که کاملا بیارزش است اما در فضای مجازی هنوز روی دور باقی مانده، خودپسندی متورمت را تسکین بدهی. تو کسوت خودت در ورزش یا هنر را به لیدر (یا همان بوقچی) بودن در فضای مجازی فروختی و نمیفهمی که همین را هم داری میبازی.
وقتی از «تمام شدن» فرار کنی «نابود» میشوی؛ چراکه همه حاضر نیستند با تو به جهنم بیایند و برای ابد در آنجا بمانند. یک نگاهی بیندازیم به سرنوشت تعدادی از این چهرههای مشهور که مهندسی فضای مجازی و سیاستگذاریهای دولت قبل باعث شد بیشتر از حد و اندازه خودشان و بهعنوان تریبونهای سیاسی و اجتماعی مطرح شوند و چند سال بعد که محبوبیت آن دولت افول کرد، اینها هم از جایگاه جدیدی که استحقاقش را از ابتدا نداشتند سقوط کردند. آنها از ابتدا هم مرجعیت اجتماعی و سیاسی عظیمی که فضای مجازی توهمش را بهشان داده بود نداشتند و بازیچه و ابزار سیاستمداران در دورهای خاص بودند؛ حال آنکه فکر میکردند همه این وضعیت حاصل تلاش یا استعداد خودشان است.