۶ بلایی که فست فود سر مغز میآورد
۶ بلایی که فست فود سر مغز میآورد
فست فود از غذاهای اعتیادآور است و این بیعلت نیست؛ چربیهای ترانس موجود در بسیاری از غذاهای سرخشده میتواند توانایی مغز را برای تشخیص میزان سیری و گرسنگی مختل کند.
بدیهی است که زیادهروی در خوردن فست فود میتواند امراض گوناگون از جمله: چاقی و افزایش فشار خون را در بر داشته باشد. علاوه بر این، تحقیقات نشان میدهد فست فود میتواند اثرات مخربی نیز بر روحیه و ذهن داشته باشد.
به گزارش خبرآنلاین، فست فود از غذاهای اعتیادآور است و این بیعلت نیست؛ چربیهای ترانس موجود در بسیاری از غذاهای سرخشده میتواند توانایی مغز را برای تشخیص میزان سیری و گرسنگی مختل کند. فست فود حتی میتواند مراکز لذت مغز را تحریک کند تا دوپامین ترشح کنند. برای همین در موارد شدید ممکن است اعتیاد جدی به فست فود ایجاد شود. در این وضعیت، مشابه اعتیاد به مواد مخدر، مغز بیشتر به غذاهای ناسالم و پرچرب، مانند انواع فست فود، نیاز دارد تا احساس نیاز خود را ارضا کند. این تنها یکی از اثرات مخرب فست فود بر مغز است. در ادامه به چند مورد دیگر از عوارض مغزی ناشی از افراط در مصرف فست فودها اشاره میشود:
۱) التهاب مغز
فست فودها معمولاً حاوی سطوح بسیار بالایی از قند و چربی هستند و مصرف بیش از حد آنها در رژیم غذایی، سبب ایجاد التهاب در مغز میشود. این پدیده «التهاب عصبی» نامیده میشود و مجموعهای از رویدادها را به وجود میآورد که منجر به التهاب بیشتر میشود و میتواند به سلولهای مغزی (نورونها) آسیب برساند.
همچنین مشخص شده است که علاقهمندان به فست فود همیشه گرسنه هستند و میل زیادی به غذا خوردن دارند. افراط در مصرف فست فود میتواند یک چرخه معیوب آسیب به نورونهای مغزی ایجاد کند و این آسیب باعث میشود افراد بیش از پیش گرسنه شوند و تمایل زیاد به خوردن غذا پیدا کنند.
۲) کاهش تواناییهای یادگیری
محققان دریافتهاند که افرادی که خیلی فست فود میخورند، در تستهای ساده حافظه، عملکرد ضعیفتری دارند. فست فود و سایر غذاهای ناسالم میتوانند باعث کاهش انعطافپذیری عصبی شوند؛ فرآیندی که به مغز اجازه میدهد تجربیات ما را به عنوان خاطرات ذخیره کند. تجربیات ما به عنوان خاطراتی ذخیره میشوند که از طریق اتصالات بین نورونهای مغزی در حال سازماندهی مجدد هستند و در مغز دستهبندی میشوند. این فرآیند را می توان با اصطلاح «نوروپلاستیسیتی» توصیف کرد. رژیمهای غذایی مملو از مواد غذایی ناسالم باعث تضعیف روند نوروپلاستیسیته میشوند؛ که برای ایجاد خاطرات جدید و یادگیری سریع چیزهای جدید ضروری است.
۳) افسردگی
طبق یک مطالعه اسپانیایی، افرادی که زیاد فست فود میخورند، ۵۱ درصد بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. از طرفی ابتلا به افسردگی نیز سلامت کلی را تحت تأثیر قرار میدهد و اثرات منفی بر آن دارد.
تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا مشخص شود آیا مصرف فست فود باعث افسردگی میشود یا اینکه افراد مبتلا به افسردگی بیشتر تمایل به مصرف فست فود دارند.
۴) اضطراب
علاوه بر افسردگی، مصرف بیش از حد فست فود با علائم اضطراب مرتبط است. کربوهیدراتهای تصفیهشده در بسیاری از فست فودها میتواند باعث نوسان قند خون شود. قند خون بسیار پایین میتواند باعث حملات پانیک، بیخوابی و سایر علائم اضطراب شود. علاوه بر این، کمبود اسیدهای چرب امگا ۳ در غذاهای سرخشده میتواند باعث شود مغز علائم اضطراب را شبیهسازی کند.
۵) بیشفعالی
خوردن میزان بالای فست فود یا دیگر غذاهای ناسالم میتواند شما را عصبانی کند. این اتفاق با وجود رنگهای مصنوعی و مواد نگهدارنده، به ویژه بنزوات سدیم موجود در این غذاها ارتباط دارد. بنزوات سدیم را میتوان در محصولاتی مانند نوشابههای رژیمی، آبمیوهها و سسها یافت. مطالعات صورتگرفته نشان میدهد که رنگهای مصنوعی و مواد نگهدارنده میتوانند احساس پرتحرکی و بیشفعالی در مغز ایجاد کنند.
۶) زوال عقل
زیادهروی در مصرف فست فود میتواند میزان انسولین تولیدشده توسط لوزالمعده را افزایش دهد. این در حالی است که افزایش تولید انسولین میتواند منجر به دیابت نوع ۲ شود. ابتلا به دیابت نوع ۲، ارتباط مستقیم و ترسناکی با زوال عقل دارد. اگر مغز مقاومت به انسولین ایجاد کند، توانایی آن در ایجاد و ذخیره خاطرات ممکن است آسیب ببیند و خطر زوال عقل را افزایش دهد. از همین رو، آلزایمر در علم پزشکی، «دیابت مغز» نامیده میشود.
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علت اختصاص لقب هادی به امام علی النقی علیه السلام
طرح عجیب مجلس برای پرداخت یارانه ۱۰ میلیونی/ فاجعه تورمی دوباره یا گشایش بزرگ؟!
گروه اقتصادی الف، ۱۲ دی ۱۴۰۳، ۱۲:۴۵ 4031012076
بر اساس اظهارات برخی نمایندگان مجلس، طرح آزادسازی قیمتها در کنار پرداخت یارانه ۱۰ میلیونی به مردم، در حال تدوین است که بنا به نظر برخی کارشناسان، این همان طرح شکستخورده هدفمندی یارانهها در سال ۸۹ است که میتواند اثرات مخرب و فاجعه تورمی در اقتصاد ایران بر جای بگذارد.
به گزارش الف، بر اساس اظهارات برخی نمایندگان مجلس، طرحی در خانهملت در حال بررسی است که برخی کارشناسان باور دارند تصویب و عملیشدن آن میتواند اقتصاد ایران را با فاجعه تورمی مواجه کند.
طراحان این طرح معتقدند که یکی از بزرگترین مصائب اقتصاد ایران، یارانههای پنهان ۱۵۰ میلیارد دلاری است که بهصورت غیرمستقیم پرداخت میشود و باعث شده تا نیازمندان واقعی به بهرهمندی از این یارانهها، استفاده مطلوب را نداشته باشند و بدین ترتیب طرحی به منظور حذف این یارانههای پنهان ادعایی و آزادسازی قیمتها در کنار پرداخت یارانه ۱۰ میلیونی نقدی به مردم در دستور کار مجلس قرار گرفته است.
* گرانسازی در عوض پرداخت یارانه ۱۰ میلیونی
ابوالفضل ابوترابی، نماینده مردم نجفآباد استان اصفهان در این رابطه میگوید: «سالانه ۱۵۰ میلیارد دلار یارانه آشکار و پنهان در کشور پرداخت میشود و عمده این یارانه مربوط به آب ، برق، گاز، بنزین، گازوئیل، نان و دارو است».
او با بیان اینکه این همه یارانه موجب مسابقه مصرف در کشور شده است اظهار داشت: « در این مسابقه، هر کس بیشتر مصرف کند یارانه بیشتری دریافت میکند. فردی که چند تریلی دارد با گازوئیل لیتری ۳۰۰ تومان، درآمد هنگفتی به جیب میزند و از این یارانه استفاده میکند، اما پیرزن و پیرمرد روستایی که حتی ۱ موتور سیکلت ندارند با فقر دست و پنجه نرم میکنند».
عضو فراکسیون انقلاب مجلس تاکید کرد: «برخی کارخانههای خاص چند برابر یک روستا و حتی شهر یارانه انرژی دریافت میکنند این یارانه از محل نفت، گاز و انرژی است. علاوه بر این حدود ۸ میلیون نفر اتباع در کشور زندگی میکنند که بیش از ۴ میلیون نفر آنها اتباع غیر مجاز هستند این افراد با اجاره کارتهای بانکی ایرانیان در سال حداقل ۸۰ هزار میلیارد تومان یارانه نان دریافت میکنند».
ابوترابی ادامه داد: «ایران جز سه کشور اول دنیا در ارزانی قیمت بنزین، گاز و گازوئیل است. اتباع غیر مجاز از یارانه آب برق, گاز و نان استفاده میکنند و افراد فقیر کمتر از یارانه استفاده میکنند. این یارانه پنهان موجب نهادینه شدن فرهنگ اسراف در کشور شده است. علاوه بر این قاچاق کالاهای یارانهای مانند بنزین گازوئیل نان و دارو ضربه اساسی به اقتصاد کشور وارد کرده است».
عضو فراکسیون انقلاب تصریح کرد: «در سال ۱۵۰ میلیارد دلار یارانه میدهیم ، ۱۵ هزار کیلومتر مرز آبی و خاکی داریم هیچ دولتی قادر به حفاظت کامل از این مرز نیست و امکان قاچاق کالا از مرز وجود دارد این میزان یارانه عین بیعدالتی است».
وی با بیان اینکه باید مدل نروژ در پرداخت یارانه مستقیم را اجرایی کنیم، گفت: «یارانه باید به صورت مستقیم به افراد پرداخت شود این یارانه مستقیم حدود ۱۰ میلیون تومان برآورد میشود تا افراد خودشان مصرفشان را مدیریت کنند».
این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه به پیوست اجتماعی برای اجرای این طرح نیاز داریم که باید از طریق همه پرسی اجرایی شود، گفت: «طبق اصل ۳۶ قانون اساسی برای تدوین و طرح همه پرسی باید ۱۰۰ نماینده مجلس این طرح را امضا کرده و دو سوم نمایندگان هم رای مثبت بدهند و شرایط نگهبان هم تایید کند، پیشنهاد ما این است که تاریخ این همه پرسی با انتخابات شوراهای شهر و روستا یکی باشد».
* یارانه پنهان چیست؟
از منظر اقتصاددانان نئوکلاسیک، دولتها دو نوع یارانه به مردم میپردازند. نخست، یارانه آشکار است که به صورت نقدی یا کالایی در اختیار مردم قرار میگیرد و دسته دوم یارانه پنهان است؛ یعنی یارانهای که دولت روی برخی از کالاها میپردازد تا آن کالاها ارزان تر به دست مردم برسد. از منظر این طیف از اقتصاددانان، کالاهایی نظیر بنزین، آب، برق، گاز، دارو و ... با نرخی ارزانتر از نرخ جهانی و منطقهای به مردم فروخته میشود و درواقع این قسم کالاها با قیمتهای واقعی به دست مصرفکننده نمیرسند و ارزش واقعی آنها بیش از نرخهای عرضهشده است. اقتصاددانان نئوکلاسیک و وابستگان این مکتب معتقدند که حجم یارانههای پنهان عرضهشده در اقتصاد ایران بیش از توان دولت است و باید با آزادسازی نرخها (گرانسازی) و رساندن به سطوح منطقهای و جهانی و با پرداخت یارانه آشکار (نقدی)، اعطای یارانه هدفمند شده و بهصورت دقیقتری توزیع شود.
*یارانه پنهان نداریم
هر چند که اقتصاددانان نئوکلاسیک و کارشناسان وابسته به این طیف فکری، دست برتر را در ساحت سیاسی و اقتصادی ایران داشته اما عدهای از اقتصاددانان هم وجود دارند که مفاهیم مورد استناد این طیف را به چالش کشیده و از اساس، یارانه پنهان را مفهومی جعلی میدانند.
حسن سبحانی در اینباره میگوید: «این موضوع از آنجا نشات می گیرد که قیمت حامل های انرژی و دیگر کالاها را بر حسب دلار محاسبه و با ضرب و تقسیم، معادل ریالی آن را محاسبه میکنند و به ما به التفاوت آن یارانه پنهان مینامند. درواقع مسائل مطرح شده حول موضوع یارانه پنهان، غیر علمی و غیرواقعی است و از منظر اقتصاد این مباحث موضوعیتی ندارد. ما گول خوردیم و بخاطر فقر دانش و سوء تفاهم های تئوریک وارد بحث هایی شدهایم که از اول وجود نداشته و ندارد».
او معتقد است: «در تاریخ اقتصاد سیاسی ایران، در ۴۰ سال گذشته، عدد نرخ ارز، همواره اسم رمز افزایش قیمتهایی بوده که با عنوان یارانه پنهان و یا یارانه مخفی در این اقتصاد مطرح میشده است و کارکردی دارد که تخم دو زرده میکند! مثلا می گویند فلان کالا را که ارزان می دهیم، یارانه پنهان دارد، یعنی اگر آن را به دلار حساب کنیم، فلان قدر دلار می شود. بعد دلار را ضرب در قیمت ارز آزاد می کنند و می گویند قیمت این یارانه فلان قدر است. وقتی شما قیمت ارز را افزایش میدهید، روشن است که قیمت آن کالا در عدد بزرگتری ضرب می شود، در نتیجه اختلاف قیمتها بالاتر دیده می شود».
حسین صمصامی، یکی از اقتصاددانانی است که یارانه پنهان را دروغی بزرگ قلمداد کرده و معتقد است: «این دروغ بزرگ سالهاست که در اقتصاد ایران مطرح میشود. انفال و منابع ملی را با قیمت دلاری و جهانی برای ملت فاکتور میکنند و فاصله قیمت بهدست آمده با قیمت ریالی را یارانه پنهان مینامند! اما تورم و دستمزد ریالی و عدم النفعش را نمیگویند، که اگر حساب کنند مردم طلبکار خواهند بود نه بدهکار! یک مشت بیسواد نشسته و این مزخرفات را تحویل دولت دادهاند تا بر سر مردم بکوبند. اگر حق و حقوق مردم را دلاری و جهانی دادند، آنوقت بیایند منابع ملی را هم در داخل دلاری محاسبه کنید.»
مرحوم پرویز داودی، یکی از جدیترین منتقدین مفهوم یارانه پنهان بود که آن را از اساس مردود میدانست: «افرادی که یارانه پنهان را مطرح میکنند چه میگویند؟ میگویند نسبت به قیمتهای جهانی، قیمت کالاها کم است و لذا دولت دارد لطف میکند و کالاها یا بنزین و موارد دیگر را ارزان نگاه داشته و از این باب منتی بر مردم دارد! آقایان نمیگویند پیشتر یک قیمت نرمال و تعادلی دیگری وجود داشته، آن قیمت با نقص عملکرد دولت افزایش پیدا کرده و به قیمت جدید رسیده، این را نمیگویند و از وسط ماجرا شروع به روایت و تحلیل میکنند؛ نمیگویند مثلا نرخ ارز را اشکالات دولتها بالا برده، اما مدعی میشوند که قیمت بنزین نسبت به قیمتهای خارجی یا اروپا یا فوب خلیجفارس پایین است و سادهانگارانه و با ادعا و منت برای مردم محاسبه هم میکنند که داریم «فلآن قدر همت» به شما یارانه پنهان میدهیم!»
بر اساس تفاسیر بسیاری از اقتصاددانان، مابهالتفاوت قیمت کالاها و حاملهای انرژی در ایران و دیگر کشورها، یارانه پنهان نامیده میشود که میزان آن ارتباط مستقیمی با نرخ ارز دارد. درواقع با افزایش قیمت ارز و بیارزششدن ریال، این یارانه ادعایی که اقتصاددانان نئوکلاسیک مدعی پرداخت آن از سوی دولت به مردم هستند، همواره در حال افزایش است. از سویی اگر مبنا را قیمتهای جهانی در نظر گیریم و با مقایسه کالاها در ایران و دیگر نقاط، مدعی پرداخت یارانه پنهان شویم، میتوان اینگونه تفسیر کرد که کارمندان و کارگران هم یارانه پنهان گزافی به دولت پرداخت میکنند، چون قیمت واقعی نیروی کار در ایران با کشورهای منطقه و دیگر نقاط جهان، اختلاف بسیار فاحشی دارد که هیچگاه از سوی دولتها در این خصوص سخنی مطرح نمیشود!
* طرح مجلس، تکرار راه شکستخورده گذشته؟
طرح مذکور مبنی بر آزادسازی نرخ کالاها و حاملهای انرژی دارای یارانه پنهان و متعاقباً اعطای یارانه ۱۰ میلیونی به مردم، به نوعی همان طرح هدفمندی یارانهها در سال ۸۹ است که پس از اجرای آن، قیمت کالاها و خدمات و حاملهای انرژی همواره سیر تصاعدی داشت و در کنار آن، یارانههای اعطایی به مردم شکاف بسیار زیادی با قیمتهای و تورم حاصله از اجرای این طرح داشت. در این بین، عواملی نظیر تحریم و افزایش نرخ ارز، موجب بیارزششدن ریال شده و آن یارانههای نقدی پرداختی واجد هیچگونه ارزشی نبودند و عملاً این طرح به اهداف ذکر شده خود نرسید. بنابراین بیم آن میرود که اجرای این طرح در کنار تحریمها و افسارگسیختگی قیمت ارز، فاجعه تورمی را به همراه داشته باشد و شکاف درآمدها و هزینههای مردم، عمیقتر شود.
به همین جهت عدهای از کارشناسان فارغ از ایرادات ساختاری به این طرح و رد مفاهیمی چون یارانه پنهان معتقدند که برای بهرهمندی مردم و عقبنماندن از تورم، دولت یارانهها را دلاری پرداخت کند!
سید یاسر جبرائیلی، کارشناس اقتصاد سیاسی در اینباره میگوید: «۱۵۰ میلیارد دلار «یارانه پنهان» را حذف کنید و به هر نفر ۱۰ میلیون تومان «یارانه» بدهید؟! اگر این دروغ ۱۵۰ میلیارد دلاری که میگوئید راست است، یارانهای که میخواهید به مردم بدهید را به دلار پرداخت کنید، نه ریال؛ رفراندوم هم لازم نیست برگزار کنید، همه موافقیم!»
او برای اثبات غلطبودن این گزاره اعطای یارانه پنهان۱۵۰ میلیارد دلاری به اظهارات متناقض مسئولین کشور، از جمله رئیسجمهور و وزیر اقتصاد استناد میکند: «واقعا خندهتان نمیگیرد که ابتدا میگوئید کل نقدینگی کشور ۱۴۰ میلیارد دلار است، بعد اضافه میکنید که ۱۵۰ میلیارد دلار یارانه پنهان میدهیم؟! برایتان این سوال پیش نمیآید که اگر به ۹۰ میلیون ایرانی بخواهید سالانه ۹۰ میلیون تومان پرداخت کنید، این ۸۱۰۰ همت نقدینگی از کجا باید بیاید؟!»