ارزش روحانیت
آیت الله العظمی جوادی آملی:
«روحانیت چه قدر ارزش دارد و با چه چیز باید خود را بسنجد؟ ممکن است کسی بگوید که ما سی چهل سال درس خواندیم و فلان کاسب هم سی چهل سال کسب کرد، الآن او همه چیز دارد ولی من چیزی ندارم، معلوم میشود چنین کسی شخصیت حقوقی اش را نشناخته است. ما به لطف الهی اگر خدای سبحان قبول کند، عمری چیزی را فرا گرفتیم که إن شاء الله هم برای خودمان و هم برای جامعه نافع است و با این سرمایه سفر میکنیم ولی آن که باغ و راغی را تهیه کرده همه را میگذارد و میرود. حضرت امیر مؤمنان سلام الله علیه فرمود:«يا کمیل هَلَكَ خَزَانُ الأموال وهم أحياء والعلماء بأقونَ مَا بقى الدهر.»[نهج البلاغه حکمت ۱۴۷]
حوزه و روحانیت ص۱۵۲
👈🏻کانال رسمی دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی
ترامپ: اوکراین باید معادنش را در اختیار ما بگذارد
🔹اوکراین درقبال کمکهای تسلیحاتی و سیاسی آمریکا در جنگ با روسیه باید منابع و معادن فلزات کمیاب زیاد دارد و او خواهان چیزی معادل ۵۰۰ میلیارد دلار از این معادن اوکراین است تا به این کشور در تداوم جنگ کمک کند.
🔹شاید آنها (اوکراینیها) توافقی امضا کنند شاید هم نکنند، شاید هم یک روزی آنها روسی شوند!
@jahaannews
jahannews.com
سگها امروز غذایتان را میخورند، فردا کودکتان را
🔹«پسربچه با قدمهای کوچکش میخواست فرار کند اما سگهای ولگرد دورهاش کردند و به هر طرفی میدوید سگها با چنگ و دندان دنبالش میکردند…» این قصه حمله سگهای ولگرد به کودکی در مسکن مهر مشگین شهر در روز گذشته است.
🔹با این حال برخی مدعیان حقوق حیوانات، با حمایتهایی افراطی از جمله تامین غذای سگ ها، روند کنترلگری جمعیت سگها را مختل میکنند.
🔹معاون محیط زیست طبیعی اداره کل محیط زیست قزوین میگوید که «این کار محبت کردن به حیوان نیست، بلکه این کار تغییر در زندگی آن حیوان است».
🔹غذارسانی به سگهای ولگرد در هیچ کشوری مجاز نیست و اگر انجام شود، دفعه اول برای آن جریمه مالی و دفعات بعد به جرم تهدید بهداشت جامعه شخص دستگیر میشود.
@jahaannews
jahannews.com
سیاستهای اشتباه بانک مرکزی منجر به کاهش ارزش پول ملی شده است
🔹صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی: وزیر اقتصاد باید پاسخ دهد که چرا نرخ ارز در مدت کوتاهی این چنین افزایش داشته است.
🔹مشکل اصلی در سیاستهای غلطی است که از طرف وزارت اقتصاد و شخص همتی بر بانک مرکزی تحمیل شده است.
🔹سیاستهای غلط، ماهانه بهطور متوسط ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان به هر خانوار چهار نفره ایرانی خسارت وارد کرده است
@jahaannews
jahannews.com
کیوان رفیعی برای انتشار اخبار ضدایرانی چقدر پول گرفته؟
🔹موسسۀ ضدایرانی هرانا به مدیریت کیوان رفیعی تا پایان سال ۲۰۲۳، ۵.۵ میلیون دلار کمک مالی از دولت آمریکا برای فعالیتهای ضدایرانی دریافت کرده است.
🔹رفیعی در اولین سال حضور خود در آمریکا (۲۰۱۰) با پرداخت نقدی، ملکی لوکس به ارزش یک میلیون دلار در ویرجینیا خریداری کرد، اقدامی که منابع مالی آن با ابهامات زیادی مواجه است.
🔹او در سال ۲۰۱۱ شرکت Farsab LLC و موسسۀ «فعالان حقوق بشر در ایران» را ثبت کرد و با استفاده از آنها بودجههای قابلتوجهی از دولت آمریکا دریافت کرد.
🔹رفیعی بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ درحالیکه در زندان بود، همچنان بهعنوان مدیر موسسۀ هرانا در مدارک مالیاتی ثبت شده و از دولت آمریکا کمک مالی دریافت کرده است.
🔹او علاوه بر فعالیتهای ضدایرانی، به جرمهایی مانند آدمربایی، خشونت خانگی، استفاده از اسلحه و حیوانآزاری متهم شده و شبکهای از تخلفات مالی، پولشویی و سوءاستفادههای سیاسی را مدیریت کرده است.
@jahaannews
jahannews.com
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نحوه اختصاص سهمیه اعتباری بنزین به کارتهای بانکی اعلام شد
🔹عضو کمیسیون انرژی مجلس: به اندازه ۶۰ لیتر اعتبار ۱۵۰۰ تومانی و ۱۰۰ لیتر اعتبار ۳۰۰۰ تومانی به کارتهای بانکی صاحب خودرو اختصاص مییابد.
@jahaannews
jahannews.com
منظور از اسمائی که به آدم(ع) تعلیم داده شد۱۳۹۰/۱۰/۱۷ - ۱۳۵۶ بازدید
اسمأ الحسنایى که خداوند به آدم(ع) القأ فرمود چه بود؟
حوا و تعليم اسماء-علم حضرت آدم(ع)مقصود از «تعليم اسماء»مراد از اسما چيست؟
آنچه خداوند به آدم القاء فرموده اسماء بود نه اسماء حسنى، همان طور که در آیه 30 از سوره بقره آمده است: وَ عَلَّمَ آدَمَ اَلْأَسْماءَ کُلَّها. نیز در آیه 37 از همین سوره مى خوانیم: {/Bفَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ {w1-5w}2:37/} در این آیه مطرح شده است که آدم، کلماتش را از خداوند دریافت داشت. در آیات دیگرى از قرآن کریم، اسماء حسنى مطرح شده است که ارتباطى با القاء آن ها به آدم از سوى خداوند ندارد. به عنوان مثال در آیه 180 از سوره اعراف آمده است: {/Bوَ لِلَّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها{w1-6w}7:180/} حال با توجه به این که مشخص نیست کدامیک از موارد سه گانه مذکور مورد نظر سؤال کننده محترم است، به طور فشرده هر سه مورد توضیح داده مى شود: الف. تعلیم اسماء از سوى خداوند به حضرت آدم(ع): تعلیم مذکور متعاقب طلب توضیح ملائکه از خداوند در خصوص علت آفرینش انسان واقع گردید. شبهه و ابهامى که فرا روى ملائکه قرار داشت این بود که چرا خداوند، با وجود آن ها، یک موجود مادّى و خاکى را جانشین خود قرار مى دهد. در حالى که مقتضاى جانشینى آن است که مى بایست جانشین با کسى که به جاى او مى نشیند و به اصطلاح نماینده او مى گردد، تناسب داشته باشد. این تناسب به دلایل زیر در مورد آدم منتفى بود: 1) انسان به دلیل دارا بودن ماهیتى مادّى، ترکیبى از قواى غضبیه و شهویه است 2) انسان واحدى جانشین خدا نخواهد بود بلکه نوع انسان با مجموعه فراوانى از افراد. حال با توجه به این که انسان در بستر یک زندگى اجتماعى به سر خواهد برد، مقتضاى یک نظام اجتماعى، تزاحم و درگیرى، تضاد و تعارض و بالاخره شرّ و فساد خواهد بود
ژاین چه خلیفه و جانشینى است که هم به موجب هویّت وجودى و هم به دلیل حیات جمعى و نظام اجتماعى خود، برپا کننده فساد است. در حالى که کسى که او از وى جانشین شده است کمال محض و منزّه از هر نقیصه و پاک و مبرّا از هر شرّ و فسادى است. به دلایل فوق ملائکه تصور مى کردند، اگر قرار است خداوند خلیفه اى را براى خود برگزیند ما، یعنى ملائکه به خلیفه گى از جانب خداوند سزاوارتریم.
چرا که وجود ما هیچ شرّ و فسادى را به دنبال ندارد بلکه همواره او را تقدیس و تسبیح مى کنیم. خداوند در پاسخ به این شبهه و سئوال ملائکه چنین پاسخ داد: {/Bإِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ * وَ عَلَّمَ آدَمَ اَلْأَسْماءَ کُلَّها{w29-38w}2:31-30/}. پس از تعلیم اسماء به آدم(ع)، روى به ملائکه کرد و گفت اگر راست مى گوئید که آدم صلاحیت جانشینى را ندارد، این اسامى را برشمارید.
اینجا بود که ملائکه اظهار داشتند ما فقط آنچه را که به ما تعلیم داده اى مى دانیم و نه چیزى دیگر. اما وقتى همین تقاضا را از آدم کرد آدم توانست از عهده آن کار بر آید. منظور از اسمائى که به آدم تعلیم داده شد صرفاً کلمات و لغاتى نبود که براى افهام و تفهیم و توانائى برقرارى ارتباط محاوره اى با افراد بدان ها نیاز دارند و سپس آدم بتواند آن لغات و کلمات را تکلم کند. چرا که اگر چنین بود اولاً چنین چیزى فضیلتى براى آدم به حساب نمى آمد تا آنجا که او را در مقایسه با فرشتگان، در رتبه اى قرار دهد که بتواند جانشین خدا شود.
ثانیاً چنانچه همین تعلیم را به ملائکه مى داد، آن ها نیز توانائى تکرار آن کلمات را داشتند. چرا که آگاهى از یک لغت و اسم براى ملائکه امکان داشت
ثالثاً منظور از لغات و استفاده از آن ها، فهماندن مقاصد است و فرشتگان براى افهام و تفهیم به کلمات نیازمند نیستند، بلکه داراى کمالى فوق تکلم بوده و بدون واسطه شدن کلمات، مقاصد خود را به یکدیگر تفهیم مى کنند. اگر منظور از علم به اسماء، تنها نامهاى تعدادى از موجودات، یعنى نام و لفظى را که در لغت دارند، نبود پس چه بود؟ در پاسخ باید گفت حقیقت علمى که با تعلیم الهى براى آدم حاصل شد به گونه اى که استحقاق دریافت خلافت او گردید علمى بوده است توأم با کشف حقیقت و وجود آن ها. سماهاى اسم ها و اشیاء، حقایق خارجى و موجودات مخصوصى بوده اند که در پشت پرده غیبت مخفى بوده و علم به آن ها براى یک موجود زمینى مانند آدم امکان داشته است در حالى که براى فرشته هاى آسمانى امکان نداشته است. علم به اسماء چیزى شبیه علم لغات نبوده است بلکه مربوط به فلسفه و اسرار و کیفیات و خواص آن ها بوده است.
همان که در ادامه آیه به غیب السموات و الارض تعبیر شده است. قسمت پنهان و ناپیداى آسمان ها و زمین. همان که در سوره حجر آیه 21 تحت عنوان خزائن آمده است: {/Bوَ إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ {w1-7w}15:21/}این اسرار آفرینش که خداوند به انسان تعلیم داد، بدان جهت بود که از مواهب مادى و معنوى این جهان در مسیر تکامل خویش بهره گیرد. ب: اسماء الحسنى: منظور اسماء الحسنى که مطابق برخى آیات، مخصوص خداوند است، (اعراف/180، طه/8، اسراء/110 و...)، همان صفات کمالى است. البته اسماء حسنى خداوند داراى شرائطى است که به طور خلاصه بدان اشاره مى گردد: 1) بدلیل وصف حسنى براى اسماء، منظور اسمائى است که صرفاً بر ذات دلالت نکند بلکه در آن ها مفهوم وصفى لحاظ شود 2) در معناى وصفیش هم، حسنى بوده و از خصوصیات ماده و نقائص آن، خالى باشد 3) و همین معناى وصفى؛ ذات خدایتعالى اعتبار گردد.
توضیح آن که همه صفات کمالى ناشى از ذات مقدس الهى اند. بنابراین صفاتى مانند قادر، حىّ، علم و... را که در نظر بگیریم، همه اینها از ناحیه خداوند افاضه مى شوند. البته انتساب این گونه صفات کمالى به خداوند به گونه اى است که هیچ یک از محدودیتها و نقائصى که هنگام انتساب آن ها به انسان مطرح است، متصور نیست. به عنوان مثال، مفهومى از علم را که با تأملى در نوع آگاهى هاى حاصل توسط انسان درک مى کنیم در حصار محدودیت ها و قیودى گرفتار است از جمله: 1) حادث است؛ زیرا قبلاً نبوده، سپس به وجود آمده است، 2) در معرض زوال و نابودى است 3) براى تحصیل آن به ابزار و آلات یا منابع مطالعاتى نیازمندیم، 4) احتمال خطا در آن وجود دارد. حال وقتى صفت علم را براى خداوند به کار مى بریم، ضمن حفظ گوهر معناى آن یعنى آگاهى، باید آن را از قیود فوق پیراسته کنیم. ج: کلماتى را که آدم از خداوند دریافت داشت: {/Bفَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ {w1-5w}2:37/}: بعد از ماجراى وسوسه شیطان و دستور خروج آدم از بهشت، آدم متوجه شد به خود ستم کرده، و از آن محیط آرام و پر نعمت بیرون رانده شده لذا به فکر جبران خطاى خویش افتاد. لذا برخى گفته اند منظور از کلمات، همان جملات سوره اعراف آیه 23 مى باشد: {/Bقالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ اَلْخاسِرِینَ
گفتنی است تعلیم دو قسم است:
1. علم رسمى که در حوزه و دانشگاه آموخته مى شود. استاد سخنى مى گوید یا کتابى مى نگارد و مخاطب مى شنود یا مطالعه مى کند. در این جا پیک انتقال علم الفاظ، مفاهیم، نقوش و مانند آن است. این علوم حرفه اى بیش نیست؛ گاه با عمل همراه است و گاه نه؛ گاه تا آخر عمر مى ماند و زمانى از یاد مى رود. این علم خودش وسیله فهم حقایق است.
2. علمى که از نوع لفظ و مفهوم نیست. آهنگ نیست تا گوش بشنود؛ رسم و نقش نیست تا چشم ببیند؛ مفهوم نیست تا ذهن دریافت کند. این جا راه دل است. گاه انسان کلمه آفتاب را مى نویسد یاعکس خورشید را مى کشد تا به دیگرى بفهماند آفتاب یعنى چه. زمانى به کودک مى گوید به آفتاب نگاه کن و گاه یک آیینه در برابر آفتاب نگاه مى دارد تا صورت آفتاب از آینه منعکس شود و به چشم برسد.
این شخص اگر چه مستقیماً آفتاب را نمى بیند؛ ولى با انعکاس آینه نور را مى بیند. ممکن است نتواند کلمه آفتاب را بنویسد یا لفظهاى آفتاب و شمس را نشناسد؛ ولى حقیقت نور را درک کرده است. علومى که ذات اقدس اله به اولیاى خود عطا مى کند، از نوع عبرى و عربى و فارسى نیست، از نوع لفظ و مفهوم هم نیست. حقیقتى را به انسان کامل نشان مى دهد.
اگر انسان ظرفیت بالایى داشته باشد، عین حقیقت را به او ارائه مى کنند و اگر ظرفیت بالا نداشته باشد، آن حقیقت رادر آینه به او نشان مى دهند. اگر کسى توان داشته باشد، مستقیماً با چشم آفتاب را مى بیند؛ هر چند نداند در فارسى به این جرم نورانى آفتاب و در عربى شمس مى گویند. اگر نتواند، با آینه یا با عینک مخصوص به آفتاب مى نگرد و تصویر آفتاب را مى بیند. این گونه علوم را علم شهودى یا حضورى مى نامند؛ یعنى خود واقع را، از طریق شهود، به کسى نشان مى دهند. این علم در صحنه جان انسان مى ماند و از بین رفتنى نیست.
علم هاى حصولى مانند علوم حوزه و دانشگاه است. انسان مى فهمد آفتاب از چه نورهایى تشکیل شده، کلمه آفتاب را چگونه مى نویسند، طول و عرض آفتاب چقدر است ولى این علوم به انسان نور و گرما نمى دهد.
«تعلیم اسماء» از نوع علوم حصولى و لفظ نیست. ذات اقدس اله اسماى حسناى خود را به انسان کامل نشان داد. حضرت آدم - سلام الله علیه - مصداقى از انسان کامل است. امروز آدم عصر، وجود مبارک ولى عصر (عج) به شمار مى آید که متعلم به اسماى الاهى است.