♦️ مجید واشقانی با انتشار تصویر کتیبه شکست امپراطور رومی در برابر ایران نوشت: تاریخ تکرار خواهد شد
👉 @roshangarii 🚩
💢اینترنشنال؛ اتاق خونشوییِ جنایت با واژه ها
✍دکتر محمد بختیاری(استاد دانشگاه)
🔹شبکه اینترنشنال صرفاً یک رسانه معارض نیست، بلکه عملاً به یکی از بازوهای فعال جنگ شناختی علیه ایران تبدیل شده که مأموریت آن بازآرایی ادراک عمومی به نفع دشمن در بحبوحه جنگ است.
🔹وقتی حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به منازل مسکونی، محلات شهری و بافتهای غیرنظامی، بهجای آنکه «حمله به مردم» یا «بمباران مناطق مسکونی» نامگذاری شود، با عنوان «حمله به مواضع جمهوری اسلامی» بازنمایی میشود، در حقیقت یک جنایت جنگی در سطح ادراک، استتار و تطهیر میگردد.
🔹این دقیقاً همان نقطهای است که رسانه خونشویی میکند؛ خون را از قاب تصویر پاک میکند و ویرانی خانه مردم را به «ضربه مشروع به ساختار حاکمیت» تبدیل میسازد. هدف از این باز روایی، کاستن از حس انزجار مخاطب نسبت به دشمن، کاهش همدلی با قربانیان و تبدیل یک حمله وحشیانه به یک رخداد نظامی است.
🔹الگوی روایتسازی ا.اینترنشنال نیز بسیار معنادار و حسابشده است. این شبکه معمولاً خبر را نه بهصورت ساده، بلکه با جزئیات ریز، تخصصی و ظاهراً فنی عرضه میکند تا به روایت خود اعتبار مصنوعی بدهد.
🔹در واقع، مخاطب عامی وقتی با انبوهی از اصطلاحات فنی مواجه میشود، به طور ناخودآگاه تصور میکند که گوینده به منابع دقیق، اطلاعات ویژه و شناخت عمیق دسترسی دارد؛ در نتیجه، مقاومت ذهنیاش در برابر دروغ یا تحریف کاهش مییابد.
🔹نکته مهمتر آن است که ا.اینترنشنال صرفاً به روایتسازی بسنده نمیکند، بلکه تلاش دارد هیجان عاطفی دشمن را نیز به مخاطب منتقل کند. شوروشعف مشهود مجریان، لحن برانگیخته، انرژی غیرعادی در زمان اعلام حملات، نوع ادای کلمات، سرعت روایت و حتی چیدمان بصری خبرها، همگی نشان میدهد که این شبکه در حال پمپاژ یک حس روانی خاص است.
🔹کار ا.اینترنشنال فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه تحمیل تفسیر است. مخاطب نباید فرصت کند خودش بین حمله به یک ساختمان مسکونی و ادعای نابودی یک مرکز نظامی تمایز قائل شود.
🔹این همان مهندسی سریع ادراک در لحظه بحران است که از قضا در جنگهای مدرن، گاه از خود اصابت موشک هم مؤثرتر عمل میکند. /موج تاریخ
┄┅┅┅┅❀⚜️❀┅┅┅┅┄
🌐 کانال نشریه معارف🔻
https://eitaa.com/maarefmags_ir
💢مردم در خیابان، فرشتگان زمیناند!
🎙فقیه مفسر آیتالله جوادی آملی
▪️حوادث تلخ و دردناکی در این ایام رخ داد و متأسفانه همچنان ادامه دارد.
▪️هم به جان مردم حمله کرد هم به مال مردم، هم به کودکان خردسال و بیگناه مدرسهها حمله کرد و هم هتک حرمت قرآن و مراکز مذهبی و بقعه های متبرک کرد و به آنها حمله کرد
▪️اگر دزدی به خانه کسی حمله کرد، بیگانهای خواست به حریم انسان دخالت بکند ولو یک نفر را مورد حمله قرار بدهد، اینجا دفاع واجب است و این بیان نورانی را هم پیغمبر و هم ائمه اطهار فرمودند که دفاع واجب است.
▪️رهبر بزرگوار ما شربت شهادت نوشید. بسیاری از تصمیمسازان و تصمیمگیران شربت شهادت نوشیدند، حشر همه اینها با شهدای کربلا
▪️به عزیزان رزمنده هوایی، دریایی و زمینی، این اضلاع سهگانه را این بزرگان دارند حراست میکنند، صیانت میکنند، حفظ میکنند، فضا را حفظ میکنند، دریا را حفظ میکنند، تنگه هرمز را حفظ میکنند. آب و خاک را حفظ میکنند وظیفه ما هم تشکر هم دعا هم تقدیر است.
▪️مطلب بعدی مربوط به مردم بزرگ و بزرگوار این سرزمین است که اینها شبها مرتب در خیابان حضور خود را اعلام میکنند. اینها جزء فرشتگان زمیناند.
┄┅┅┅┅❀⚜️❀┅┅┅┅┄
🌐 کانال نشریه معارف🔻
https://eitaa.com/maarefmags_ir
✅ ستاد همبستگی ملی دانشگاهیان دانشگاه شیراز برگزار میکند:
◀️ سلسله وبینارهای جنگ تحمیلی، دفاع مقدس و همبستگی ملی ایرانیان(نشست پنجم)
📌 موضوع: تجاوز آمریکایی صهیونی: امکان سنجی تهدید هستهای (بایدها و نبایدها)
❇️سخنرانان:
🔶 دکتر امیر محمد حاجی یوسفی
🔷 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
🎤 سناریوهای پایان جنگ رمضان
🔶 دکتر علی آدمی
🔷 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
🎤جایگاه بازدارندگی هسته ای در نظم جهانی در حال تغییر
🔶 دکتر مجید بهستانی
🔷 عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین علیه السلام
🎤 اجبار به سلاح اتمی
🔶 دکتر مهدی نادری (دبیر علمی)
🔷 عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز
📅 زمان : چهار شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ ساعت: ۱۴:۳۰ - ۱۶:۳۰
🌐 لینک اسکای روم جهت شرکت در نشست:
https://www.skyroom.online/ch/farhangi.shirazu/elmi
کور شدن «چشم آمریکا» در شمال عراق، یعنی از دست رفتن قابلیت رصد تحرکات در مرزهای غربی ایران و منطقه کردستان، که مستقیماً بر برنامهریزیهای راهبردی متجاوزان تأثیر گذاشته است. از نظر نظامی، این ضربه ابتکار عمل را از آمریکا سلب کرده و زنجیره اطلاعاتی عملیاتی آن را در جبهه شمالی مختل ساخته؛ به گونهای که عملیات هوایی و شناسایی در کل منطقه با اختلال جدی مواجه شده است.
از بُعد اقتصادی، خسارت صدها میلیون دلاری تجهیزات پیشرفته، علاوه بر هزینههای بازسازی و جابجایی نیروها، فشار قابل توجهی بر بودجه پنتاگون وارد آورده و نشاندهنده ناکارآمدی سیستمهای دفاعی گرانقیمت در برابر تهدیدات ارزان و دقیق ایرانی است.
این رویداد پیام روشنی به متحدان منطقهای آمریکا ارسال کرد؛ پایگاههای آمریکا دیگر مکان امنی نیستند و ایران قادر است در عمق خاک دشمنان، ضربات دقیق و بازدارنده وارد کند. این شکست، اعتبار آمریکا را در افکار عمومی جهانی و منطقهای خدشهدار کرده و اعتماد به توان بازدارندگی واشنگتن را به چالش کشیده است.
در مجموع، عملیات موفق نیروهای مسلح ایران علیه پایگاه الحریر، بخشی از راهبرد جامع بازدارندگی در سومین جنگ تحمیلی است. این ضربهها نشان داد که ایران نه تنها در برابر تجاوز مستقیم ایستادگی میکند، بلکه قادر است ابزارهای کلیدی دشمن را در منطقه خنثی سازد.
کور شدن چشم اطلاعاتی آمریکا در اربیل، امنیت مرزهای غربی و شمالغربی ایران را تقویت کرده و نقشههای متجاوزان برای استفاده از پایگاههای نیابتی را نقش بر آب ساخته است.
ملت ایران با حمایت قاطع از نیروهای مسلح، بار دیگر ثابت کرد که هرگونه تهدید خارجی با پاسخ دقیق و قاطع مواجه خواهد شد و این پیروزی، سند دیگری بر قدرت و اراده ایران در دفاع از حاکمیت و منافع ملی است. در حالی که جنگ تحمیلی همچنان ادامه دارد، چنین ضرباتی، دشمن را به بازنگری در استراتژیهایش وادار خواهد کرد و نویدبخش تثبیت امنیت منطقهای در بلندمدت خواهد بود.
پایگاه هوایی الحریر (حریر) در نزدیکی اربیل اقلیم کردستان عراق، یکی از مهمترین مراکز نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده در منطقه غرب آسیا به شمار میرود.
این پایگاه که از آن به عنوان «چتر اطلاعاتی آمریکا» یاد میشود، میزبان تجهیزات پیشرفته شنود، رادارهای هشدار زودرس، پهپادهای شناسایی دوربُرد و تجمع قابل توجه نیروهای نظامی و امنیتی آمریکایی است.
الحریر نه تنها مقر فرماندهی عملیات هوایی و لجستیکی آمریکا در شمال عراق است، بلکه نقش کلیدی در نظارت بر تحولات منطقهای، جمعآوری دادههای الکترونیکی و هدایت پهپادهای شناسایی مانند مدلهای پیشرفته Reaper ایفا میکند.
این مرکز با دستگاههای عظیم شنود و سیستمهای راداری مرکزی، امکان رصد گسترده مرزها، تحرکات هوایی و حتی فعالیتهای دوربُرد را برای واشنگتن فراهم کرده بود و به عنوان چشم و گوش استراتژیک آمریکا در قلب منطقه عمل میکرد و حضور نزدیک به دو هزار نیروی آمریکایی و تجهیزات ارزشمند در این پایگاه، آن را به یکی از حساسترین نقاط حضور نظامی آمریکا تبدیل کرده بود.
در هفتههای اخیر نیروهای مسلح ایران با عملیات دقیق موشکی و پهپادی، ضربههای سنگینی به این پایگاه وارد آوردند. از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دهها حمله ترکیبی با موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی پیشرفته به مقرهای کلیدی الحریر انجام گرفته است. سپاه در بیانیههای رسمی، هدفگیری مستقیم مرکز فرماندهی نیروهای آمریکایی در این پایگاه را تأیید کرد و گزارشها حاکی از شلیک حداقل پنج موشک دقیق به ساختمانهای اصلی و مراکز عملیاتی است.
پهپادهای ایرانی نیز با دقت بالا، نقاط حساس را مورد حمله قرار دادند و آتشسوزیهای گستردهای در بخشهای غربی و مرکزی پایگاه ایجاد کردند. تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی نشان میدهد که چهار سازه کلیدی در بخشهای عملیاتی پایگاه آسیب جدی دیده یا ویران شدهاند و فعالیتهای هوایی آمریکا از این مرکز با کاهش ۹۵ درصدی مواجه شده است. پروازهای لجستیکی تقریباً متوقف شده و نیروهای آمریکایی اکنون مجبور به استفاده محدود از پهپادهای شناسایی به جای بالگردها شدهاند.
یکی از برجستهترین دستاوردهای این عملیات، نابودی رادار مرکزی و سیستم پیشرفته شنود پایگاه بود. این رادار که قلب تپنده نظارت اطلاعاتی آمریکا در منطقه شمال عراق به شمار میرفت، با پهپادهای نسل جدید ایرانی هدف قرار گرفت و پس از آتشسوزی طولانی، کاملاً از کار افتاد.
این ضربه، نه تنها قابلیت هشدار زودرس و رصد پهپادها و موشکهای بالستیک را از آمریکا سلب کرد، بلکه زنجیره جمعآوری دادههای الکترونیکی و هدایت عملیات شناسایی را مختل ساخت. تجهیزات شنود عظیم الکترونیکی و انبارهای پشتیبانی پهپادهای شناسایی نیز در حملات پهپادی آسیب جدی دیدند.
تخمین کارشناسان از خسارت تجهیزات پیشرفته نشان میدهد که تنها بخش رادار و سیستمهای وابسته، صدها میلیون دلار ارزش داشته و بخشی از سرمایهگذاری کلان آمریکا در زیرساختهای اطلاعاتی منطقه را تشکیل میدهد.
با احتساب سازهها، انبارها و تجهیزات جانبی، مجموع سرمایه و بودجه آسیبدیده در الحریر به صدها میلیون دلار میرسد که بخشی از خسارت کلی صدها میلیون دلاری واردشده به پایگاههای آمریکایی در منطقه را شامل میشود. این ارقام، بدون احتساب هزینههای عملیاتی اضافی و بازسازی، ضربه اقتصادی قابل توجهی به بودجه نظامی آمریکا وارد آورده است.
در بُعد تلفات انسانی نیز، این عملیات ضربه سنگینی به نیروهای آمریکایی وارد آورده. گزارشهای معتبر حاکی از کشته شدن چندین نیروی آمریکایی، از جمله افسران ارشد در بخش فرماندهی و زخمی شدن دهها نفر دیگر در حملات موشکی و پهپادی است.
یکی از فرماندهان ارشد آمریکایی در منطقه اربیل نیز در جریان این درگیریها جان باخت. این تلفات، هرچند در مقایسه با حجم عملیات محدود به نظر میرسد، اما تأثیر روانی عمیقی بر روحیه نیروهای مستقر گذاشته و باعث تشدید روند خروج یا کاهش حضور نیروهای آمریکایی در شمال عراق شده است. نیروهای امنیتی و نظامی آمریکا که پیش از این در الحریر متمرکز بودند، اکنون با محدودیتهای شدید عملیاتی روبهرو شدهاند و امنیت پایگاه به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
ضربه به پایگاه الحریر، فراتر از ابعاد نظامی و اقتصادی، ضربهای سنگین به پرستیژ و اعتبار منطقهای و بینالمللی آمریکا وارد کرده است. این پایگاه که نماد قدرت نظارتی واشنگتن در منطقه بود، اکنون به عنوان نقطه ضعفی آشکار شده که حتی با وجود حمایتهای محلی، در برابر توان موشکی و پهپادی ایران آسیبپذیر است.
اگر در این نوشته بر موضوعات اقتصادی تاکید میشود هرگز به این معنی نیست که تنها دست اورد جنگ رمضان اقتصادی است خیر قصد این نوشته موضوع اقتصاد است و میدانیم که در بخش های سیاسی و نظامی هم صد در صد پیروز شدیم و دست اوردها بشتر از اقتصاد نباشد کمتر هم نیست.ما اقتصاد جنگ را بردیم .چرا که:
۱-با کنترل و در دست گرفتن تنگه هرمز امکان دسترسی به منابع عظیم و قابل رشدی فراهم شد که در تاریخ ایران بی نظیر است و میتواند درمدت زمان کوتاهی باعث رشد وشکوفایی درامد ملی و به تبع ان توسعه و عمرانی کشور عزیزمان ایران شود.این منابع همچنین میتوانند این امکان را به ما بدهد که معضل کاهش ارزش پول ملی به دلیل محدودیت های ارزی را که طی سالهای اخیر بسیار اقتصاد و مردم را ازار داده است را حل کنیم .امکان دو برابر کردن درامد ارزی کشور طی مدت زمان یک سال یعنی شوک مثبت اقتصادی به متغیر های مهم اقتصاد نظری،اجتماعی و سیاسی .نکته مهم دیگر در این خصوص اینکه مدیریت تنگه هرمز بهترین ابزار برای وصول مطالبات قبلی از خیلی از کشورهایی است که به دلیل تحریم و دلایل بعضا واهی از پرداخت بدهی های خود به ایران طفره میرفتند.
۲-ایران پیروز اقتصاد جنگ رمضان است چرا که همانگونه که رهبر شهیدمان بارها تاکید داشتند نمیتوانددردنیای بی قانون امروز دنیایی که مثل جنگل رفتار میکنند بدون قدرت نظامی پولدار شد و اقایی کرد.ضعیف که باشی انتهایش نوکر خوبی خواهی بود که ارباب نظرش هر زمان چه باشد و میلش به چه سمتی برود.تحلیل درستی از اقای سعید لیلاز شنیدم که میگفتند برای امپریالیسم یا نوکری یا دشمن چیزی بعنوان شریک ورفیق و ازین جور چیزها نداریم.این حرف درستی است و میتوانیم ببینیم که چه وضع و اوضاعی بر جهان بی قانون حاکم است.هرگز هم نگوییم جهان امروز ،خیر همینگونه بوده و الان عیان شده است.وضع جنگ به گونه ای پیشرفته که ازین ببعد در تمام تعاملات اقتصادی در عرصه بین المللی و بخصوص تعاملات با کشورهای همسایه جنوبی توان نظامی و خاطرات این جنگ یکی از متغیر های مهم مثبت به نفع ایران لحاظ خواهد شد. از این منظر و با احترام به خون تمامی شهدا و بخصوص رهبرعزیزمان و تمامی مردم و سرداران و مجاهدان و ابراز تاسف عمیق برای خرابی ها و صدمات وارد شده،جنگ رمضان گویا برای ایران یک توفیق اجباری ودلیل و بهانه ای برای اثبات قدرت نظامی و بیرون امدن از پوششی که سالها بدلیل حجب و حیای حاکم بر اصول سیاست بین المللی این کهن بوم شد.قطعا ازین ببعد مثل قبل نخواهد بود.
۳-وقتی جنگمیشود ضربه اقتصادی به دشمن دستاورد اقتصادی جنگ برای ما محسوب خواهد شد.در این زمینه ماجرا کاملا عیان و محسوس است.اوضاع به گونه ای است که با شلیک هر موشک و پهباد و شهپاد از سوی ایران به دشمن ضربه اقتصادی وارد میشود.حال چه اصابت بکند (که ضربه بیشتر میشود) چه نکند .چراکه برای انهدام ان باید چند ده یا چند صد برابر بیشتر هزینه کنند تا پرتابه ایران را منهدم کنند.اساسا نوع امادگی ایران و ارزان جنگیدن ان کمر اقتصادی دشمن را شکسته واستخوانهایش را هم خورد کرده است.ازین جهت تا همیشه این سبک جنگیدن به تاریخ پر افتخار ایران اضافه وبنامش ثبت شد.بدون تردید وقطعا اگر هزینه جنگ را شامل هزینه تجهیزات نظامی استفاده شده،هزینه مالی حقوق ودستمزد و لجستیک تجهیزات،تجهیزات منهدم شده و خرابی و ویرانی امکان نظامی و صنعتی و غیره و عدم النفع های پیش امده بدانیم ،این جنگتا امروز برای امریکا ورژیم صهیونیستی و کشورهای حامی انها بالای ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه در برداشته است.(این رقم محاسبه ای محافظه کارانه هست و میتواند بسیار بیش ازین باشد.در این محاسبه ریزش سنگین ارزش سهام دربورسها لحاظ نشده است)این اعداد قطعا از نظر اقتصادی خیلی بیشتر از اسیب های وارد شده به ایران است.
۴-فراوانی اقلام غذایی و دارویی و عدم افزایش قیمت ها در طول جنگ رمضان و ارامش اقتصادی مردم از این نظر که ناشی از مدیریت درست دولت محترم و تمام ارکان نظام بخصوص دستگاه قضا و نهادهای امنیتی ونظارتی است ،خود دلیل دیگری برای اعلام پیروزی اقتصاد جنگ رمضان برای ایران عزیز است.نکته مهم اینکه بسیاری از سازوکارها ونگرش های تسهیل گر و بکار گرفته شده برای اینده و دوران پس از جنگ هم قطعا استفاده خواهد شد واین نیز به تنهایی دستاورد بسیار ارزشمند جنگ رمضان است.
اقتصادآنلاین؛ محمد عنبری مدیرکل حوزه وزارتی وزارت اقتصاد و امور دارایی: عبور بازده اوراق خزانه داری بلندمدت ایالات متحده به سطوح بالای 5 درصد در روزهای اخیر همزمان با تشدید جنگ نظامی میان آمریکا و ایران، یکی از مهمترین سیگنال هایی است که بازارهای مالی درباره آینده اقتصاد آمریکا مخابره می کنند. بازار اوراق خزانه با ارزشی بیش از ۲۷ تریلیون دلار بزرگترین بازار بدهی جهان محسوب می شود و نرخ های بازده آن عملا پایه قیمت گذاری بسیاری از دارایی های مالی در سراسر اقتصاد جهانی است. به همین دلیل هر جهش معنادار در بازده اوراق بلندمدت صرفا یک نوسان مالی نیست، بلکه بازتابی از تغییر در انتظارات سرمایه گذاران نسبت به تورم، ریسک ژئوپلیتیک و پایداری مالی دولت ایالات متحده است.
در روزهای اخیر همزمان با بالا گرفتن درگیری میان آمریکا و ایران، بازارهای جهانی انرژی و سرمایه وارد مرحله ای از عدم قطعیت شده اند. خاورمیانه هنوز حدود یک سوم عرضه نفت جهان را در اختیار دارد و هرگونه تهدید برای مسیرهای صادراتی این منطقه، به ویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز که حدود یک پنجم نفت جهان از آن عبور می کند، بلافاصله در قیمت نفت و انتظارات تورمی جهانی منعکس می شود. تجربه تاریخی نشان می دهد هر زمان تنش های نظامی در این منطقه افزایش یافته، بازارهای مالی نیز واکنش سریع نشان داده اند. بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ که با جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی اوپک آغاز شد، یکی از نمونه های کلاسیک است؛ شوکی که تورم آمریکا را به بیش از ۱۰ درصد رساند و بازده اوراق خزانه در سال های بعد حتی به سطوح دو رقمی نزدیک شد.
افزایش بازده اوراق خزانه در شرایط کنونی نیز در چارچوب مشابهی قابل تفسیر است. در بازار اوراق قرضه رابطه قیمت و بازده معکوس است. وقتی سرمایه گذاران نسبت به نگهداری اوراق تمایل کمتری داشته باشند، آن را می فروشند، قیمت اوراق کاهش می یابد و در نتیجه بازده افزایش پیدا می کند. بنابراین جهش بازده اوراق خزانه به معنای آن است که سرمایه گذاران برای نگهداری بدهی بلندمدت دولت آمریکا اکنون سود بیشتری مطالبه می کنند. این افزایش در واقع نوعی «حق بیمه ریسک» است که بازار در واکنش به افزایش تنش نظامی و نااطمینانی اقتصادی مطالبه می کند.
در فضای تنش میان واشنگتن و تهران، چند عامل به طور همزمان بر انتظارات سرمایه گذاران اثر گذاشته است. نخست نگرانی درباره جهش قیمت انرژی است. اگر درگیری مستقیم به اختلال در عرضه نفت منطقه منجر شود، قیمت نفت می تواند به سرعت افزایش یابد و این موضوع تورم جهانی را دوباره تقویت کند. برای دارندگان اوراق بلندمدت با نرخ ثابت، تورم بالاتر به معنای کاهش ارزش واقعی پرداخت های آینده است. در نتیجه بسیاری از سرمایه گذاران ترجیح می دهند از این دارایی ها خارج شوند و این رفتار فروش باعث افزایش بازده می شود.
دومین عامل، افزایش هزینه های مالی دولت آمریکا به دلیل درگیری نظامی با ایران است. جنگ های بزرگ همیشه فشار قابل توجهی بر بودجه دولت ها وارد می کنند. جنگ عراق و افغانستان که از سال ۲۰۰۱ آغاز شد طبق برآوردهای دانشگاه براون بیش از ۸ تریلیون دلار برای اقتصاد آمریکا هزینه داشته است. در حال حاضر با درگیری مستقیم میان ایالات متحده و ایران، بر اساس گزارش رسانههای معتبر آمریکایی، هزینه مستقیم عملیات نظامی از ۲۵ میلیارد دلار فراتر رفته است و بازار سهام این کشور حدود سه تریلیون دلار از ارزش خود را از دست داده است. در چنین شرایطی دولت آمریکا برای تأمین مالی هزینههای جنگ ناچار به انتشار حجم بیشتری از اوراق خزانه است و این افزایش عرضه، بهصورت طبیعی فشار صعودی بر بازده اوراق وارد میکند. تداوم این وضعیت به رشد نرخهای بهره، افزایش هزینه تأمین مالی دولت و تشدید شکنندگی در ساختار بدهی بیش از ۳۴ تریلیون دلاری ایالات متحده منجر میشود.
این مساله زمانی حساس تر می شود که بدانیم ساختار مالی دولت آمریکا در حال حاضر در شکننده ترین وضعیت چند دهه اخیر قرار دارد. بدهی عمومی فدرال اکنون از ۳۴ تریلیون دلار عبور کرده و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به حدود ۱۲۰ درصد رسیده است. این سطح از بدهی آخرین بار پس از جنگ جهانی دوم مشاهده شده بود. تفاوت مهم این است که در دهه های پس از جنگ جهانی دوم اقتصاد آمریکا با رشد سریع جمعیت، صنعتی شدن و افزایش بهره وری روبه رو بود و همین رشد بالا کمک کرد نسبت بدهی به اقتصاد طی چند دهه کاهش یابد. اما در اقتصاد امروز آمریکا رشد اقتصادی بالقوه طبق برآوردهای دفتر بودجه کنگره در محدوده حدود ۱.۸ تا ۲ درصد قرار دارد؛ نرخی که برای جذب چنین سطحی از بدهی چندان بالا محسوب نمی شود.
افزایش بازده اوراق در چنین محیطی به سرعت به افزایش هزینه بهره دولت تبدیل می شود. در سال ۲۰۲۵، هزینه پرداخت بهره بدهی فدرال ایالات متحده به حدود ۱.2 تریلیون دلار رسیده و برای دومین سال متوالی از بودجه دفاعی آمریکا پیشی گرفته است. این جهش، ادامهی روندی است که نخستین بار در سال ۲۰۲۴ شکل گرفت و نشان میدهد بار بهره بدهی به بزرگترین قلم هزینهای دولت فدرال تبدیل شده و عملاً فشار پایدار و فزایندهای بر ساختار مالی عمومی آمریکا وارد میکند.
برخی برآوردها نشان می دهد اگر نرخ های بهره در سطوح فعلی باقی بمانند، هزینه بهره دولت فدرال در دهه آینده می تواند به بیش از ۱.۵ تریلیون دلار در سال برسد. این یعنی بخش قابل توجهی از درآمدهای مالیاتی صرفا برای پرداخت بهره بدهی های قبلی هزینه خواهد شد.
اقتصاددانان این وضعیت را اغلب آغاز مرحله ای می دانند که در آن پویایی بدهی می تواند به سمت ناپایداری حرکت کند. در ادبیات اقتصاد کلان یک شاخص مهم برای ارزیابی پایداری بدهی مقایسه میان نرخ بهره و نرخ رشد اقتصادی است. اگر نرخ بهره بلندمدت از نرخ رشد اقتصاد بیشتر شود، نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به طور ساختاری تمایل به افزایش پیدا می کند. در چنین حالتی حتی اگر دولت هزینه های خود را ثابت نگه دارد، بار بدهی به مرور سنگین تر می شود. بسیاری از تحلیلگران از این وضعیت با عنوان «مارپیچ بدهی» یاد می کنند؛ چرخه ای که در آن افزایش نرخ بهره باعث افزایش هزینه بهره می شود و افزایش هزینه بهره نیز کسری بودجه و انتشار اوراق جدید را بیشتر می کند.
تشدید تنش میان آمریکا و ایران می تواند این چرخه را سریع تر کند، زیرا علاوه بر افزایش هزینه های جنگ، فشار تورمی ناشی از بازار انرژی نیز به آن اضافه می شود. اگر قیمت نفت به طور پایدار در سطوح بالا باقی بماند، فدرال رزرو برای مهار تورم مجبور خواهد شد سیاست پولی سختگیرانه تری اتخاذ کند و نرخ های بهره برای مدت طولانی تری بالا بمانند. این موضوع مستقیما بر بازار اوراق خزانه اثر می گذارد و هزینه تامین مالی دولت را افزایش می دهد.
البته ایالات متحده همچنان از یک مزیت ساختاری بزرگ برخوردار است: جایگاه دلار در نظام مالی جهانی. دلار حدود ۵۸ درصد ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان را تشکیل می دهد و بخش بزرگی از تجارت جهانی با این ارز انجام می شود. همین جایگاه باعث می شود تقاضای جهانی برای اوراق خزانه آمریکا همچنان بالا باقی بماند. اما حتی این مزیت نیز مصونیت کامل ایجاد نمی کند. اگر بازده اوراق برای مدت طولانی در سطوح بالا باقی بماند و همزمان تنش های ژئوپلیتیک با ایران یا سایر مناطق ادامه پیدا کند، سرمایه گذاران ممکن است برای نگهداری بدهی آمریکا ریسک پرمیوم بیشتری مطالبه کنند.
در چنین شرایطی بازار اوراق خزانه عملا به یکی از مهمترین شاخص های سنجش اعتماد جهانی به اقتصاد آمریکا تبدیل می شود. افزایش بازده اوراق تنها یک حرکت تکنیکی در بازار مالی نیست؛ بلکه نشانه ای از آن است که سرمایه گذاران در حال بازنگری در انتظارات خود درباره تورم بلندمدت، ثبات ژئوپلیتیک و توان دولت آمریکا در مدیریت بدهی هایش هستند.
برای اقتصادی با بدهی بیش از ۳۴ تریلیون دلار، هر افزایش در نرخ بهره پیامدهای بزرگی دارد. هر یک درصد افزایش در میانگین هزینه تامین مالی بدهی می تواند صدها میلیارد دلار هزینه جدید به بودجه دولت اضافه کند. در چنین شرایطی اگر جنگ با ایران طولانی یا شدیدتر شود و بازار انرژی همچنان بی ثبات باقی بماند، فشار تورمی و مالی می تواند به یکی از بزرگترین چالش های ساختاری اقتصاد آمریکا در سال های آینده تبدیل شود.
به همین دلیل واکنش فعلی بازار اوراق خزانه را می توان فراتر از یک نوسان کوتاه مدت تفسیر کرد. جهش بازده اوراق در واقع هشداری است که نشان می دهد سرمایه گذاران جهانی در حال قیمت گذاری سناریویی هستند که در آن جنگ یا تنش طولانی با ایران، تورم بالاتر، هزینه های مالی سنگین تر و فشار بیشتر بر ساختار بدهی دولت آمریکا را به همراه خواهد داشت. در چنین محیطی سیاست گذاران آمریکایی و بینالمللی در نهایت با انتخاب های دشواری روبه رو شوند: افزایش مالیات ها، کاهش هزینه های عمومی یا پذیرش تورم بالاتر برای کاهش ارزش واقعی بدهی.
الله اکبر
خامنه ای رهبر
موج ۸۹ علیه اهدافی در ایلات، تل آویو، بنی براک، علیه اهداف نظامی و تجمعات نیروهای تروریستی رژیم صهیونیستی به اجرا درآمد
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
🔹عملیاتهای هماهنگ، هم افزا و تفکیک محور نیروهای مسلح ج.ا ایران و جبهه های مقاومت در «موج هشتاد و نهم» عملیات وعده صادق 4 با رمز «یا موسی کلیم الله» با شلیک بیش از 100 موشک سنگین و پهپاد تهاجمی و 200 راکت در شعاع چند ده هزار کیلومتری کل منطقه غرب آسیا و شمال تا جنوب سرزمینهای اشغالی علیه اهداف آمریکایی و صهیونیستی اجرا شد.
🔹این عملیات های ترکیبی که با تقدیم به ارواح طیبه شهدای مقاومت اسلامی یمن اجرا شدند، نقاطی را در ایلات، تل آویو، بنی براک، علیه اهداف نظامی و تجمعات نیروهای تروریستی رژیم صهیونیستی به اجرا درآمد که بنابه گزارش منابع محلی تلفات سنگینی به صهیونی وارد آمده است.
🔹در ادامه مخفیگاه نیروهای ارتش تروریستی امریکا در بحرین که شامل ۸۰نفر می شد مورد اصابت دقیق و نقطه ای قرار گرفت و گروه بالگردی ارتش تروریستی امریکا نیز در پایگاه العدیری مورد هجوم موشکهای بالستیک قرار گرفت و در نتیجه این حمله یک بالگرد از بین رفته و به دیگر بالگردها نیز صدمات جدی وارد شده است
🔹ایجاد ید واحد امت اسلامی در سایه یکپارچگی جبههها و هماهنگی بین آنها در برابر دشمنان ظالم جهان اسلام و انسجام حیرتانگیز ملت ایران، بزرگترین دستاوردهای این جنگ تحمیلی برای جهان اسلام و ج.ا ایران است.
🔹زندگی سخت و پرفشار در سرزمینهای اشغالی در آستانه عید یهودیان، تعلیق خدمات درمانی و غذایی در آمریکا، فرار سربازان آمریکایی از منطقه و تورم فزاینده در جهان نیز بخشی از دستاوردهای جنگ افروزان متوهم می باشد.
🔹این موج به فضل الهی با شدت و قدرت تمام ادامه دارد و اخبار تکمیلی به اطلاع امت اسلامی رسانده خواهد شد.
@mrtahlilgar1