7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شب_یلدا
بفرست برای اونی که دنبال یه دسر راحت و آسون برای شب یلدا هست 😍
مواد لازم
بیسکوییت ساقه طلایی یک بسته
کره ۱۰۰ گرم
پنیر خامه ای ۲۰۰ گرم
خامه صبحانه ۲۰۰ گرم
پودر قند ۲ ق غ
ژله انار یا هندوانه ۱ بسته
آب جوش و آب سرد برای ژله از هر کدام سه چهارم لیوان
پودر ژلاتین : ۲ ق غ
طرز تهیه
بیسکوییت رو پودر کنید با کره آب شده ترکیب کنید کف قالب مافین کاغذ بزارید و ترکیب کره و بیسکوییت و بریزید و فشرده کنید و نیم ساعت در یخچال قرار دهید 😍
خامه و پنیر و پودر قند و ترکیب ژلاتین و آب سرد رو اضافه کنید و ترکیب کنید و بعد روی بیسکوییت ها بریزید و بذارید یخچال تا ببنده 😍
پودر زله رو اول با آب جوش بعد با آب سرد ترکیب کنید و وقتی از داغی افتاد روی لایه قبلی بریزید اگه دوست داشتید امار هم بریزید 😍
حدود چهار تا پنج ساعت در یخچال قرار بدین و نوش جان کنید 😍
یـاد بـگـیـریــم شـاد زنـدگــے کـنـیـم♡ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ♡
@vlog_ir
«به ماه چشم دوختم،
با این امید که ممکن است
تو هم ماه را ببینی.»
@vlog_ir
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوهرم معلم روستا های کوچک بود که دخترای کم سن و سال رو فریب میداد و...
از حرفهای نوری جان خيلی ناراحت شدم ، بغض و اشك منو ديد اما به روی خودش نيورد و حرفامو باور نكرد شایدم داشت سیاست به خرج میداد ..
سكوت كردم چون دلم از نوری جان هم شكسته بود ، با دلی شكسته راهمو سرازير كردم سمت خونه ، از بی كسی خودم دلم گرفته بود نه كسی غم خوارم بود نه خانواده ای داشتم كه ازم حمايتت كنن ...
وارد خونه كه شدم خبری از سالار نبود خواستم برم سمت اتاق كه متوجه شدم بهادر خونست
هر وقت كه با بهادر جايی تنها ميشدم دست و دلم از ترس شروع به لرزيدن ميكرد و تا مرز سكته میرفتم
زير لب با استرس سلامی دادم و خواستم سمت اتاق برم كه دستمو محكم گرفت و گفت : كجا ميخوای بری ؟ داری از دست من فرار ميكنی ؟
دستمو به زور از توی دستش كشيدم بيرون و گفتم : تورو به اون خدايی كه ميپرستی دست از سرم بردار ..
چشمکی زد و گفت: مگه ميتونم ولت كنم ؟ تو بچه ی اون سالار كثيفو كه همين چند دقيقه پيش با يه دختر كه نصف تو بود داشت عشق و حال ميكرد ميخوای به دنيا بياری اما از منی كه تمام جونمو برات میدم فاصله ميگيری ؟
_ با بغضی که داشت خفه ام میکرد گفتم : اون شوهرمه به تو هم هیچ ربطی نداره دست از سرم بردار ..
قدمی سمتم برداشت تا اومدم هلش بدم دوتا دستامو محكم گرفت و وقتيكه داشتم تلاش میکردم دستامو از تو دستاش بكشم بيرون افتادم روی زمین و بهادرم هیکل ...
#ادامه_دارد
https://eitaa.com/joinchat/2160263385C70b5bf0bff
«دلم میخواهد؛
جزئیات کوچکِ زندگیات باشم
همان آهنگی که دوست داری
یا غذایِ مورد علاقه ات
همان عطر تلخِ دلخواهت
یا اصلا هر آنچه باشم که به تو ربط دارد!»
@vlog_ir
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول جناب حافظ:
«با خرابات نشینان ز کَرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد.»
@vlog_ir
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«برخی از ما فکر میکنیم
دوام آوردن قویترمان میکند،
اما گاهی قدرت در رها کردن است.»
@vlog_ir
عزیزِ من
تو آخرین فکر من قبل از خواب بودی
و اولین فکر من بعد از بیدار شدن.
@vlog_ir
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«یک روز من هم به جای دوست داشتن
دوست داشته میشوم؛
کاش آنوقت هم پای تو در میان باشد.»
@vlog_ir