11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گل_گیاه
پتوستو اینجوری منفجر کن 💣🧨 بفرس واسه اونی که پتوس داره 👌😎
این ۳ تا کارو انجام بده ✌️ اگه رشد پتوست ۱۰ برابر نشد هرچی خاستی بگو 👋
۱ - نور خوب و آب خوب 💧☀️
۲ - استفاده از مکمل های ۱۰ ۵۲ ۱۰ و ۲۰ ۲۰ ۲۰
۳ - استفاده ار هورمون جلبک برای پهن تر شدن سایز برگاش 🧪🌡️
❎
یـاد بـگـیـریــم شـاد زنـدگــے کـنـیـم♡ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ♡
@vlog_ir
اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه:
آدمها تا حدِ مردن از خود خستهات میکنند،
ترکت نمیکنند، اما مجبورت میکنند ترکشان کنی...
آنگاه تو میشوی بندهی سرتا پا خطا کار !
@vlog_ir
ما مسئول رفتار آدمها نیستیم،
خوبی اگر میکنیم باید برای دل خودمان باشد
حالا یا قدر میدانند یا بی لیاقتیشان را فریاد میزنند!
@vlog_ir
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#زندگی_مشترک
واقعا بعضیا چرا همچین تفکری دارن؟؟؟
یـاد بـگـیـریــم شـاد زنـدگــے کـنـیـم♡ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ♡
@vlog_ir
اونجا که محمود درویش میگه:
وقتی عشق به پایان میرسد
بدان که عشق نبوده است
عشق را باید زندگی کرد
نه آنکه به یاد آورد.
@vlog_ir
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوهرم معلم روستا های کوچک بود که دخترای کم سن و سال رو فریب میداد و...
نشستم کنارش و با دست و پای لرزون صداش زدم
_ بهادر ؟ بهادر؟
اما هيچ جوابی نداد ، تكونش كه دادم مثله يه مُرده بود ..
زندگی جلو چشمام رنگ باخت ، دستامو بالا بردم و گفتم: خدايا تورو به عزت و جلالت كمكم كن كاری نكن كه با يه بچه تو شكم و یه بچه تو بغلم برم زندان ..
چند بار سعی كردم بهادرو بيدار كنم اما انگار كه تو اين دنیا نبود ..
بغض لحظه ای بهم امون نميداد از ترس نميدونستم دارم چكار ميكنم ، چارقدمو روی سرم انداختم و از تو كشو هر چی كه پول بود و هر چند مبلغ کمی بود برداشتم و از خونه زدم بيرون مطمئنم اگه ميموندم تو اون خونه هيچكس حرف منو باور نميكرد كه بهادر ميخواسته بهم تجاوز كنه ..
متوجه قطره قطره خونایی كه از شلوارم ميريخت ميشدم و درد زيادی تو شكمم ميپيچيد مدام خدارو زير لب صدا ميزدم و ازش كمك ميخواستم ، سوار اولين ماشينی كه سر راهم بود شدم ،
نميدونستم كجا ميرم فقط رومو پوشوندم كه ناشناس باشم راننده كه متوجه پريشونی من شده بود گفت : خواهر خوبی ؟ مشكلی پيش اومده ؟
حتی توان اينكه جواب راننده رو بدم نداشتم ، فقط بهش گفتم بره روستای بالايی ..
تو روستای بالايی يه پيرزن طبيب ميشناختم كه ميدونستم برای درمون حالم باید بهش پناه ببرم
وقتی به روستا رسيديم با دست لرزون پولو دادم به راننده و ...
#ادامه_دارد
https://eitaa.com/joinchat/2160263385C70b5bf0bff
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
هیچ کس نمیداند برایش چه قرةالعین هایی پنهان کرده ایم ...
+ قرةالعین: اشکی که از شدت شادی در چشم حلقه میزند و میچکد
@vlog_ir
همان علی که میگفت:
اگر تمام عرب باهم همدست شوند
و مقابلم بایستند،
توان مقابله با من را ندارند؛
وقتی حسن و حسین در مسجد
خبر همسرش را برایش آوردند؛
زانویش لرزید و با صورت
به زمین خورد و بیهوش شد...
آب بر صورتش پاشیدند،
به هوش که آمد فرمود:
ای دختر محمد؛
تا زنده بودی مصیبتم را به تو میگفتم،
بعد از تو چگونه آرام بگیرم...؟!
@vlog_ir
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همیشه یه کم حقیقت پشت "شوخی کردم” یه کم آگاهی پشت “نمیدونم” یه کم احساس پشت “مهم نیست” و یه کم درد پشت “خوبم” وجود داره...
@vlog_ir