ᵥₒᵢd
راستش را بخواهی من بنفش را دوست داشتم و الکترو را، پس تو را هم دوست داشتم... بنفش، تجسمی از اقتدار
و این بار اولین بار است که من برای یه نفر دیگر اینجام نه تو...
برای او
تنها او
و حاضرم قسم بخورم رهایش نمیکنم تا تو دست از تصمیمات مسخره ات برداری...
به هرحال، اولین بارت که نیست، هست؟...
دوباره مرا بشکن، البته اگر میتوانی...
همه اش الکیه نه؟...
حتی اگه تلاش کنم براش، واقعا مفید نیست...
این چیزی نیست که باید...
چون دلم میخواد دلیل نمیشه انجامش بدم...
بهم گفتی خودخواه اولین باری که دیدیم، یادته؟...
و بعدتر که ازم کمک خواستی و باهم اون کارو انجام دادیم گفتی خودخواه نیستم
ولی هستم، من هنوزم خودخواهم...