eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
باد مارا خواهد برد
مود: تو یه وضعیتی گیر کردم که نه خوشحالم نه ناراحت خنثی‌ام.حس میکنم روحم مُرد و دارم زندگی میکنم. در
مود: اگه فکرایی که دارم فقط فکرای عادی بودن قابل تحمل بودن و میتونسم یه جوری باهاشون کنار بیام،اما حالا فکرای مختلف و عجیب غریب تو ذهنمه که داره من و دیوونه میکنه.
کجای راه و اشتباه رفتم؟!
میدونید اشتباه من کجا بود؟ دقیقن اونجایی ک هروقت خواستید بودم.هروقت زنگ زدید سریع جواب دادم یا اگه نمیتونستم در اولین فرصت تماس میگرفتم باهاتون.هروقت بیرون خواستید همه جا در همه وقت پایتون بودم سریع هم قبول کردم اصلا ناز و عشوه واستون نیومدم سریع گفتم باشه حله میام کجا بریم؟.هروقت پیام دادید زود سین کردم انقدر اینکارارو کردم همتون هار شدید همتون منو گذاشتید آخر هر آدم از زندگیتون آخرش دلتونو زدم آخرش همتون میگفتید این ک همیشه هست بذار بعدا سراغشو میگیرم بذا بعدا بهش پیام میدم دیگ نفهمیدید پشت این آدمی ک همیشه هست کلی از وجودش شکسته قلبش خورد شده سر همینا بهتون پناه آورده تا شاید درمون شه اما دیگ داره پودر میشه کارش از خورد شدنم گذشته. آدم سرد شدن باهاتون نیستم اما آدم یهو گم و گور شدن هستم ( :
ببین من وقتی میگم تنهام، منظورم این نیست که مثلا تو یه جمع غریبی میکنم یا تو اتاقم نشستم و درو بستم. منظورم اینه که من لیست مخاطبام رو میگردم ولی کسی رو پیدا نمیکنم که بدون ترس، خوده واقعیمو بهش نشون بدم. منظورم اینه اشکام میریزه رو صفحه گوشی، اما هیچکس اونور خط نیست که دلداریم بده. کسی نیست که حتی دروغی بگه من پشتتم و حواسم بهت هست. من میگم تنهام، تو بفهم که کسی نیست دوست داشتنش رو بهم اثبات کنه یا آدم امنم باشه، بفهم که من هیچکسو ندارم برای درددل، برای خودم بودن، برای نترسیدن، برای تنها نبودن.
فلسفه‌ی بغل کردن خیلی عجیبه؛دستتو می‌پیچی دور بدن یه موجود زنده و انگار که یه سرنگ پر از مورفین وارد پوست تنت شده شناور میشی تو آرامش و وقتی نسخ بغل کردنش میشی جای خالی قلبش سمت راست قفسه سینت طوری درد میگیره که حاضری کل دنیاتو بدی تا فقط یک‌بار دیگه تو بغلت حسش کنی:)
حداقل نصفِ ما، تو کل زندگیمون نه یه اکیپ پایه داریم، نه یه مسافرت خفن میریم، نه قراره دونفری تو کویر دراز بکشیم و به آسمون خیره بشیم فقط میریم سره کار و با خانواده میجنگیم. واقعا ترسناک نیست؟ نمی‌ترسید همینجوری عمرتون تموم شه؟ :)
بعضی وقتا احساس میکنم دارم نقش بازی میکنم اینکه همچی بدون تو خوبه. درواقع نیست،من یه چیزیو بدون تو گم کردم و هیچوقتم پیداش نمیکنم .
اونجا که بعد از مدت زیادی تلاش بیهوده کردن یهو تصمیم میگیری بیخیال شی، مثل این میمونه که یه تیکه از زندگیتو میذاری زمین بلند میشی میری
ولی به نظر من وقتی آدم از دست یک نفر خیلی ناراحت می شه یا قلبش می شکنه، هیچ کس به جز همون یک نفر نمی تونه حالشو خوب کنه و باعث شه دوباره مثل روز اول بخنده، هرچقدرم دورش پر باشه، هرچقدرم دوستا و رفیقاش یا آدمای جدید توی زندگیش بیان و برای بهتر شدنش تلاش کنن، فایده ای نداره فوقش اون آدم تظاهر به فراموشی و خوشحالی می کنه که اطرافیانش از تلاشاشون نا امید و دلخور نشن، شاید به خاطر همینه که خیلی از آدما توی دنیا برای مدت طولانی غمگین موندن، انگار یکی توی گذشته اونارو قفل کرده و کلیدشو با خودش برده یه جای دور و دیگه ام بر نگشته.