ميگم خودمو گم كردم؛
كسی باور نميكنه، مثل همیشه ک درک نمیکنن، ميگن چی ميگی بابا مردم هزارتا مشكل دارن، تو خودتو گم كردی؟
اوايل شنیدن و تحمل اینا سخت بود اما بعد بجای حل مشکل امید انگیزه مثل همیشه عادت کردم.
عادت كردم که دیگه گم بمونم و سردرگم توی این دنیا و آدما عادت کردم به بی انگیزه بودن و حال بدی و همینطور نشستم به تماشای خودم درحالِ آب شدن.
برای من همه چیز فرق داشت، من منتظره کسی نبودم چون کسی که قرار بود حال منو خوب کنه همینجا کناره من نشسته بود. اون خودم بود.
احساس خفگی میکنم، همه حرفایی که باید میزدمو تو خودم ریختم،
فقط بخاطر اینکه طرف مقابلم دربارم فکر بد نکنه یا از دستم ناراحت نشه.
من هیچوقت آدم خوش شانسی نبودم، یعنی نشد یبار یکی برام تلاش کنه، نشد یبار برای یکی اون آدم مهمه باشم. تا جایی که یادمه، همیشه تنها بودم. نمیگم کسی کنارم نبوده یا کسی دوستم نداشته؛ بودن، خیلیم بودن، ولی کافی نبودن. اینکه صرفا کنارم بودن کافی نبود، من نیاز داشتم که یکی بلدم باشه. نیاز داشتم حالم برای یک مهم باشه، در حدی که برای حال خوب من تلاش کنه.
اینجا فضای مجازیه و تو هیچ ایده ای نداری که کسی که داره باهات چت میکنه و میگه «خوبم» دقیقا داره چه چیزی رو تحمل میکنه! یا کسی که هر روز حالتو میپرسه، استوریاتو میبینه و یا استوری میزاره واقعا خودش رو چه مودیه!
شاید خیلی خوشحال و اوکی بنظر میرسه ولی داره با چیزای عجیب و غریبی تو دنیای واقعی سرو کله میزنه..
یا نمیدونی کسی که یه مدت غیبش میزنه و نیست واقعا حالش چطوره و تو دنیای واقعی داره بهش چی میگذره.
پس اگه نمیتونی تو حرف زدنت مهربون باشی.
اگه نمیتونی اهمیت بدی.
اگه نمیتونی درک کنی.
اگه نمیتونی حال کسیو خوب کنی.
لطفا قضاوت هم نکن!
چون آدمها تو فضای مجازی فقط همون چیزی رو بهت نشون میدن که خودشون انتخاب میکنن پس لطفا جوری وانمود نکن که انگار همهی داستانشونو میدونی!
سخت بود، خیلیم سخت بود، قبلا رو میگم، اون روزایی که به حرفای دیگران اهمیت میدادم، و کاراشون ناراحتم میکرد، یا همش یه گوشه منتظر بودم یکی بیاد و اوضاعم خوب بشه و حالمو خوب کنه، تا اینکه روزا گذشت و فهمیدم همه چی از خودم شروع میشه، ارامش، حال خوب، اینکه به چی فکر میکنی و به کی اهمیت میدی و وقتتو واسه چه ادمایی میزاری، یادت باشه ما فقط یه بار زندگی میکنیم، پس زندگی کن؛ واسه خودت، دل خودت، نه دیگران..
برخلاف ظاهر شوخ، مهربون و اجتماعی که تو مجازی دارم، تو زندگی واقعیم آدمی کاملا منزوی و درون گرا هستم، و ترجیح میدم صبح تا شب تو تختم و زیر پتوم بمونم و به فیلم و سریال دیدن بپردازم و آهنگ گوش کنم و حتی کلمهای با کسی صحبت نکنم.